
انتشار مجموعه شعر جدید علیرضا بهنام با عنوان «فرض ممکن محال» در لندن
یازدهمین مجموعه مستقل شعری علیرضا بهنام، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران، با عنوان «فرض ممکن محال» در ۹۴ صفحه و شامل ۵۵ شعر توسط نشر مهری در ژوئن ۲۰۲۶ در لندن منتشر شد.

یازدهمین مجموعه مستقل شعری علیرضا بهنام، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران، با عنوان «فرض ممکن محال» در ۹۴ صفحه و شامل ۵۵ شعر توسط نشر مهری در ژوئن ۲۰۲۶ در لندن منتشر شد.

«سرودههای خیابانی» حسن حسام، منتشرشده در پاییز ۱۴۰۱ از سوی نشر مهری، مجموعهایست که شعر را از خلوت انتزاعی به میدان تجربهی جمعی، سوگ و اعتراض میکشاند. با طرح جلدی از پرترهی جوانان کشتهشده و عنوانهایی چون «مرثیه برای محسن»، «ما مردمیم!» و «آسمان آبیست دختران!» این کتاب زبان واکنش موزون در برابر خشونت، سرکوب و بیعدالتی است. از سوگواری برای ندا آقاسلطان و محسن محمدپور تا بارقههای امید و حضور زنانه، حسام شعر را به رسانهی عاطفی-سیاسی بدل میکند که میان زخم و رویا تعادل میسازد و خیابان را عرصهی حقیقت و حافظهی جمعی میسازد.

حسین دولتآبادی در این جستار، ناسورِ التیامنیافتهی تاریخِ معاصر ایران را به ما نشان میدهد. او میگوید به دلیلِ سرکوبِ مکررِ اعتراضات، اختناقِ سیاسی و نادیدهگرفتنِ حقوقِ اقوام، زنان، اقلیتهای مذهبی و دگراندیشان، این زخم کهنه شده چنانکه هر بار انگشت بر آنها میگذارند، خون و فریاد از آن میجوشد؛ و او با تمثیلِ بیماریِ پنهانشدهی زیر ملحفهای سفید (که نقشهی زخمیِ ایران از آب درمیآید)، و سپس با موضعگیریِ صریحِ سیاسیِ خود، تأکید میکند که راهِ چاره، نه در ناسیونالیسمِ افراطی و نه در خشونتِ دولتی، بلکه در پذیرشِ تنوعِ قومی، همبستگیِ طبقاتیِ فراقومی، و حلِّ مسائل از طریقِ گفتوگویِ دموکراتیک و بدونِ پیشداوری است؛ در غیر این صورت، کینهها رسوب میکنند و ماتمِ هزارساله، همچنان تداوم خواهد یافت.

جایزه ادبی نورهان با هدف حمایت از ادبیات مستقل فارسیزبان، آزادی بیان، خلاقیت ادبی و مقابله با سانسور وارد دومین دوره خود شد. دبیرخانه این جایزه فراخوان ارسال آثار را برای کتابهای منتشرشده در سال ۱۴۰۴ اعلام کرد.

اخیرا در بخش کالیفرنیای دهمین دوره نمایشگاه کتاب «تهران بدون سانسور» به مناسبت انتشار کتاب «پای گوشماهیها» بزرگداشتس برای شهریار قنبری برگزار شده. این نمایشگاه

کتاب «بحر سوگ» متانت محبی، فراتر از یک سوگنامهی شخصی برای فقدان مادر، روایتی تاریخنگارانه و جامعهشناختی از بحران پاندمی کرونا در ایران است که در آن، مرگ مادر نه به عنوان یک رخداد طبیعی، بلکه در پیوندی انداموار با تصمیمات سیاسی غلط و ناهنجاریهای ساختاری (همچون تأخیر در واردات واکسن و مصادرهی آن به نام رئیسجمهور وقت) تحلیل میشود و نویسنده با رویکردی انسانشناسانه و عاطفی، از رهگذر اشیا، خاطرات و جزئیات زیسته، این مرگِ نابهنگام را به نمادی از سوگ جمعی و تاریخیِ یک ملت در یکی از تاریکترین دورههای معاصر تبدیل میکند و بدینسان، سوگ را به مثابهی کنشی مقاومتآمیز در برابر فراموشی و ثبت حقیقت برای آیندگان به تصویر میکشد.

