از ما

از ما

محمد آصف سلطان‌زاده: «سفر خروج»

آدمی تا چه‌قدر می‌تواند تحقیر را بپذیرد؟ خود ذات تحقیر است آدمی. آن‌که حقیر می‌سازد دیگری را. و چرا حقارت را می‌پذیرد آدمی؟ و چرا باید بپذیرد؟ و اگر نپذیرد چه کند؟ و چه کار کند وقتی حقیرش ساختند؟ چه‌گونه سر برافرازد و باز ابراز وجود کند؟

ادامه مطلب »
از ما

ماریا ابراهیم: تبارشناسی فرزندکشی (تحلیل رمان «سالمرگی» نوشته اصغر الهی)

تبارشناسی فرزندکشی در ایران دو منشا دارد که چون رودهایی جاری همواره روابط فردی و اجتماعی ما را سامان داده اند. منشا نخست مذهب است چونان که قربانی کردن فرزند در ادیان ابراهیمی پاس داشته شده، دوم اسطوره که در شاهنامه و مهمترین شخصیت آن جهان پهلوان رستم تجلی کرده است.

ادامه مطلب »
از ما

مصطفی فلاحیان: دریا پلاژ

آبِ کف‌آلود آمد روی پاها و دمپایی‌های زن و ماسه بر جای گذاشت. «اون پرچم رو می‌بینین، تا اونجا می‌برم و میارم.»زن پهنه‌ی دریا را با نگاهش کاوید، فقط موج دید و کسانی که در نزدیکی ساحل تن به آب زده بودند.

ادامه مطلب »
از ما

حسن حسام: با سعید در راه

از قراری برگشته بودم سرِ‌کارم، حوالی سه بعدازظهر. تلفن زنگ زد. همکاری گفت: «با تو کار دارند». گوشی را برداشتم. صدای شکسته رفیقی بود. با صدایی ترس‌خورده، چنان گفت شنیدی؟ که یکه خوردم. پرسیدم: «چی‌ را؟» گفت: «نشنیدی؟» پرسیدم: «چه‌ را نشنیدم». گفت: «خبر را!» گفتم: «درازه نده، کدام خبر؟» گفت: «سعید رفت!»

ادامه مطلب »
از ما

محسن یلفانی: سعید سلطانپور، کارگردان حادثه‌ساز

محسن یلفانی در سالگرد درگذشت سعید سلطانپور: در این نوشته من فقط به سه نمایشی می‌پردازم که سلطانپور در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۱ اجرا کرد و می‌کوشم تا از طریق آنچه در خاطرم مانده ویژگی‌های کارگردانی او را نشان دهم.

ادامه مطلب »
از ما

نسیم خاکسار: سعید، سعید خودمان

و اما سعید! تو در “نوعی از هنر، نوعی از اندیشه” هم از آن آغاز دو سعیدی! یکی سعیدِ ضدِ ترس. سعیدِ نترسیدن، بیباک، اهل عمل و عاشق بی قرار خطر کردن که از جانش و از استخوانهای آب شده و از گلوی زخمی‌اش فریاد می‌زند و دیگری سعیدِ توضیح‌گر.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش پنجم

صدای آواز ماهی‌ها را نشنیده بودم. حتا فکر نکرده بودم که وقتی باران می‌آید ماهی‌ها می‌رقصند و دهانشان را باز می‌کنند تا دانه‌های باران را پیش از آلوده شدن به آب حوض بنوشند.

ادامه مطلب »
از ما

فرهت فرخی: مشاع

روی نقشه می‌توانیم ببینیم که «تهران دارد پنجه می‌کشد و از کوه بالا می‌رود.» این پنجه‌کشیدن‌ها از مدار سی‌و‌پنج درجه و هفتاد‌و‌هشت دقیقه‌ی شمالی شروع می شوند. کوه‌ها را با کوچه‌های تازه شیار می زنند. کمی بالاتر از این عرض شمالی، یکی از شیارهای تک‌افتاده روی نصف‌النهار پنجاه‌و‌یک درجه و سی‌و‌هشت دقیقه‌است.

ادامه مطلب »
از ما

روزبه جورکش: بازنماییِ «بمباران‌های تهران‌» در رمان «محاق» منصور کوشان

بمباران‌های تهران در این رمان با عشق بازنمایی می‌شوند. گویی راکت‌ها همزمان که خانه‌ها را هدف قرار می‌دادند، قلب‌ها را نیز نشانه می‌رفتند و در میانۀ‌ وضعیتِ قرمز، آژیر عشق بود که بلند می‌شد: عشق در پناهِ ویرانه‌های تهران.

