چه خبر؟

ادبیات غرب

ماکس فریش: «داستان ایزیدور» به ترجمۀ رضا نجفی

در یک روز تابستانی درخشان، ایزیدورِ داروفروش وفادار و محتاط، همسر زیبایش را روی عرشه کشتی به مقصد مایورکا گذاشت و فقط برای خرید یک روزنامه پیاده شد… اما وقتی سرش را از روی روزنامه بلند کرد، کشتی رفته بود و او خود را روی یک کشتی کثیف لژیون خارجی یافت. هفت سال بعد با ریش انبوه و تپانچه به کمر به خانه‌اش بازگشت؛ اما همان پرسش سادهٔ همسرش دوباره همه‌چیز را به هم ریخت.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

داریوش احمدی: «خانه‌ای که جنگ را به ارث برد» – جنگ، مالکیت بدن و سیاست عشق در رمان یائل فن‌در وودن

صلح واقعی تنها پایان جنگ و سکوت اسلحه‌ها نیست؛ بلکه توانایی زندگی‌کردن با دیگری بدون منطق جنگ است. جنگ پس از آخرین انفجار وارد خانه‌ها، بدن‌ها و روابط می‌شود و خود را در ترس از فقدان، میل به کنترل و تصاحب نشان می‌دهد. رمان The Safekeep (نگهداری) اثر یائل فن‌در وودن نشان می‌دهد که حتی عشق و مراقبت می‌توانند شکل تازه‌ای از سلطه شوند اگر مرزها و حق «نه» گفتن طرف مقابل را نادیده بگیرند. صلح حقیقی از جایی آغاز می‌شود که انسان بتواند نزدیک شود بی‌آنکه تصاحب کند، گوش دهد بی‌آنکه تحمیل کند و بماند بی‌آنکه دیگری را به ابزاری برای امنیت خود تبدیل سازد.

ادامه مطلب »
از ما

وحید ذاکری: خطبه‌ی نور

نویسنده در این داستان نظام‌های سرکوبگر و استبدادی را نقد می‌کند که با تکیه بر زور و تهدید، حتی توانایی درک پدیده‌های ساده‌ی انسانی را از دست می‌دهند. سروان که نماد قدرت ظاهری و خودفریبی است، در تقابل با بازداشتیِ تشنه و بی‌آزار، ناچار به دروغ‌پردازی درباره «قدرت‌های خاص» او می‌شود، اما در نهایت، این نورِ حقیقت است که بازداشتی را می‌رباید و سربازِ ساده‌دل را به درکی عمیق‌تر می‌رساند.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بهروز شیدا: فریاد رنج و آرزوی بهار در متن‌های شهرنوش پارسی‌پور

متن‌های شهرنوش پارسی‌پور، فراتر از روایتِ صرفِ رنج‌های تاریخی و سرکوبِ قدرت‌سالار، آیینه‌هایی هستند که در دلِ برزخِ جامعۀ ایرانیِ گرفتار در ناهماهنگی و تکفیر، پنجره‌ای به سوی «بهاری دیگر» می‌گشایند؛ بهاری که در آن فردیت، عشق، خرد و دیگرپذیری، جایِ طرد و دوزخ‌سازی را می‌گیرند و هستیِ زنانه‌مدار، پیوندگاهی برای تولدِ دوبارۀ انسان در تقابل با مرگ و تحریف می‌شود. این متن‌ها نه فقط فریادِ اعتراض، که آرزویِ تحققِ «بهشتِ زمینی» را در جهانی آواز می‌کنند که دیگرگونه‌گان در آن نه به انزوا، که به تکیه‌گاهِ سرسبزی بدل می‌شوند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

مهسا معین: «زنانی که به جهان گیاهی پناه می‌برند» -از دافنه تا مهدخت و یونگ‌هه

دافنه، مهدخت و یونگ‌هه، سه زن از سه جهان ادبی متفاوت، هنگامی به جهان گیاهی پناه می‌برند که بدن زنانه‌شان به عرصه‌ی سلطه، خشونت یا مالکیت دیگری تبدیل می‌شود؛ درخت‌شدن برای آنان هم پناهگاه است و هم بن‌بست، زیرا اگرچه با ترک بدن انسانی‌شان از نظام سلطه می‌گریزند، اما بهای این رهایی، ناپدیدشدن از همان جهانی است که حق زیستن را از آنان دریغ کرده است.