کتاب «هرگز به خانه بازنگشتند؛ نوزده روایت از زمستان» با داستانهایی از اشکان سنگری، احمد خلفانی، گلنسیم ریاحی، خورشید رشاد، حسین نوشآذر، ریرا عباسی، پرستو رحیمی، فرشته وزیرینسب، مسعود کدخدایی، مریم رئیسدانا، تارا نوری، مینا افشاری، رضا نجفی، مرثا شیرعلی، منا میرزایی، لیلا منفرد، هادی شریفی و مرضیه زابلی منتشر شد. طرح روی جلد اثر کیوان مهجور است.

«بدری»، آخرین اثر بهروز بدخشان که پس از مرگش منتشر شد، کوششی است برای ترسیم نوعی از هویت مردانه که بقای آن در دنیای معاصر، وابسته به شبکهای از دروغهایی است که در روابط با زنان مسنتر از خود بافته میشود. داستان با زبانی ساده اما عمیق، از خلال بحران وجودی راوی سیسالهاش (بهزاد)، میان فلسفه غنیمتشمردن دم خیام، نهیلیسم تلخ بوف کور و ابسوردیسم کامو، به کاوش پوچی اخلاقی، سرگشتگی هویتی و امکان استحاله درونی میپردازد؛ روایتی که نه کاملاً نهیلیستی است و نه صرفاً ابسورد، بلکه بازنمایی حساسی از بحران معنای زندگی در روابط انسانی امروز به شمار میرود.

در قرن بیستم، نویسندگان آمریکایی مانند هنری جیمز، ارنست همینگوی و تونی موریسون با نوآوریهای فرمی و محتوایی، داستان کوتاه را به عنوان یک فرم ادبی مستقل و غنی تثبیت و آن را به ابزاری برای بیان تجربیات فرهنگی و هویتی تبدیل کردند. جلوه هایی از این تلاش در بانگ.

کتاب «زوزن؛ نوآوران داستان امروز ایران» به انتخاب و بازخوانی حسین آتشپرور، بهخاطر همراهی انتخاب داستانها با تحلیلهای متنمحور، موجز و غیرنظری او جایگاه ویژهای دارد؛ تحلیلهایی که بدون ارجاع به زندگی نویسنده، زمینه تاریخی یا اصطلاحات پیچیده، مستقیماً بر شکل، ساخت و سازوکار روایی تمرکز میکنند، از داوری پرهیز دارند، با زبان تصویری همراه میشوند و با نگاهی تکثرگرایانه، تنوع نوآوریهای داستان امروز ایران را نشان میدهند و در نهایت به خواننده شیوهای از خواندن و اندیشیدن به داستان میآموزند.

انتشارات آسمانا کتاب «از قافیه تا قانون: تحلیلِ شناختی از گفتمان مشروطه در آثار شاعران شاخص» نوشته مریم جعفری آذرمانی را منتشر کرد؛ پژوهشی برگرفته از رساله دکتری نویسنده که با رویکرد دستور و بوطیقای شناختی، شعر ده شاعر دوره مشروطه را بررسی میکند.

در میان دیوارهای زندان قصر و اوین، جایی که کاغذ سیگار به محملی برای ثبت رنج و امید بدل میشود، حسن حسام دو منظومه میسراید که دههها بعد هنوز طنیناندازند. نسیم خلیلی در بازخوانی کتاب «آواز خروسان جوان» نشان میدهد چگونه این حبسیات، فراتر از سوگواری شخصی، استمرار سنت ادبیات زندان از مسعود سعد سلمان تا امروز است و ثابت میکند تا کلمه هست، هیچ رنجی فراموش نخواهد شد.

