
سارا بریار: میدان
نشستیم و دیدیدم و نگاه کردیم: همه چیز تمام شد، رنگ احساس آرام آرام، به بیرنگی همان سیپیدهای شد که تو را به میدان میبردند.

نشستیم و دیدیدم و نگاه کردیم: همه چیز تمام شد، رنگ احساس آرام آرام، به بیرنگی همان سیپیدهای شد که تو را به میدان میبردند.

اعتمادی سردبیر و نویسنده رمانهای عامهپسند و عاشقانه مجله اطلاعات جوانان در سالهای دهه ۱۳۵۰ بود.

«کوندرا» در شهر برنو چک متولد شد اما در سال ۱۹۷۵ به دلیل انتقاد از تهاجم شوروی به چکسلواکی ناگزیر به فرانسه مهاجرت کرد. پدر او موسیقیدان بود و به همین دلیل هم تحت تأثیر موسیقی قرار داشت و رمانهایش چندصدایی بود.

شبکه شرق گزارش داد که سهشنبه ۲۰ تیر احمدرضا احمدی شاعر، نویسنده و نقاش سرشناس پس از ماهها تحمل بیماری درگذشت.

امیرعطا جولایی، نویسنده و دانشآموخته سینما در مقطع دکتری اعلام کرد دورهای از کلاسهای سینمایی را با عنوان «درست دیدن درام سینمایی» برگزار میکند.

رزا اعتماد انصاری، یکی از وکلای توماج صالحی، دوشنبه ۱۹ تیر اعلام کرد که «بر اساس ابلاغیه دادگاه، توماج صالحی از بابت اتهام افساد فیالارض به شش سال و سه ماه حبس محکوم شد.»

رمان در یک کشور نفتخیز خیالی اتفاق میافتد. روایتی از تخریب محیط زیست، کنده شدن از زمین، دادخواهی و نسلهای تباه شده همراه با امید به یک منجی.

کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیهای ضمن محکوم کردن «موج سرکوبهای اخیر» و «احضار و پروندهسازیها، برگزاری دادگاههای غیرعلنی و صدور احکام سنگین» برای معترضان، خواهان تکیه بر «نیروی جمعی» برای پیشبرد جنبش آزادیخواهانه مردم ایران شد.

روزگاری برای کودکان قصه میگفتند. کودکی که با یکی از بستگان مسن مانند مادربزرگی، خاله یا عمهای اخت بود، تصادفی یا به مناسبتی در اوقاتی از روز که هنوز فراغتی بود، گوش به این کلمات جادویی میسپرد: یکی بود، یکی نبود…

ترانههای ذوالقرنین به سادگی یک ترانه نیستند و چیزی از پیچیدگی دنیای شاعرانه را در خود پنهان دارند و شعرهای او زیاد از حد پیچیده نیستند و چیزی از سادگی و زمزمهپذیری ترانه را در خود پنهان دارند.

طلیعه زن را از دور دیده بود. چمباتمه زیر چادر سیاه و روشنای آخر روز. از زیر شاخههای نیملخت و لرزان بید گذشت. بالای سرش که رسید زن چادر را پس کشید اما نگاه نکرد.

کانون هنر/ فرهنگ/ کنش دوشنبه ۱۲ تیر با انتشار بیانیهای اعلام کرد مسئول مرگهای ناشی از الکل سمی حکومتیست که با شرارت تمام دریادریا آب انگور به جوی و خیابان میریزد. این بیانیه مسمومیتهای زنجیرهای با الکل صنعتی را با حمله شیمیایی به مدارس دخترانه مقایسه کرده است. بیانیه را میخوانید:

و آنگاه که از تاریخ، طومارها بیرون گرفتند، پس آنچه بر ما رفت، چو خوانده بیاید، گو مطربان را زخمه بگیرند، و خونِ رَز روان میدار که حکایت خونِ جوان باشد.

روی مبل پشت پنجره نشستهام و فکر میکنم داشتم چندمین گل یاسیرنگ روی پرده را میشمردم که برق رفت! دست میگذارم روی گوشهام تا سر و صداها و درگیریهای توی خیابان کمتر حواسم را پرت کنند.

دومین جلسه دادگاه توماج صالحی، یکشنبه، ۱۱ تیر/۲ ژوئیه، به شکل «غیرعلنی و پشت درهای بسته» در حالی برگزار شد که این خواننده رپ و فعال مدنی معترض، بیش از هشت ماه است که همچنان در «بازداشت موقت» بوده و در سراسر این مدت نیز به دادرسی عادلانه دسترسی نداشته است.

خسرو حسنزاده نقاش، هنرمند نمایشهای چیدمانی و بازیگر شناخته شده ایرانی ۱۱ تیرماه ۱۴۰۲ بر اثر مسمومیت ناشی از الکل صنعتی، جان خود را از دست داد.

ایلیاد خودکشی نکرده است. مرگسرشتان جمهوریی اسلامی او را کشتهاند. ایلیاد سترگ تنآوری است که روایت مرگاش تحریف میشود؛ چراییی یغمای جان جویای بلندایش.

ترجمه، چه آنِ زندگی و چه آنِ شعر، چه اسب کندرو و چه اسب بالدار، برای انتقال دادن ما، بدون مزاحمت زمان یا مکان، از جهانی که در آن به دنیا آمده و زندگی میکنیم به جهان دیگری که آفریده میشود نیاز به زبان استعاره دارد.

شنبه ۸ ژوئیه/۱۷ تیر در مونترال، ونکوور، لندن، اسلو، برلین، اشتوتگارت، هامبورگ، فرانکفورت، آمستردام، استکهلم، مالمو، گوتنبرگ، استانبول، بروکسل و شمار دیگر از شهرهای اروپا

فریماه فرجامی، بازیگر سرشناس سینما و تئاتر هفتاد و یکسالگی درگذشت. انجمن بازیگران سینما جمعه ۹ تیر با انتشار بیانیهای خبر درگذشت این بازیگر سرشناس در سالهای دهههای ۶۰ و ۷۰ را اعلام کرد.

احمد صندلی را کشید و کنار تخت نشست. صورت تیمور مثل گچ سفید بود. نگاه به سقف داشت. باد خنک به پهلوی احمد میوزید و بدون اینکه کاکلهایش را افشان کند میگذشت و بیصدا پخش میشد.