ادامه مطلب »
از ما

مریم مطلبیان: کلاغی که سفید است

در داستان «کلاغی که سفید است» تقابل پدری سنتی با پسری که هویت جنسی‌اش را برخلاف انتظارات جامعه زیسته، به خشونتی طاقت‌فرسا بدل می‌شود؛ خشونتی که از کتک و حبس شروع می‌شود و به رانندگی به سوی بی‌نامی ختم می‌گردد. ابراهیم در این مسیر، نه تنها با پسرش که با تمام باورهای رنگ‌باخته‌ی خود می‌جنگد؛ باورهایی که عزت را در مشت گره‌کرده و مردانگی را در زور خلاصه کرده‌اند. اما سعید با همان آرامشِ زنانه‌اش، پرده از این توهم برمی‌دارد که «من این‌جوری به دنیا اومدم». حالا پرسش این است: وقتی تنها راه پدر برای نجات «آبرو»، نابود کردنِ «وجود» فرزند است، آیا اصلاً راهی برای بازگشت باقی می‌ماند؟

ادامه مطلب »
از ما

 علی آشوری: «آفرینش امکان» – تأملی فلسفی بر زنان بدون مردان شهرنوش پارسی‌پور

نویسنده با تکیه بر آرای جیمسون، تودوروف و باختین نشان می‌دهد که پارسی‌پور با بهره‌گیری از رئالیسم جادویی، تاریخ را نه به عنوان سرنوشتِ محتوم، که به عنوان «زمینه‌ای برای تجربهٔ انسداد و امکان» بازنمایی می‌کند. در این خوانش، کودتای ۲۸ مرداد نمادِ شکستِ امیدهای جمعی است، اما باغ – برخلاف فضای بستهٔ جامعه – امکانِ گفت‌وگو، همدلی و دگرگونی را زنده نگه می‌دارد. مقاله به این نتیجه می‌رسد که آزادی در این رمان، هدیهٔ تاریخ نیست؛ از لحظه‌ای آغاز می‌شود که انسان جرئت می‌کند شکلی دیگر از بودن را تصور کند و نخستین گام را به سوی آن بردارد – و همین «آفرینش امکان» است که معنایِ امید را در دلِ ویرانی بازتعریف می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

جواد اسحاقیان: «زویا» – رمان رشد یک زن فمینیست در برابر بنیادگرایی و مردسالاری

«زویا» داستان زندگی پرتلاطم دختری افغان است که از میان ویرانه‌های جنگ، تبعیض جنسیتی و سلطهٔ بنیادگرایان، به نمادی از مقاومت و آگاهی تبدیل می‌شود. این خاطره‌نامه، روایتی است از گذار یک کودک به زن مبارز که با حجاب اجباری، خشونت طالبان و فرهنگ مردسالارانه می‌جنگد.

ادامه مطلب »
از ما

عبدالباسط سلیمانی: وقتی کلمات دیگر تجربه نمی‌سازند

واژه‌های بزرگ و انتزاعیِ شعری (مانند عشق، رنج، آزادی، تنهایی) زمانی در شعر می‌میرند و به کلیشه تبدیل می‌شوند که پیش از شکل‌گیری تجربه‌ای زنده در جهانِ شعر، و پیش از آنکه در بدن، موقعیت، ریتم و فرمِ شعر رخ دهند و از جهان بازخورد بگیرند، صرفاً به‌عنوان نام و نشانه‌ای آماده به کار گرفته می‌شوند؛ اما همین واژگان زمانی زنده می‌شوند که از دلِ موقعیتِ ساخته‌شده‌ی شعر برآیند، ادراکِ خواننده را از مسیرِ عادت خارج کنند و تجربه‌ای نو را در فرایندِ خواندن پدید آورند، نه اینکه صرفاً بازنماییِ حافظه‌ی مصرف‌شده‌ی زبان باشند.

ادامه مطلب »
از دیگران

چند شعر از  مری اولیور به ترجمۀ نسیم خاکسار

حرف اصلی مری اولیور در این اشعار نه در مرگ، که در «زندگی» است؛ نه در اندوه، که در «شگفتیِ بودن» است. او با نگاهی که طبیعت را نه به عنوان فرار، بلکه به مثابه معبدی زنده و سخنگو می‌بیند، به ما یادآوری می‌کند که در جهانی مجروح، «زنده بودن خود امری جدی و کم‌اهمیت نیست». شاعر از ما می‌خواهد که دعوت سهره‌ها را برای شکرانهٔ زیستن جدی بگیریم، در علف‌ها زانو بزنیم و بیاموزیم که چگونه «حضور داشته باشیم».

