
شهریار مندنیپور: «سووشونیها» -زخم گرم
شهریار مندنیپور در ادامه مجموعه یادداشتهای «سووشونیها»، با وامگیری از اصطلاحی جنگی به کالبدشکافی وضعیت روحی یک ملت پس از کشتار دیماه میپردازد. او از مردمی میگوید که در برابر خشونت، آیین سوگواری را دگرگون کردهاند: سیاه را دور ریختهاند، بر مزارها دست زدهاند و به رقص برخاستهاند. مندنیپور در این متن همصدا با میلانکوندرا تأکید میکند که «هنر به ما کمک میکند از واقعیت نمیریم». او با یادآوری داستانهایی که باید نوشته شوند – از مغازهداری با کرکرهی خونین تا کابوسهای شبانهی جلادان – از تخیل به مثابهی تنها سلاح باقیمانده در برابر «تخیل شر» دفاع میکند.

















