
بازداشت هنرمندان همچنان ادامه دارد، بررسی فشارهای امنیتی در شورای عالی هنرمندان
وب سایت حقوق بشری ههنگاو اعلام کرد نیروهای امنیتی فرشاد رستمی، خواننده قصرشیرینی و سرپرست گروه موسیقی «آرشاویر» را به همراه «چند نفر دیگر» بازداشت کردهاند.

وب سایت حقوق بشری ههنگاو اعلام کرد نیروهای امنیتی فرشاد رستمی، خواننده قصرشیرینی و سرپرست گروه موسیقی «آرشاویر» را به همراه «چند نفر دیگر» بازداشت کردهاند.

کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیهای به مناسبت روز مبارزه با سانسور اعلام کرد که سالهاست «خواست حذف سانسور از حوزه ادبیات و هنر فراتر رفته و، به گواه اعتراضهایی که با شعار “زن زندگی آزادی” پا گرفت، به خواستی عمومی بدل شده است.»

فرشاد رستمی، نوازنده کمانچه و قیچک، تنظیمکننده و آهنگساز، متولد ۲۲ بهمن ۱۳۵۰ در شهر قصرشیرین استان کرمانشاه است. او همراه با اتابکی و نوید شاه بیکی نماهنگ «غریب» را در واکنش به قتل مسها (ژینا) امینی درباره غربت کردها در تهران ساخته بود:

شور که در واژهها میافتد، دیگر نمیتوان جلویش را گرفت همچون خیزش مردم در خیابانهای ایران. «سرودههای خیابانی» حسن حسام در این بستر شکل گرفته است.

مونا نقیب، کودک هشت ساله، به گلولهی مرگسرشتان جمهوریی اسلامی کشته میشود. او ساکن شهرک آسپیچ در حومهی شهر سراوان است که جمعیتاش به سههزار نفر نیز نمیرسد. مونا شکوفهای است که پیش از آنکه شکوفا شود، برباد میشود.

مفتون امینی از شاعران سرشناس ایران که در مکتب نیمایی و به ترکی نیز اشعار ماندگاری سروده پنجشنبه ۱۰ آذر در نود و شش سالگی درگذشت.

آرش فولادوند، ارکستر فیلارمونیک پاریس شرقی و موسس و سرپرست گروه کُر ایرانیان در اروپا با همکاری گروه کر بهار پاریس ترانه تازهای را برای جنبش اجرا کرده و حقوق بازخوانی و اجرای این اثر را در اختیار مردم قرار داده است:

پورآذری چند روز پیش همراه با شماری از بازیگران تئاتر از جمله لیلا گلستانی در دامن طبیعت جلوی دوربین قرار گرفته بود. بازیگران زن بدون حجاب بودند و همه لباسهای سیاه به تن داشتند و با چهرههای ماتمزده مقابل دوربین قرار گرفتند.

برادر مینا، توی ایوان مشرف به حیاط، بساط را مهیا کرده بود. تا آمدم بنشینم بلند شد به احترام. توی این روز و شبهای ملالآور، کمک حالم بود و از اینکه به چنین سرانجامی رسیدهام ناراحت بود.

بیش از ۲۰۰ هزار نفر از کارزار آزادی توماج صالحی، رپر معترض ایرانی حمایت کردهاند. به زودی شمار حامیان این کارزار به ۳۰۰ هزار نفر میرسد.

او سالها پیش در نشریه انسانشناسی و فرهنگ با عنوان «فاش میگویم» طرحی از زندگی اجتماعی و ادبیاش به دست داده بود. میخوانیم:

شعرشدنیست، چون میگویند، و چه بسیار، و از عهده برنمیآیند. از عهدهی چه برنمیآیند؟ -تنِ منقبضشده بر اثرِ فرودِ غرّانِ شلاق و چماق، قلبِ منقبضشدهی من در مقامِ گویندهای که ناچارم به مویه و سوگ یا خشم فریاد برآورم: من هم هستم. و آیا باید از عهده برآمد؟

تریکومی این اثر هنری را به کشتهشدگان انقلاب نوین مردم ایران تقدیم کرده است. او همه این سازها را یک به یک خودش نواخته و سپس در تدوین مجموعه یک دستی فراهم آورده.

یک عکاس مطبوعاتی به نام عادل کریمی با قرار وثیقه آزاد شد. چهار عکاس مطبوعاتی دیگر به نامهای حسین اسماعیلی، عادل کریمی، یلدا معیری و آریا جعفری همچنان زندانیاند.

این شعر نیست، تن ِ مجروح ِپانزده سالهایاست چرکین از تجاوزهای پیدرپی، سر شکافتهی دخترکی آوازهخوان است با کلماتی له شده در گلو، سینه دریده کارگری زندانی است که تا آخرین ضربه به شکنجهگرش میخندید.

چون سرو ایستاده بر سکوی افتخار با پرچمی که میرقصد با باد بر خشک چوبی، چه زیبا پریشان کرده موی تو و خاطر “جبار” را نسیم انقلاب.

نوید افقه، موسیقیدان و نوازنده برجسته تنبک و حسین رونقی با قید وثیقه آزاد شدند. انتظار میرود که وریا غفوری، یکشنبه ۶ آذر آزاد شود. حدود ۱۴ هزار نفر از جمله کودکان در جریان اعتراضات جاری در ایران بازداشت شدهاند.

این ترانه دوازده سال قبل اجرا شد که اکنون در پرتو اعتراضات جوانان شجاع ایرانی، معنا و مفهوم تازهای یافته است: نهال پرآواز آینده، شکوفا به جشن بهاران است. میشنویم:

نگهداری به مدت سه روز در یک محل بسیار سرد، ضرب و شتم شدید و پرتاب از ارتفاع به پایین از جمله شکنجههایی است که این هنرمند کُرد طی این مدت تحمل کرده است. گفته میشود در نتیجه این شکنجهها او مجبور به انجام اعترافات تلویزیونی شده است.

ترجیعبند سخنان وزیر ارشاد اسلامی دولت سرکوبگر «حاکمیت وزارت ارشاد اسلامی بر هنرمندان» است. در همان حال هنرمندان ایرانی دستکم در دو دهه گذشته هرگز تا این حد سرکش و حاکمیتگریز نبودهاند. یک نمونه: تولید فیلمهای سینمایی به دو شکل باحجاب و بیحجاب.

میگفت: «بیچارهتر از منی که دستی گرفته ریشه و ساقهات را و مجال جُنبیدنت بهقدر لرزشیست یا تکانهای از سر بیحوصلگی. و خوشبختتر از تو منم که با یک پا لنگیدهام از شهری به شهر دیگر.»