کریستوفر نولان در فیلم «اودیسه» اسطورۀ کهن هومر را از روایتی الهی دربارۀ مجازاتِ سرگردانی، به تراژدیای مدرن دربارۀ مسئولیتِ انسانی در قبالِ پیامدهای برگشتناپذیرِ نبوغِ خودش تبدیل میکند؛ نولان با کنار زدنِ خدایانِ انسانوار و جایگزین کردنِ «چهرۀ قربانیِ بینام» بهجای آنها، نشان میدهد که ادیسۀ امروزین نه در جستجویِ بازگشت به خانه، بلکه در مواجهه با این پرسش است که پس از موفقیتِ یک عملِ فاتحانه (مثل اسب تروا یا بمب اتم)، چگونه میتوان با حافظۀ خشونتی که خود عاملِ آن بودهایم زندگی کرد؛ و پاسخِ نولان در پایان این است که قهرمان میتواند بخشیده شود، اما هرگز به بیگناهیِ پیشازعمل بازنمیگردد و تنها راه رهایی، نه فرار از گذشته، بلکه پذیرشِ مسئولیت و ترکِ داوطلبانۀ جایگاهِ قدرت برای تحملِ «سرگردانیِ خودخواسته» بهعنوان شکلی از ریاضتِ اخلاقی است.

نشر آسمانا رمان جدید «خانهای که میسوزد» نوشتهٔ رعنا سلیمانی را منتشر کرد؛ رمانی که با روایتی چندصدایی و نثری روان، داستان خانوادهای را در آستانه مهاجرت به تصویر میکشد و پرسش بنیادین «خانه، در نهایت، کجاست؟» را پیش روی خواننده میگذارد.

مقالهی «داستانی در سایهی مسئولیت جمعی» نوشتهی فرهاد نیکآیین، با نگاهی جامعهشناختی و فرمگرایانه به رمان «همه ما شریک جرم هستیم» از حمید حامد (کیومرث پوراحمد)، در پی آن است که نشان دهد این اثر فراتر از یک روایتِ سادهی اجتماعی، خواننده را با پرسشی بنیادین دربارهی نسبتِ فرد با ساختارهای قدرت روبهرو میکند. نویسنده با تکیه بر نقلقولهای آغازینِ رمان (از اورول و شاملو)، فضاسازیِ بیابانیِ داستان، و بهویژه تحلیلِ شخصیتهایی چون ددهجان و عمویاور، استدلال میکند که این رمان، در عین برخورداری از ریتمی آرام و نثری میانمایه (ادبی-محاورهای)، به مثابهی «رسالهای تعلیمیِ» غیرمستقیم، مرز مبهم میان قربانیبودن و همدستی با ستم را به چالش میکشد و سرانجام، راهِ برونرفت از این معضل را در «گفتوگویِ پویا» و کنارگذاشتنِ جزماندیشیهای تاریخی جستجو میکند؛ پاسخی که نه در متن رمان، بلکه در وجدانِ اخلاقیِ هر خوانندهای شکل میگیرد.

نشر آسمانا کتاب جدید داریوش کریمی با عنوان چشم برجک را منتشر کرد.
بر اساس اطلاعیه ناشر رمان با پناه آوردن زنی کرد به نام آگرین به یک گروهان ژاندارمری در اطراف ارومیه آغاز میشود. جلال، معاون فرمانده گروهان، درگیر ماجرایی پیچیده و جنایی میگردد که او را نیز به عمق غرقاب میکشاند.

«به کودک روی بام» ژیلا الم، فراتر از یک داستان خانوادگی، روایتی ملموس، عاطفی و داستانوار از تاریخ پرالتهاب دههی شصت بهویژه کردستان ایران ارائه میدهد. الم با مهارت تاریخ را به تجربهای انسانی و زنده بدل کرده و از خلال زندگی یک خانوادهی کردتبار — با محوریت پدری آزاداندیش، مومن و انساندوست — چالشهای سیاسی، تنشهای قومی-مذهبی (شیعه-سنی)، شکاف مرکز-پیرامون و تأثیر آنها بر بافت زندگی روزمره، ترس، امید، تابآوری و هویت را به تصویر میکشد. رمان نهتنها زخمهای تاریخی و موقعیت اقلیتبودگی را نشان میدهد، بلکه دگرگونی واکنش نسلها به این حاشیهنشینی (از صبوری و استغنا تا طغیان) را نیز پیگیری میکند و این رویکرد را در امتداد سنت نویسندگانی چون ابراهیم یونسی قرار میدهد.

