بانگ نیوز

ادبیات غرب

بهروز شیدا: «مخملِ سرخِ رویا»، رمان بچه‌ی‌ یک‌شنبه‌، نوشته‌ی اینگمار برگمان، برمبنای نظریه‌ی زیگموند فروید

رمانِ بچه‌ی یک‌شنبه، نوشته‌ی اینگمار برگمان، شاید نگاه دیگری است به همه‌ی نقاب‌هایی که بر چهره‌ها جا خوش کرده‌اند؛ نگاه دیگری به شیار پنهان چهره‌ها؛ خسته‌گی‌ی تکرار؛ خانه‌ی تنهایی.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

مری شلی: فرانکشتاین – کشتن الیزابت

بعد از مراسم عروسی، جشن مفصلی در خانه ی پدرم برگزار و قرار شد الیزابت و من بلافاصله بعد از جشن، با قایق ابتدا به اویان برویم و بعد از یک شب اقامت در آنجا، روز بعد به سفرمان ادامه بدهیم. هوا آفتابی بود و باد مساعدی می وزید و گویی همه چیز بر وفق مراد بود.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

۱۴۰ شخصیت فرهنگی، نویسنده، شاعر، روزنامه‌نگار و هنرمندِ مقیم خارج بازداشت سینماگران را محکوم کردند و خواهان آزادی فوری و بی‌قید و شرط آنان شدند

۱۴۰ شخصیت فرهنگی، نویسنده، شاعر، روزنامه‌نگار و هنرمندِ مقیم خارج با انتشار بیانیه‌ای بازداشت سینماگران را محکوم کردند و خواهان آزادی فوری و بی‌قید و شرط آنان شدند. می‌خوانید:

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

کانون نویسندگان ایران: بار دیگر فرمان سرکوب دگراندیشان صادر شده است

کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌ای از بازداشت‌های اخیر در ایران به عنوان «فرمان سرکوب دیگران و دگراندیشان» یاد کرد و خواهان آزادی بدون قید و شرط بازداشت‌شدگان روزهای اخیر و تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی شد.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

مهدی معرف: تکیه بر اختر شب دزد- «زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند» نوشته گوزل یاخینا

زلیخا چشم‌هایش را بازمی‌کند” رمان ادیسه و درد است. رمانی درباره عبور از دوره‌ای و رها شدن در دوره‌ای دیگر. کتابی که بذر امید و عشق را در زمین نفرت و انتقام می‌کارد و زندگی و مرگ را همچون گذر روز و شب نشان می‌دهد. گوزل یاخینا در روایتی پرکشش، دوره‌ای سیاه از تاریخ شوروی را با نگاهی زنانه باز می‌گوید.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بانگ – نوا: تراژدی یک سلطنت نوشته قاضی ربیحاوی با اجرای شاپور سلیمی

این اثر نگاهی است ویژه درقالب یک نمایشنامه به زندگی محمدرضا شاه و برش ‌گونه‌ای کلی، از دوران سلطنت او براساس اسناد و حوادث تاریخی. شاپور سلیمی، بازیگر  پاره‌ای از این نمایش را اجرا کرده است. می‌شنوید در بانگ – نوا:

ادامه مطلب »
از ما

جمشید شیرانی: یادنامه یک آفتاب‌پرست

مهاجرت من از ماداگاسکار به زنگبار بی‌حادثه نبوده ولی برای آرامش خاطر من سودِ بسیار داشته است گرچه هر طور که هست باید غم غربت را تحمل کنم. در جوانی زیاد نمی‌خوابیدم. علتش را هم خودِ من با مطالعه‌ی کتاب های روانشناسی کشف کرده بودم.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

بازداشت محمد رسول‌اف و مصطفی آل احمد، سینماگران امضاکننده بیانیه «تفنگت را زمین بگذار»

کانون نویسندگان ایران در بیانیه کوتاهی می‌نویسد خانه‌ی این دو کارگردان سینما توسط ماموران تفتیش شده است و نزدیکان محمد رسول‌اف اعلام کرده‌اند که تفتیش خانه‌ی او چند ساعت ادامه داشته است.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

بعد از ۱۰ سال مجموعه شعر تازه‌ای از مهدی گنجوی منتشر شد

مجموعه شعر مهدی گنجوی با عنوان «غریبه‌هایی که در من زندگی می‌کنند» منتشر شد. پیش از این بخش‌هایی از این مجموعه شعر در مجله «ناممکن» منتشر و در «تریبون زمانه» بازنشر شده بود.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

ویلیام وُلمن: «زیر علفزار» به ترجمه حمید فرازنده

طناب‌های تناورِ آب تو را اسیر کردند. ماهی‌ها می‌خواستند قورقور نفس‌هایت را ببلعند. گل و لای می‌خواست چشمانت را ببوسد. ماسه‌ها می‌خواستند دهانت را پر کنند. علف‌های هرز می‌خواستند در گوشَت جوانه بزنند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

حمید فرازنده: درباره‌ی ویلیام ت. وُلمن و داستان «زیر علفزار»

راوی داستان علفزار نوشته ویلیان ولمن برای یافتن خواهر از دست رفته‌اش شروع به جهانگردی می‌کند. در واقع او به دنبال ایمان می‌گردد اما در هیچ کجا اثری از آن پیدا نمی‌کند. او شباهت ظریفی بین معصومیت خواهر از دست رفته‌اش و معصومیت گمشده‌ی زنان روسپی پیدا می‌کند.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

زندگی یک زن مهاجر ایرانی در شمال اروپا: «یک روز با هفت‌هزار سالگان» رعنا سلیمانی در نشر ارزان

داستان روایتی است از یک روز از زندگی او به شیوه جریان سیال ذهن و با این تمهیدات خواننده می‌بایست با پیامدهای مهاجرت آشنا شود. در همان حال موضوعاتی مانند جوانی و سالخوردگی، احساس سرخوردگی، پوچی، مرگ‌خواهی و عشق درآمیخته با یأس یک انسان مهاجر ایرانی و مفهوم غربت و وطن بیان ادبی می‌یابد.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش ششم

آسایشگاه مثل همه‌ی غروب‌ها ساکت و آرام است. روی صندلی‌ چرخدارم می‌نشینم و به پشت پنجره می‌روم. از تماشای هوای گرگ و میشی که در پشت آن سرخی‌ کم‌رنگی موج می‌زند لذت می‌برم. احساس می‌کنم سرانجام باز مادر و خواهر را خواهم دید و جست و‌ جوهایم بی‌سرانجام نمی‌ماند.

ادامه مطلب »