ادامه مطلب »
از ما

کوشیار پارسی: «اندیشیده و سنجیده: میان ِ گذر و نَفَس» –  در خوانش «خواب‌هایم بریدهْ‌بریدهْ نفس می‌کشند» از هادی ابراهیمی رودبارکی

«خواب‌هایم بریده‌بریده نفس می‌کشند» مجموعه‌ای است که رنجِ زیست‌شده را با زبانِ فشرده و موسیقایی درمی‌آمیزد و خواننده را به سفری درونی می‌برد که در آن، سکوت، امید و تأمل فلسفی، سه رکن اصلیِ درک جهانِ شاعرند. این شعرها، با وجود تلخی و گاه تاریکی، در نهایت به آشتی با هستی و چرخۀ ادامه‌دار زندگی می‌انجامند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

میزگرد-  شهرنوش پارسی‌پور: زن، تاریخ و رهایی

محبوبه موسوی – در این میزگرد، با حضور فریبا حاج‌دایی، احمد خلفانی، مریم رئیس‌دانا و خورشید رشاد، به واکاوی آثار شهرنوش پارسی‌پور، یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان زن ادبیات معاصر ایران، می‌پردازیم. جایگاه شخصیت‌های زن مستقل در رمان‌هایی چون «طوبا و معنای شب» و «زنان بدون مردان» تا نسبت او با فمینیسم، تقدیرگرایی، خلق شخصیت‌های مرد، رگه‌های عرفانی و رئالیسم جادویی، تأثیر تبعید و مهاجرت بر جهان داستانی‌اش و در نهایت میراث اجتماعی و ادبی او برای نسل امروز را بررسی می‌کنیم.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

امیر احمدی آریان: جنگ جنوب

نویسنده در این جستار که به زبان انگلیسی در نشریه معتبر The New York review of books منتشر شده و اکنون در بانگ با اجازه او به فارسی منتشر می‌شود می‌گوید که جنگ کنونی فقط یک درگیری نظامی نیست، بلکه بازتولید الگوی تاریخی استثمار دوگانه (داخلی و خارجی) است که جنوب ایران همواره قربانی آن بوده است. امیر احمدی آریان با پیوند زدن بمباران‌های فعلی به میراث استعماری و فولکلور بومی، نشان می‌دهد که جنوب همچنان صحنه‌ی نبرد دیوهای آشنا (حکومت مرکزی) و ناآشنا (آمریکا) است و مردم آن، تنها کسانی هستند که بهای واقعی این کشمکش‌ها را با پوست و استخوان خود می‌پردازند.

ادامه مطلب »
از ما

محمود فلکی: پرده‌ی نخستِ نمایشنامه‌ی «شهر خاموش»

نویسنده در این متن، وضعیتِ سرکوب، خفقان، و ویرانیِ انسانی و اجتماعی در فضایی را نشان می‌دهد که همه‌چیز در آن «ممنوع» شده است؛ در این فضا اندیشه، زندگی، شادی، و حتی امید، زیر فشارِ واژه‌هایی مثل «ورشکستگی»، «فراموشی»، «نادانی»، «ویرانی»، «بیماری» و «حیرانی» خفه می‌شوند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

ساندرا سیسنروس: «جویبار زنی که فریاد می‌زند» به ترجمه میترا داوودی

مهاجرت در این داستان، به‌جای اینکه فرصتی برای شروع جدید باشد، به دلیل ساختارهای مردسالارانه و خشونت‌های خانگی، به تجربه‌ای دردناک و انزواطلبانه تبدیل می‌شود. با این حال، داستان همچنین نشان‌دهنده‌ی مقاومت و تلاش شخصیت اصلی برای رهایی از این شرایط است، که نمادی از مبارزه‌ی بسیاری از زنان مهاجر برای یافتن صدای خود و بازسازی هویتشان در یک جامعه‌ی جدید است.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

گویه‌های بانگ – گویۀ بیست و پنجم: «هر ایرانی زیباترست از ایران» از میم پایمزد

در این دو شعر، شاعر با جسارت اعلام می‌کند که هر انسان واقعی با تمام زخم‌ها، فقر، تنهایی و زیبایی‌های ناکاملش، زیباتر و ارزشمندتر از هر تصویر ایدئال و رمانتیک از «ایران» یا «عشق» است؛ بنابراین غزلیات هزارساله عاشقانه کافی است و باید جای خود را به مواجهه مستقیم با واقعیت‌های تلخ زندگی، سیاست و انسان معاصر بدهد.