ادامه مطلب »
از ما

سالگرد درگذشت هوشنگ گلشیری – مجید نفیسی: ابراهیم در «آینه های دردار»

صنم بانو روح الصنم ابراهیم است، مهرگیاهی که به تن و پای آدمی می‌چسبد و همه‌ی عمر او را دنبال می‌کند، یکی از دو ساق روئیده بر ریواس نخستین است که مشی و مشیانه از آن پدید آمدند؛ نیم دایره‌ای است که دایره‌ی او را کامل می‌کند. خیال بازی با این چهره‌ی خیالی همزاد، میراث ابراهیم است.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش چهارم

خیلی از شب‌ها وقتی بانو می‌بیند از بی‌خوابی و نوشتن خسته شده‌ام پیشنهاد می‌کند کتابی را انتخاب کنم تا با صدای بلند بخواند. می‌داند که شنیدن صدایش خستگی را از تنم می‌برد. حتا بسیاری از وقت‌ها احساس می‌کنم دارم صدای خودم را می‌شنوم.

ادامه مطلب »
از ما

آزیتا قهرمان: «سفری دیگر می‌بایست» -نگاهی کوتاه به برخی اثرهای منصور کوشان

وجه مشترک آثار منصور کوشان شفافیت نثر، فکر روشن و توان استدلال فلسفی و شاعرانه است . در سرمقاله‌های سیاسی‌اش، این ویژگی، خود را به شکل توازن تحلیلی و نگاه گسترده و چند سویه نشان می‌دهد.

ادامه مطلب »
از ما

لیلا صادقی: نمی‌توان درون یک رودخانه دو بار پا گذاشت (چالشی در نظریه شعر زبان رضا براهنی)

به باور براهنی، تاریخ راکد ایران تنها دو بار دچار تحول اجتماعی شده است، یکی در حمله اعراب و دیگر بار در زمان مشروطه که مردم اجتماع برای دخالت آگاهانه در سرنوشت خود تلاش کردند. بدین سان می‌توان چنین استنتاج کرد که تنها دوبار تقابل دو وضعیت منجر به شکل گیری وضعیت جدیدی در ایران شده است.

ادامه مطلب »
از ما

آیدا ایزدآبادی: در ساعتی نامعلوم

این خانه عجیب شبیه خانه‌ای‌ست که قبلاً آن را دیده‌ام. نه! آنجا بوده‌ام من، خودم تابلوهایش را دستمال کشیده و آب گلدان روی میزش را عوض کرده‌ام، آن پرده‌های حریر آبی را خودم دوخته و کار گذاشته‌ام. به جای ساعت دیواری هم یک ساعت رومیزی قشنگ داشتم؛ از آنها که تیک تاکشان در نمی‌آید و روی مخ آدم راه نمی‌رود.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش سوم

از زیر سقف هم می‌دیدم که ماهی‌ها دهان‌های بازشان را زیر دانه‌های باران می‌گیرند. هیچ برگی در حوض نبود و به راحتی آن‌ها را تماشا می‌کردم که بانو آمد. شانه‌ها و جلو دامنش خیس شده بود.

ادامه مطلب »
از ما

ملیحه تیره‌گل: تمثیل، تاریخ و فمینیسم در «انقلاب مینا»ی مهرنوش مزارعی

مهرنوش مزارعی در رمان تازه‌اش دگرگونی‌ها و تحولات پنج دهه از روح و روانِ ایران‌بانوی ما را در قالب زندگیِ دختری به نام «مینا»، ممثل کرده است. ایران‌بانوئی که تازه با نسیم «مدرنیته» از خواب قرون وُ اعصاری چشم گشوده و عقب ماندگیِ خود را دیده است.

ادامه مطلب »
از ما

علیرضا آبیز: اضطراب راوی و اضطراب متن

اصل بنیادین قصه‌های مجموعه «ماه» نوشته حسین رحمت عدم‌قطعیت است که بر بستری از تعلیق حرکت می‌کند. شیوه‌ روایت چندپاره ، جمله‌های مقطع و کوتاه، گریز مداوم به وهم و خیال و نیز روایت اول شخص ویژگی مشترک همه قصه‌ها است.

ادامه مطلب »
از ما

حسین رحمت: ماه

می‌رفتم  زیر سر خاتون را بلند می‌کردم و کنار تخت‌اش می‌نشستم. اخبار جنگ نفس‌ خاتون  را تب‌آلود کرده بود.

ادامه مطلب »