
گویههای بانگ- گویه پنجم: شعری از اسماعیل مهرانفر
و من به باورِ درخت اصلاً تکان نمیخورم، اگر که ماجرای درختم، و بر اساس باد باید به موهای تو فکر کنم، چرا ستون ایوانم و بوی دود میدهم؟

و من به باورِ درخت اصلاً تکان نمیخورم، اگر که ماجرای درختم، و بر اساس باد باید به موهای تو فکر کنم، چرا ستون ایوانم و بوی دود میدهم؟

مردمی که میتوانند شنا کنند، قدم بزنند یا با هم چیزی بخورند، ردیف ردیف مینشینند، گوش میدهند به یک مشت آدمهای عاطل و باطل که با هم جر و منجر بکنند؟

ایران فرهنگی کجاست؟ آیا چنین ایرانی وجود دارد؟ اسماعیل خویی، شاعر فقید در شعر «از میهن آنچه که در چمدان دارد» مختصات ایران فرهنگی را به ما نشان میدهد. میشنوید:

مونرو یکی از مهمترین داستانکوتاهنویسان جهان بود. او جوایز بیشماری را به خاطر داستانهای کوتاهش دریافت کرده است. از جمله جایزه بوکر در سال ۲۰۰۹ و جایزه نوبل ادبی در سال ۲۰۱۳.

اورشلیم. اواخر پاییز ۲۰۰۰. من با جعبهای که میخواهم به خارج از کشور بفرستم در راه اداره پست هستم. در صف اداره پست میایستم. دیگر برایم مهم نیست چقدر باید منتظر بمانم. انتظار بخشی از زندگی در فلسطین شده است.

محمد رسولاف، فیلمساز سرشناس ایرانی که به تحمل هشت سال حبس محکوم شده موفق شد به طور مخفیانه ایران را به مقصد اروپا ترک کند.

بکتاش آبتین را تنها چند بار زودگذر دیدهام اما دیدن او همان و ماندنش در یاد و دل آدم همان. زندگی انگار در وجود برخی انسانها شعلهای درخشان از خود به ودیعه میگذارد، که نور و گرمای آن بیواسطه آدم را مجذوب میکند و سر شوق میآورد.

آنگاه که تمثیل، نماد و استعاره آگاهانه صورت زبانی مییابند، اگر نگوییم تنها دلیل، دست کم میتوان گفت که یکی از دلیلهای پیدایی آن سانسور است. سانسور گر چه نامی مدرن است، اما نامیدهی آن پیشینهای بهدرازای تاریخ دارد.

کانون نویسندگان ایران ۲۲ اردیبهشت با صدور بیانیهای اعلام کرد: حکم صادره علیه محمد رسولاف را محکوم میکند و خواهان لغو فوری و بیقیدوشرط آن و همهی احکامی است که برای هنرمندان منتقد و مخالف، شهروندان معترض و کنشگران عرصههای گوناگون صادر شده است. آزادی اندیشه و بیان بیهیچ حصر و استثنا حق همگان است.

مادر جوراب ابریشمی سیاه را روی میز میگذارد. جوراب ابریشمی ساقهایی کلفت و پانما دارد. آنها شیشهای سیاهند. جوراب ابریشمی پاشنههایی ضخیم و گرد و پنجههایی ضخیم و نوکتیز دارد. آنها سنگی سیاهند.

ورجه وورجه یا ورجه ورجه کردن در معنای جست و خیز کردن، بالا و پایین پریدن از کجا آمده است؟ سیامک رستمی توضیح میدهد.

بیش از صد چهره فرهنگی، مدنی و هنری بینالمللی از جمله مارگرت اتوود با امضای بیانیهای خواهان آزادی بیدرنگ توماج صالحی، خواننده معترض و رپر ایرانی، شدند.

از تخت لیلی فاصله میگیرد. فهمیده که لیلی به شنیدن حرفهای او علاقه دارد و یا تظاهر میکند که علاقه دارد. ادامه میدهد: وقتی پسر توی شکم داری اینطور هستی. برعکس وقتی دختر داری آرامی و همهاش دلت میخواهد دور و برت بگو و بخند و شادی باشد.

۴۰۰ تن از فعالان صنفی معلمان همصدا با بیش از ۳۰۰ چهره فرهنگی و سیاسی خواستار آزادی آنیشا اسداللهی و کیوان مهتدی شدند. در بخشی از این بیانیه آمده است:

نمایش « ۴۲۱۱ کیلومتر» درباره زندگی ایرانیان تبعیدی و مبارز به کارگردانی آیلا نویدی جایزه معتبر مولیر فرانسه را از آن خود کرد.

داستان بلندی از یکی از مهمترین نویسندگان علمی -تخیلی جهان. یک داستان در سه داستان با ترجمهای ماهرانه و روان که بیانگر این معناست: هیچچیز گذشته را پاک نمیکند. توبه وجود دارد. کفاره وجود دارد. بخشش نیز وجود دارد. فقط همین، اما همین نیز کافی است.

رؤیا در هر تولدی، و در هر تولدی از جنبشی، و در جنبشی جدید هرگز توقف نمیکند؟ گفتی چگونه است که رؤیا هرگز توقف نمیکند؟

کلمات، هراسان و گریزانند، انگار، از پای چوبههای دار گریخته باشند، شاید هم احساس میکنند که تحت تعقیباند…

از دید ناهید کبیری آنچه که در خیابان رخ میدهد، هم امیدبخش است و هم نگرانکننده. او در شعرهای مجموعه «باران نشد که ببارد» شهری را به یاد میآورد که با نمادهایی وحشتآور محاصره شده است.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سوم مه را روز « روز جهانی آزادی مطبوعات » اعلام کرده است. آثاری از علائین با درونمایه آزادی بیان و سرکوب آن را را به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات میبینید.

دِهی بود و دهی نبود. یک دهی بود و چاهی بود. توی هر دهی هم حتمنا یک دیوانه ای هست و صد عاقل. عاقلهای آن دهی که بود، دایم به اندروای و هول و ولا بودند که نکند دیوانه سنگ را بیندازد توی چاه.