بانگ نیوز

رویدادهای فرهنگی و هنری

نشر نوگام برگزار می‌کند: مسابقه داستان‌نویسی «ایران، جانِ ماست»

نشر نوگام با انتشار اطلاعیه‌ای از همگان دعوت کرده داستان‌هایشان از چهارگوشه ایران، اعم از شهر و روستا را بنویسند با این هدف و امید که صداهای شنیده نشده شنیده شوند و آنچه را که به ما گفته‌اند فراموشش کنیم، به یاد آوریم.

ادامه مطلب »
شعر

عالیا میرچی: زنی در زمستانم

بی تابم از این همه توان که می‌تاباندم در هوای تمنا، سرگیجه‌ی سماع بی ستونم کرده است. وای اگر بریزم این بار، دانه‌های دلم به کفر می‌افتند و بر تمام نخ شیخکِ شرم می‌ماند و ذکرِ رهایی…

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش نخست

نشریه ادبی بانگ با اجازه خانواه منصور کوشان، در قالب دوسیه‌ای که به این نویسنده آزادیخواه اختصاص دارد یکی از مهم‌ترین آثار او در تبعید را منتشر می‌کند: رمان شاهد: دهان خاموش. فصل اول این اثر سترگ را می‌خوانید:

ادامه مطلب »
شعر

نرگس عظیمی: جنین

پایان در آغازی پنج هفته ندا می‌دهد: تکه‌ای خون است، در گلویی گیر کرده از رشته‌های صدا بافته می‌شود در سکوت، گلو دور است…

ادامه مطلب »
از دیگران

بانگ‌نوا – «ایمیل» نوشته بنجامین پرسی و به ترجمه فرزانه راجی با اجرای بهروز ناصری

با توجه به رویدادهای خشونت‌باری که این‌بار در جنگ اوکراین رخ می‌دهد، داستان بنجامین پرسی بیش از هر موقع دیگری روزآمد جلوه می‌کند. صحنه طبعاً تغییر کرده است، اما دینامیسم شکل‌گیری خشونت‌ها همان است که بود.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

محمد علی اسلامی ندوشن درگذشت

او درباره اهمیت فرهنگ گفته بود: «یک کشور باید با مردمش به راه برده شود، و مردم باید با فرهنگ‌شان به راه برده شوند. اگر یکی بلنگد، دیگری هم می‌لنگد، و آنگاه به قول سعدی: راهی به سوی عاقبت خیر می‌برد / راهی به سوء عاقبت، اکنون مخیری»

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

«مسیح دارفور» نوشته عبدالعزیز برکه ساکن: یک پیامبر صلح‌طلب در کنار زنی تجاوزدیده و عدالت‌خواه

«مسیح دارفور» نوشته عبدالعزیز برکه ساکن، نویسنده تبعیدی سودانی به تازگی به زبان آلمانی در انتشارات معتبر اورینت منتشر شده است. داستانی درباره جنگ و عشق، انتقام و امید که از دریچه چشم شخصیت اصلی رمان که یک پیامبر کاریزماتیک است، روایت می‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

عطیه رادمنش احسنی: تن‌ها

پیکرهای درهم تنیده‌ی تابلو و ذوق‌ذوقِ آفتاب‌سوختگیِ کمرش، آخرین تصویر زن و مردی را به یادش می‌آورد، که آن شب، نیمه‌برهنه و رنجور به بیرون از قاب پنجره خیره بودند. خیره به سیاهی آن سویِ پنجره و خیابان.

ادامه مطلب »
شعر

علی رضا فریدون گودرزی:کُشتاورز

اشتباه بزرگی بود خیره شدن به اندامش،کسی که می‌کشد نباید بگریزد، با شوق بی اندازه‌ای باید بایستد بر دو پا که فرار نیست، آلت قتاله را با وسواس زیاد پالوده کند، آلوده، در دهان خودش آرام بگیرد، زبانزد بشود…

ادامه مطلب »
از ما

مه‌کامه رحیم‌زاده: گزندگی طنز و استعاره

سبک هادی کیکاووسی در مجموعه «الفبای گورکن‌ها» تلفیق رئال و سوررئال است که به شکلی ظریف و هنرمندانه در هم تنیده شده‌اند. داستان‌ها به صورت رئال شروع می‌شوند و در جای جای داستان تبدیل به سوررئال می‌شوند و خواننده با این تغییر خود را هماهنگ می‌کند و داستان را با علاقه ادامه می‌دهد.

ادامه مطلب »
شعر

فرزانه قوامی: راویان رنج

این راز را با طلوع آفتاب/به تو خواهم گفت/با طلوع آفتاب در تهاجم دستان خالی‌ام/مشتی خاک بر آسمان می‌پاشم/از رد پای تو دور می‌شوم/و سینه‌ی کفتران چاهی را می‌بوسم/من در جزایر ناز می‌زیستم/درختان زیر آب قیلوله می‌کردند/و از آتش درون چیزی نمی‌دانستند

ادامه مطلب »
از ما

هادی کی‌کاووسی: شبح هفتم

لی‌کو پنج‌شنبه سوم عام‌الفیل ۱۳۷۱ کمی پیش از آنکه بمیرد ظهور کرد. ظهورش کار خدا بود. اگر ظهور نکرده بود ما تمام سالن را سنگ زده بودیم. علی‌کو راست می‌گفت که تمام سال‌ها عام‌الفیلند.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

قدیمی‌ترین نسخه فارسی هزار و یک‌شب به تصحیح مهدی گنجوی و با همکاری میثم علیپور در نشر مانیاهنر

محمد باقر خراسانی بزنجردی در دهه چهارم زندگی‌اش در حیدرآباد هند و به درخواست نماینده کمپانی هند شرقی در حیدرآباد هزار و یک‌شب را ترجمه کرد. مهدی گنجوی این نسخه را تصحیح کرده است.

ادامه مطلب »
شعر

رسول رضایی: بطن سرخ

در بطن‌ام سرخ بود وطن، در خون‌ام زبانه می‌کشد خشم، در تظاهرات گلبول‌های قرمز، شکاف در پهلویم کناره می‌گرفت، و هزار سوال سالخورده در سینه‌ام از پا درمی آمد

ادامه مطلب »
شعر

فرشته اقبالی: دلایل زن

فرشته اقبالی: کارشناس ارشد معماری اغاز فعالیت حرفه‌ای هنری از سال ۱۳۸۲ شاعر، نویسنده، عکاس فعال اجتماعی و شعر زن چاپ مجموعه شعر: “زن در

ادامه مطلب »
از ما

فرخ قدسی: یکی‌ دو نَم

از در مغازه بیرون زد. گرفته بودش سرِ دو دست. با احتیاط می‌رفت تا تنه نخورد. ده‌یازده دهنه را رد کرد. بوی کباب را بهتر شنید. ‌ضعفی در دلش پیچید. در را با شانه باز کرد. جعبه را گذاشت کنار دستش. نشست. ماهی سفارش داد و مخلفات.

ادامه مطلب »