
کاظم سادات اشکوری: ۴۱ سال است از حقوق مادی و بیمه محروم شدهام، در هشتاد و سهسالگی نمیتوانم بروم کارگری
کاظم سادات اشکوری: توقعی از کسی و آقایان وزارت ارشاد ندارم زیرا اگر قرار بود کاری کنند، در این ۴۱ سال میکردند. توقعی ندارم.

کاظم سادات اشکوری: توقعی از کسی و آقایان وزارت ارشاد ندارم زیرا اگر قرار بود کاری کنند، در این ۴۱ سال میکردند. توقعی ندارم.

بیست و یکمین شماره نشریه ادبی «آوای تبعید» زیر نظر اسد سیف توسط نشر پیام در آلمان منتشر شد. بخشی از این شماره به ادبیات و زبان گیلکی اختصاص دارد. این بخش زیر نظر مسعود پورهادی تهیه شده است.

من تجربهی زیستهام را با شرایط اجتماعی روز و خرده روایتهای دیگر پیوند زده ام. خرده روایتهایی که گاه تلفیق حس، تخیل و واقعیت بود و در نهایت این تجربهی زیسته از باقی خرده روایتها قابل تفکیک نبود.

نشر مهری در لندن رمان معروف «طوطی» نوشته زکریا هاشمی را بعد از بیش از نیم قرن که از انتشار آن میگذرد پاییز سال جاری تجدید چاپ میکند. از این اثر جسورانه به عنوان نخستین رمان اروتیک ایران در دوران مدرن نیز یاد میشود.

جایزه ادبی «واو» از میان چهار رمان: «چهارده سالگی بر برف» نوشته حسین آتشپرور، «طبرخون» نوشتهی محسن فاتحی، «مرد کبود» نوشتهی پیام عزیزی و «وقتی ما همه مردیم» نوشته مهدی احمدیان، رمان «مرد کبود» را به عنوان رمان برگزیده جایزه ادبی واو معرفی کرد.

دو تجربه در داستان های من به طرز محسوسی اثرگذار بوده است. تخیل هم البته نقش داشته.

بنیاد ژاله اصفهانی در نظر دارد برنامهای را به بیدل دهلوی اختصاص دهد. در این برنامه بهمن بنیهاشمی، پژوهشگر، شاعر و منتقد ادبی نتایج پژوهشاش درباره بیدل دهلوی را معرفی میکند.

انجمن قلم آمریکا اعلام کرد جایزه آزادی نگارش را به خاطر التزام بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی به آزادی بیان و عقیده به آنها اهدا میکند.

راستی، آیا مگر میشود قصّهای نوشت ــ که کم یا زیّاد ـ پایابش، بهنوعی برنگردد به” تجربه/ واقعیّت”ی که در بیرونِ از” واقعیّت” و حتّا بیرونِ از ذهن و تخیّلِ شخصیِ خالقِ آن اثر جریان داشته؟ تصورش برای من که دشوار ست.

نویسنده رمان «گربههای پرنده» میگوید: به نظر من هر داستان یا رمانی، به هر حال، با واقعهای یا وقایعی از زندگی نویسنده ارتباط دارد، حتی اگر وی آن را در مورد آدمهای دیگر و وقایع دیگر نوشته باشد.

دو رمان درباره انقلاب و سرخوردگی از انقلاب. نظمی واژگون میشود و ستمگری خود را بازتولید میکند.

قادر عبداله در ترجمهاش از قرآن ادعا میکند: «ترجمهی قرآن ناممکن است؛ زیبایی زبان محمد در روند کار از دست میرود. همهی جملههای قرآن تداعیکنندهاند. به شکلهای گوناگون میتوانی ترجمه کنی، و خطا میکنی.» تداعی کننده؟ اینجا و آنجا. ترجمه به شکلهای کوناگون؟ کار ِ ترجمه البته گزینش است. ترجمه در بهترین شکل نزدیک شدن ِ درست است، بازتابی درست؛ در بهترین شکل کار هنری خوب. هر زبانی زیبایی خود دارد.

نمود تجربههای خاص در اکثر نوشتههایم از بیان یک اتقاق واقعی آغاز میشود و کم کم به مکانی خیالی میرسد. این مکان خیالی حقیقتی اضطرابآور است که زیر واقعیتی به ظاهر آرام مخفیست.

یکی از درونمایههای این تثر تم بازگشت، ناخانگی درونی و مسأله مرگ است.

در سالهای گذشته وزارت ارشاد اسلامی شرایطی فراهم میآورد که چند نویسنده مورد تأیید حکومت برای شرکت در نمایشگاه کتاب فرانکفورت به آلمان سفر کنند. در سال جاری از این خبرها نیست.

نویسندهی جستوجوگر به دنبال گرتهبرداری از زندگی ِ زیسته شده نیست. آفریننده است. کار برای او محصول نیز هست. میگویند نویسنده «از درون زبان» کار میکند. اما این شرح دقیقی نیست. هر نویسندهای از درون تجربههاش مینویسد.

کتابهای خط بریل معمولا بسیار پرحجماند. در ایران به دلیل گرانی کاغذ تولید این کتابها دشواتر از قبل شده است. سه ناشر بینالمللی جوایز ویژهای برای تولید اینگونه کتابها و ارائه خدمات به نعلولان دریافت میکنند.

کمتر پیش میآید که ساختمانی با زیربنای محکم از فاجعههای طبیعی آسیب جدی ببیند. فاجعه در ذاتِ خانههای پوشالی است. سرانجامِ یک ساختار ناپایدار همیشه فروپاشی است. رویای ما برای ایجاد دمکراسی در افعانستان فقط رویا بود و هیچ گاه از سازۀ خانۀ پوشالی فراتر نرفت.

تجربهی شخصی نویسنده حین نوشتن در سرهمبندی با دیگر تجارب، چشماندازها، شخصیتها و فضا زمانها از خود نویسنده به عنوان یک شخص تهی میشود، گسترده و دگرگون میشود و با قرار گرفتن در یک فرم بیان برای نویسنده و خواننده از نو ساخته شده و مشترک میشود.

مدیر انتشارات معین میگوید به محض آنکه وزارت ارشاد اسلامی مانع از انتشار کتابی می شود، قاچاقچیان کتاب دست به کار می شوند و همان کتاب را با کیفیت پایین منتشر میکنند. به گفته صالح رامسری، وزارت ارشاد اسلامی به قاچاقچیان پر و بال داده است، کتابی را که ناشر پنج بار چاپ کرده میگوید چاپ نکن و در واقع به قاچاقچی میگوید چاپ کن!

آسیه نظامشهیدی، منتقد نامآشنا در نقدی که در ویژهنامه نشریه ادبی نورهان(+) منتشر شده مینویسد: با رویکردِ هویتی/ تاریخی، رمان «من در پرانتز» فریبا صدیقیم که روایت منزلت و نقش زن در وضعیت سهگانه خانه/ میهن/ غربت است، رمان قابل تاملی در ادبیات زنانه ما محسوب میشود.