ویساریون بلینسکی تنها یک منتقد ادبی نبود، بلکه روشنفکری متعهد بود که نقد ادبی را از داوریِ صرفاً زیباییشناختی فراتر برد و به عرصهای برای سنجش حقیقت اجتماعی، عدالت و کرامت انسانی تبدیل کرد؛ تحول فکری او از رمانتیسم و هگلیسم به رئالیسم انتقادی نشان میدهد که هنر را نه تجلیِ ایدههای انتزاعی، بلکه بازتابِ زندهٔ رنجها، تضادهای طبقاتی و شرایط تاریخی میدانست. اوج این نگاه در نامهٔ مشهورش به گوگول تجلی مییابد، که در آن با دفاع از حقوق انسان، نقد کلیسای رسمی و تأکید بر نیاز روسیه به «قانون، عدالت و کرامت انسانی» به جای موعظههایِ بیعمل، ادبیات را به مسئولیتی اخلاقی و اجتماعی فرامیخواند؛ نامهای که بعدها به یکی از مهمترین بیانیههای آزادیخواهانهٔ قرن نوزدهم روسیه تبدیل شد و بر نسلی از روشنفکران تأثیری عمیق گذاشت.

نبودِ کارآگاهِ زن در پلیسِ ایران، زمینهسازِ پیدایشِ قهرمانانی زن در نقشِ روزنامهنگار یا وکیل در ادبیاتِ جنایی شده، اما ساناز اقتصادینیا در رمانِ «آوا»، زنی را به صحنه میآورد که در انگلستان افسرِ پلیس است. او با این شخصیت، هم معمایِ قتل را پیش میبرد و هم از دغدغههایِ زن بودن، مهاجر بودن و تنهایی در جامعۀ مردانه میگوید؛ روایتی که هرچند با فضاسازیِ پرجزئیات، گاه از ریتمِ یک داستانِ پلیسی فاصله میگیرد، اما خواننده را برایِ شنیدنِ ادامهٔ ماجرایِ «آوا» مشتاق نگه میدارد.

مقاله با نقد و بررسی کتاب «ملیگرایی و پس از آن» اثر ادوارد هالت کار، استدلال میکند که ملیگرایی نه یک احساس طبیعی و ازلی، بلکه پدیدهای تاریخی، متغیر و وابسته به مناسبات قدرت است که کارکرد دوگانهای دارد؛ این ایده در بستر تاریخ هم میتواند نیرویی رهاییبخش در برابر امپراتوریها باشد و هم به ابزاری برای انسداد، خشونت و بحران تبدیل شود. نویسنده با تأکید بر دگرگونی مفهومی ملیگرایی و ناتوانی آن در حل مسائل فراملی مانند جنگ، اقتصاد جهانی، مهاجرت و تغییرات اقلیمی، بر ضرورت گذار از منطق کلاسیک دولت-ملت و حرکت به سوی همکاریهای فراملی و عدالت اجتماعی مبتنی بر برابری افراد تأکید میکند.

دهها روشنفکر و هنرمند تبعیدی مینویسند محسن حسام، نویسندهٔ گیلانی و روشنفکری متعهد بود که از نوجوانی تا پایان عمر در ایران و تبعید، همواره با آثار ادبی و کنشهای سیاسیاش در دفاع از آزادی، عدالت اجتماعی و مخالفت با استبداد (شاه و خمینی) کوشید؛ او در رویدادهای کلیدی چون انقلاب ۱۳۵۷، تحصن کانون پرورش فکری و دفاع از استقلال کانون نویسندگان نقش داشت و پس از مهاجرت به فرانسه، با وجود سختیهای معیشتی، به نوشتن رمانهایی چون «تبعیدیها» و «کوچه شامپیونه» و حمایت از جنبشهای اجتماعی ایران ادامه داد، تا آنکه در خاموشی و انزوا درگذشت؛ اما فراتر از این مبارزات، او انسانی نجیب، مهربان و بیحاشیه بود که یادش چون باران بهاری، برای دوستان و همراهانش گرامی باقی میماند.