از ما

از ما

محمدرفیع محمودیان: ادبیات داستانی، تخیل مادی تمنا در نوشتار

نویسنده با نگاهی فلسفی و نظری به بررسی چیستی و چرایی جذابیت ادبیات داستانی می‌پردازد و استدلال می‌کند که راز این جذابیت را باید در تلاقی سه عنصر «نوشتار»، «تخیل مادی» و «تمنا» جستجو کرد. او بر «نوشتار» به عنوان فرایندی زنده و پویا تأکید می‌کند. نویسنده با مقایسه‌ی سبک و درون‌مایه آثار نویسندگانی چون همینگوی و داستایفسکی، نشان می‌دهد که چگونه تمناهای گوناگون و حتی متضاد یک عصر در نوشتار تبلور می‌یابند و چگونه خواننده نیز در هر دوره با تمنای خاص خود، اثر را به «نوشتاری» زنده و نو بدل می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: «سووشونی‌ها» -زخم گرم

شهریار مندنی‌پور در ادامه مجموعه یادداشت‌های «سووشونی‌ها»، با وام‌گیری از اصطلاحی جنگی به کالبدشکافی وضعیت روحی یک ملت پس از کشتار دی‌ماه می‌پردازد. او از مردمی می‌گوید که در برابر خشونت، آیین سوگواری را دگرگون کرده‌اند: سیاه را دور ریخته‌اند، بر مزارها دست زده‌اند و به رقص برخاسته‌اند. مندنی‌پور در این متن هم‌صدا با میلان‌کوندرا تأکید می‌کند که «هنر به ما کمک می‌کند از واقعیت نمیریم». او با یادآوری داستان‌هایی که باید نوشته شوند – از مغازه‌داری با کرکره‌ی خونین تا کابوس‌های شبانه‌ی جلادان – از تخیل به مثابه‌ی تنها سلاح باقی‌مانده در برابر «تخیل شر» دفاع می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

بررسی مجموعه گوشه‌ها – محبوبه موسوی: «گذار از انفعال»، فردیت زن در داستان پونه بریرانی

پونه بریرانی در داستان «پروست چگونه می‌تواند زندگی‌تان را زیر و رو کند؟»، زن را از قلمرو «انفعالِ رمانتیک» بیرون می‌کشد و به قلمرو «فردیتِ کنشگر» وارد می‌کند. شخصیت «دیبا» نه در جستجوی عشقی آرمانی و قالبی، بلکه در پی عشقی است که او را از «بیوه‌ی کتابفروش» بودن به «دیبا» بودن ارتقا دهد. نویسنده با بهره‌گیری از زبان زنانه (جزئی‌نگری، تنانگی، سکوتِ پُرمعنا) و با واسازیِ کلیشه‌های عاشقانه، نشان می‌دهد که «کنش‌گریِ» زن در این داستان نه در شورش‌های بزرگ، که در جهشی درونی به سوی پذیرش خودِ یگانه‌اش و انتخابِ معشوقی هم‌سوی با همین فردیت متجلی می‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

مهرک کمالی: چندصدایی و ابهام در« دلِ دلدادگی» شهریار مندنی‌پور

دلِ دلدادگی شهریار مندنی‌پور، که در سال‌های پس از جنگ و زلزله‌ای ویرانگر رخ می‌دهد، تنها بازنمایی یک فاجعه یا یک عشق پیچیده نیست؛ بلکه بیانیه‌ای جسورانه در فرم روایی است. این رمان با درهم‌تنیدن اسطوره‌ی آفرینش، چهار عنصر کلاسیک، و واقعیتی تلخ، و با طرد آگاهانه‌ی «صدای مسلط نویسنده»، در پی خلق جهانی است که در آن «عدم قطعیت»، اصل سازمان‌دهنده و خودِ معناست. این مقاله می‌کوشد با واکاوی ساختار چندصدای رمان، شخصیت‌پردازی اسطوره‌ای، و تقابل عناصر چهارگانه، نشان دهد که چگونه مندنی‌پور از رخدادهای تاریخی معاصر به‌مثابه‌ی بستری برای آزمون مرزهای روایت و تعلیق معنا بهره می‌جوید.

