
آریامن احمدی: آرمیتا
در تاریکترین شبِ این سرزمین، خورشیدِ هزارساله، از موهایِ آویختهات بر دستهایِ زیرِ تابوت، روزش را آغاز میکند، بالاتر از گلدستههایِ اوین، بالاتر از بلندگوهایِ انقلاب در ظهرِ جمعه

در تاریکترین شبِ این سرزمین، خورشیدِ هزارساله، از موهایِ آویختهات بر دستهایِ زیرِ تابوت، روزش را آغاز میکند، بالاتر از گلدستههایِ اوین، بالاتر از بلندگوهایِ انقلاب در ظهرِ جمعه

با شعار «زن، زندگی، آزادی» و برای «انقلاب ایران» در زوریخ، شماری از شاعران ایرانی در تبعید شب شعر برگزار میکنند.

بورخس بیچاره؟ در این خانه تنها خواهی ماند. کتابهای بیحروف، مدال سورن بورگ و آن سینی چوبی را که به صلیب فدرال مزین است، لمس خواهی کرد. کوری ظلمت نیست، نوعی تنهایی است.

او نخستین نوازنده زن در جهان بود که برای نوازندگی گیتار دکترا داشت و سالها در دانشگاه ممفیس آمریکا موسیقی تدریس میکرد.

چند ماهی است که با سوزان آشنا شدهام. میتواند شخصیت خوبی برای یک داستان باشد. تازگی در اداره ما استخدام شده. اعتماد به نفس و بحثهای دائمش با تام و کِن توجهام را جلب کرده است.

«همه چیز را گفتن، راز ملالانگیز بودن است.» ولتر به روشنی صورتبندی کرده است: توصیف کردن، انباشتن نیست. افزایش جزئیات، جامعیت نکات دقیق و تراکم یادداشتها، متنی زنده نمیسازند. بیستر بساط درهمی است که نمیشود چیزی در آن تشخیص داد. محل تخلیه زباله است که آدم از آن روگردان میشود.

فرشته مولوی بر اساس بازی «جمجمک برگ خزون» از بازیهای رایج خردسالان در نقاط مختلف ایران داستان مونا را روایت کرده است. میشنوید:

دادگاه بدوی، الهه محمدی و نیلوفر حامدی را به سالها زندان و محرومیت از فعالیت سیاسی و رسانهای و همچنین فعالیت در فضای مجازی محکوم کرد. این روزنامهنگاران به دلیل تهیه گزارش از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی بازداشت شدهاند.

محسن یلفانی به دلیل رویکردش به تئاتر اجتماعی سالهای درازی را در زندان و در تبعید سپری کرده است. بانگ در هشتادسالگی او دوسیهای را به این نویسنده مبارز و متعهد اختصاص داده.

بر لالای غمگین این عصرهای خاکستری، در آرایشگاهِ مرحوم ابوهاشم عبدالوارث، صدای میرا عواد میآمد، که از یابا میخواست داستانشان را بازگوید، آنها هنوز در جنگ شکست نخورده و پراکنده نشده بودند…

سلمان رشدی که قرار است جایزه صلح اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان در سال ۲۰۲۳ را دریافت کند، جمعه ۲۸ مهر در یک نشست خبری در نمایشگاه کتاب فرانکفورت آلمان گفت که نگران وضعیت سیاسی کنونی جهان است اما نمیخواهد امید خود را از دست بدهد.

خلاصهای از داستان قتل حکومتی ابوالفضل میرعطایی را میتوانید به شکل چندرسانهای در این نشانی (+) خارج از قاب بانگ ببینید و بشنوید و بخوانید. تا

پاهام روی هم کلید میشود گاهی. روی تختم، روی روتختی سبز سدری. با تخت فرو میروم در خون. تختم با رو تختی سبز سدری روی دریای خون است. فرومیروم در پیکر خونین زن جوانی در کارون. من و مهری.

مونا مهرجویی، دختر داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر، در مراسم تشییع پدر و مادرش گفت: «احساس میکنم پدر و مادرم شانههایم را گرفتهاند و میخواهند که سرپا بمانم.» او در این مراسم، جمله پدرش مبنی بر اینکه «قاتلین میان ما هستند» را نیز تکرار کرد.

رضا شهابی، فعال سندیکایی و کیوان مهتدی، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران در واکنش به قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر از زندان اوین بیانیه مشترکی منتشر کردند. آنها در این بیانیه که با جمله معروف هوشنگ گلشیری بر سر مزار محمد مختاری آغاز میشود، یادآوری کردهاند که «در وضع موجود امور، هیچ امنیتی، حتی امنیت جانی برای دگراندیشان وجود نخواهد داشت.

گربهای در حالِ خاککردن گُهش بود، دوشیزه آریان نگاهش میکرد، هربار که گربه را میدید رقیق میشد، طبیعت واقعاً همه چیز را خوب درست کرده بود، به خودمان که فکر میکنم شما میدانید چه میخواهم بگویم، واقعاً طبیعت، کشیش به او جواب داد نه این طبیعت نیست، طبیعت کلمهی آدمهای بیخداست.

دریافتهایم که هیچ انسانی برابرتر از انسانی دیگر نیست و حقوق انسانی فلسطینی و اسراییلی یکسان و همارزشاند.

روایتی چندرسانهای از حاشیههای قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر بر اساس مستنداتی در شبکههای اجتماعی.

نسرین ستوده در واکنش به قتل داریوش مهرجویی و همسرش نوشت: «این خبر در حافظه تاریخی هر ایرانی، یادآور قتل فجیع داریوش فروهر و همسرش است که به سالگرد قتل آنان نزدیک میشویم.»

میگوید: وطن برای من نوشیدن قهوۀ مادرم، بازگشت بهسلامت است شباهنگام، و سرزمین؟ میگوید: من سرزمین را نمیشناسم. آن طور که در شعرها میگویند، سرزمین را با گوشت و خونم حس نمیکنم.

خبری تکاندهنده. به گزارش خبرگزاریهای داخل جسد داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر در ویلایشان واقع در شهرکی در حوالی کرج یافت شد. آنها با ضربات چاقو به طرز فجیعی به قتل رسیدهاند.