ادامه مطلب »
از ما

شراره یقینی: «آگاهی‌های برابرِ باختینی در شب سفید»، تحلیل هایبریدی رمان «نویی بلانش» با تکیه بر نظریات «ژنت، باختین و کریستوا»

رمان «نویی بلانش» با استفاده از مدرن‌ترین و پیچیده‌ترین تکنیک‌های روایت‌شناسی، در تلاش است تا صدای خاموش و روایت ناگفتۀ جامعۀ اقلیت‌های جنسی ایران را در دل تاریخِ سرکوبگر معاصر ایران به گوش مخاطب برساند و با ساختارشکنی در الگوهای سنتی، بر «تعلیق» و «نبودِ رهایی قطعی» در چنین فضایی تأکید کند. فرم، یک ضرورت برای بیان این محتوای تلخ و سرکوب‌شده است.

ادامه مطلب »
از ما

هما شهرام‌بخت: وقتی زن از مرز عبور می‌کند- مدئا و هراس فرهنگ از زن مرزی

نویسنده معتقد است که هراسِ فرهنگ از مدئا، نه به خاطر جنایت‌های او (کودک‌کشی و انتقام‌جویی)، بلکه پیش از هر عملی، از «هستیِ مرزی» او سرچشمه می‌گیرد. مدئا چون در هیچ‌یک از نقش‌های تعریف‌شده‌ی زنانه (همسر، مادر، دختر، شهروند) نمی‌گنجد و از همه‌ی طبقه‌بندی‌های فرهنگی فراتر می‌رود، خودِ وجودش به مسئله‌ای برای نظمِ نمادین تبدیل می‌شود. از این رو، تراژدیِ مدئا فقط داستانِ یک انتقام نیست، بلکه روایتِ لحظه‌ای است که فرهنگ، برای حفظِ مرزهای خود، انسانی را که دیگر در هیچ قالبی جای نمی‌گیرد، به هیولا تبدیل می‌کند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

جواد اسحاقیان: خوانش کهن‌الگویی طوبا

در رمان «طوبا و معنای شب» شهرنوش پارسی‌پور، شخصیت طوبا تجلی بارز نظریه‌ی کهن‌الگوهای یونگ است؛ زنی که «روان مردانه» (آنیموس) در او هم به صورت گرایش‌های عرفانی-مذهبی مثبت ظاهر می‌شود و هم به شکل واپس‌گرایی، توهمات شبه‌عرفانی و جدایی از واقعیت اجتماعی. از «گداعلی‌شاه» به عنوان مرشد ناکامل تا «شاهزاده گیل» و «لیلا» به مثابه سایه‌های ناخودآگاه، این اثر دعوتی است به کاوش در عمق ذهنیت سنتی و تضادهای درونی زن ایرانی در بستر تحولات تاریخی معاصر.

ادامه مطلب »
از ما

از تجربه تا تخیل- فریده سعیدی: آباژور خیال‌باف

راوی در میان لگن‌های آب و وایتکس، به دنبال هویت گم‌شده‌اش در لابه‌لای صفحات پاره‌شده کتاب‌هایش می‌گردد. داستانی از خشونت پنهان، هم‌ذات‌پنداری با یک شخصیت خیالی، و تصمیمی سرنوشت‌ساز برای بیرون کشیدن خود از زیر خاکسترهای یک زندگی مشترک.

ادامه مطلب »
از ما

شهرنوش پارسی‌پور: در خود نشستن

داستان «در خود نشستن» را می‌توان نمونه‌ای فشرده و تمام‌عیار از جهانِ داستانیِ شهرنوش پارسی‌پور دانست؛ زیرا تقریباً تمامیِ مضامینِ بنیادینِ آثار او، از سرکوبِ سیاسی و جنسیِ زنان، شکافِ میانِ بدن و میل، نقدِ گفتمانِ ایدئولوژیکِ چپ و مذهبی، تجربه‌ی تنهاییِ مهاجرت، و حسرتِ عشقی که نه در شرق می‌گنجد و نه در غرب در این روایتِ واحد گرد آمده‌اند.

ادامه مطلب »