
بانگنوا – نگین فرهود: میشنوی: بابا؟
«معارضه» سومین مجموعه شعر نگین فرهود است که نشر افراز در بهار ۱۴۰۱ روانه بازار کتاب کرده است. شعری از این مجموعه با صدا و اجرای شاعر در بانگ- نوا:

«معارضه» سومین مجموعه شعر نگین فرهود است که نشر افراز در بهار ۱۴۰۱ روانه بازار کتاب کرده است. شعری از این مجموعه با صدا و اجرای شاعر در بانگ- نوا:

تکگویی، گفتارِ خاموش یا بازگوییِ ذهن است؛ به این معنی که فکر یا خودگویهی شخصیتِ داستان، نوشته یا اجرا میشود. شخصیتِ داستان بدون دخالتِ راوی (درمواردی با حضورِ گهگاهیِ راوی)، زندگیِ درونی، تجربهها، احساسات و عواطفِ خود را فکر میکند.

گوتیک بیانگر داستانهایی است که حوادث غیرعادی، خشن و غیرمنطقی را در فضائی مرموز و ترسناک با آدمهایی نامتعادل روایت میکند. پروندهای درباره این نوع ادبیات فراهم آوردهایم. میخوانید.

چیزی که دیدم، وحشت زدهام کرد. موهایم را حس میکردم که مثل موی برس روی گردنم راست شده بودند و قلبم گویی دیگر نمیتپید. مهتاب چنان درخشان بود که از ورای کرکرهی زرد و ضخیم اتاق را روشن میکرد

میر میگوید سختترین قسمت ترجمه اولیسس جیمز جویس به کردی، ترجمه بدزبانیها و شوخیهای کثیف راوی داستان بود. چگونه میتوان scrotum-tightening sea را به زبانی که در محدودهای از کوهها و دشتهای محصور در خشکی متولد شده است، ترجمه کرد؟ چگونه میتوان اشاره به خودارضایی با شمع را به زبان کردی از کار درآورد؟

از ارتفاع فَسیل، سایهٔ خرماچین، نیفتاد روی زمین، نخل: فقیدِ تابستان، نخل: تفتهٔ رشیدِ ریگستان

میگویند یک روز آقای میم نون سوزنی را در اتاقش گم کرد. به حیاط رفت و شروع کرد به جستجو. وقتی از او میپرسند چرا در حیاط میگردد و نه در جایی که سوزن گم شده است، جواب میدهد که اتاق تاریک است.

مینویسم برای این که نمیخواهم جلو بانو لخت لخت باشم. ناراحت میشود. مینویسم: “حمام رفتهام” و لباسهایم را میپوشم و میروم به اتاقم و روی تختخواب دراز میکشم. پزشک دنبالم میآید و میگوید: “از فردا میتوانی روی صندلی چرخدار بنشینی و به تنهایی هر جا خواستی بروی.”

آنژیلا عطایی – مرگاندیشی، جنون شاعرانه و بازخوانی متون کهن به شیوه نگین فرهود از ویژگیهای این مجموعه شعر هستند.

در این بیانیه به ویژه بر اثرگذاری فرزانه در ایجاد پلی بین فرهنگ ایران و غرب و همچنین نقش او در شناساندن صادق هدایت به فرانسویها تاکید شده است.

حالا به دوران ِ پس از تو بر میگردم، به وقاحت، که بر میز ِ بزرگ ِ انتظار نشسته ست، چیزی نوشتهام، بر تکهای کاغذ، مثل آنکه باید باشد، تا فراموشی به سراغت نیاید

مرد گفت: نعمت… نعمت… امشبم هیات غذا میدن. دیشب قورمه سبزی بود و امشب قیمه است. دیدی دیشب چه قورمه ای دادن! پرگوشت و دنبه! بعد با صدای آرامی دوباره گفت: فقط کاش کنارش یه نخود تریاک هم می¬دادن. به حضرت عباس خیییلی ثواب داره.

به گفته نزدیکان بهرامی، او حوالی ۱۱ صبح شنبه اول مرداد ماه ۱۴۰۱ در حال بازگشت از محل کار خود در محدوده خیابان انقلاب بود که توسط چند لباسشخصی احاطه و دستگیر شد.

هیولا به آفریدگارش: همهی آدمها از موجودات بدبخت متنفرند. برای همین باید هم از من که از همه بدبختترم، بدشان بیاید. حتی تو هم که آفریدگار من هستی، از من متنفری و میخواهی مرا از خود برانی و بکشی. اما چطور جرأت میکنی با زندگیات بازی کنی؟

بختیار علی، نویسنده کرد میگوید: هیچ کس به ما کمک نمیکند مگر اینکه خودمان به خودمان کمک کنیم. تظاهرات در خیابانها و تکان دادن پرچمها کافی نیست. برای کردها، این تغییری ایجاد نمیکند. ما باید از نقش قربانی جدا شویم.

کارِ من خواندن دیدن شنیدن و مراقبت از حریم هنرست که تا اطلاع ثانویها استعمالالات آن را هم ممنوع کردهایم. به قول شما آنها توجه ندارند که اصل مبارزه است نه مماشات. مماشات. اجازه بدهید فرهنگ لغت همینجاست: باهم راه رفتن، مدارا کردن. با کی؟ با مهاجمین به فرهنگ اصیل ما. خیال کردم زیر دارید لب آواز میخوانید. ببخشید.

نشان چیست این دستها که شمارش از مشتم رفته؟ این ستونها که آویخته اند/گردن ندارند، نشان کیست همسایه که در انفرادی خودش دو فرزند دارد، با یکیش میکوبد، با همان یکیش میگوید؟

مصطفی فرزانه در سال ۱۳۰۸ در تهران متولد شد. او بیشتر با کتاب «آشنایی با صادق هدایت» شناخته میشد. او که از پیشگامان سینمای مستند نیز شناخته میشود، در سه جشنواره کن، ونیز و لوکارنو نیز حضور داشته است.

«رشت، ساغریسازان، کوچه بلورچیان» داستانی به قلم شهلا شهابیان است که پیش از این در نشریه ادبی بانگ منتشر شده است. این داستان را با اجرای فرخنده عزتی و با تدوین شقایق قدسی میشنوید:

«بیدارباش واژگان؛ شعر در برابر سانسور» به کوشش علی صبوری چندین نمونه از اشعار سیاسی با مضامین اجتماعی در سالهای قبل و بعد از انقلاب را ارائه داده است. با توجه به تحولات اجتماعی در ایران و مبارزات مدنی مردم این گزینش هوشمندانه به نظر میرسد.

سپیده رشنو، داستاننویس و ویراستار ۲۸ ساله در پی اعتراض به تذکر حجاب در اتوبوس بیآرتی دستگیر شده و «آمر به معروف» و عامل تهدید و حمله فیزیکی، آزاد است. فارس از شناسایی و پیگرد معترضان دیگر خبر داد.