ادامه مطلب »
از ما

خورشید رشاد: از فاصله‌ی دور

این اثر نه تنها یک داستان درباره مرگ و سوگ است، بلکه کاوشی است شاعرانه در مورد ماهیت حافظه، هویت، و این که ما چقدر می‌توانیم واقعاً فردی را که فکر می‌کنیم می‌شناسیم، بشناسیم. نویسنده استعدادی درخشان در خلق فضاهای احساسی و شخصیت‌های چندبعدی دارد. این داستان مدت‌ها پس از خواندن، در ذهن خواننده باقی می‌ماند و او را به تأمل وامی‌دارد.

ادامه مطلب »
از ما

امید فلاح آزاد: مهناز عطارها و داغ فرزندباختگی در تاریخ معاصر ایران در «کژمیر»

مهناز عطارها در رمان «کژمیر»، تازه‌ترین اثر خود، «کابوس مشترک زیستهٔ ایرانیان» یعنی داغ فرزندباختگیِ ناشی از خشونت سیستماتیک و جنگ را به هستهٔ روایت داستانی بدل می‌کند. او با بهره‌گیری از منشوری بینا‌نسلی، بینا‌قومی و بینا‌جنسیتی، نه تنها «نمایشگاه مرگ‌های دست‌ساز» نیم‌قرن اخیر ایران را کاتالوگ می‌کند، بلکه بر بازخوانی روش‌های گوناگون مواجهه با این تراژدی پایدار تمرکز دارد.

ادامه مطلب »
از ما

حسین نوش‌آذر: «چهار صندوق بیضایی»، تمثیل جاودان از استبدادی که خود می‌آفرینیم

بیش از نیم قرن پیش، بهرام بیضایی در نمایشنامه «چهار صندوق» با وارونه کردن یک فرم شاد مردمی قاجاری، دور باطل استبداد را به تصویر کشید: جامعه‌ای که از ترس خطری مبهم، خود قدرتی سرکوبگر می‌سازد، سپس با تفرقه، سازش و انفعال، آن را تداوم می‌بخشد و در آخرش هم صدای اعتراض را تنها می‌گذارد. این اثر که هم در دوران پهلوی و هم در جمهوری اسلامی سانسور شد، امروز بیش از همیشه معاصر ماست؛ از مکانیسم‌های قطبی‌سازی در اپوزیسیون تا بازتولید صندوق‌های ایدئولوژیک در گفتمان‌های سیاسی، همه یادآوری می‌کنند که بزرگ‌ترین خدمت به استبداد، خودزنی جمعی و ناتوانی در اتحاد است.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: سووشونی‌ها (گاهنامۀ خونین انقلاب)

شهریار مندنی‌پور در این یادداشت فریاد می‌زند: این پایان سرکوب نیست، بلکه آغاز واقعی پروسه انقلاب است. او با نگاهی عمیق به تاریخ تنهایی ایران تأکید می‌کند که پیروزی نه در چند روز یا ماه، بلکه در روند مداوم مقاومت مدنی نهفته: کنار گذاشتن ریا، تقیه و تقوای تحمیلی رژیم، تمرین رواداری، و هوشیاری در برابر خطر انزوا و دشمن‌خویی داخلی. مندنی‌پور می‌گوید تا وقتی همدیگر را داریم، قبای ژنده و خونین تنهایی‌مان، نماد امید و خشم جمعی است.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – رضا باقری: هزاران سوزن در ذهن‌ها کاشته شد

رضا باقری در این داستان نشان می‌دهد که چگونه یک قتلِ حکومتی در خیابان، شهر را به میدانی از ترسِ فراگیر تبدیل می‌کند. نتیجه، زایشِ جامعه‌ای از «زندگی‌های نیمه‌تمام» است – انسانی که جسمش زنده است، اما پیوندش با همنوع، امیدش به عمل نیک، و آرامش ذهنش کشته شده است.

ادامه مطلب »
از ما

نسیم خاکسار: خاک وطن تاب دفن این همه زندگی، این همه در خون تپیده را ندارد

نسیم خاکسار در این متن، امید را نه به مثابه یک احساسِ منفعل، که به عنوان نتیجهٔ منطقیِ یک تحلیل تاریخی-اجتماعی طرح می‌کند. خاکسار با ثبتِ مرگ‌های «نابه‌نگام»، در واقع دارد ذخیرهٔ انقلابیِ آینده را می‌شمارد؛ او مرگ را نه پایان، که تعلیقِ مبارزه در انتظار «سال صدف‌های بیداری» می‌داند. این متن، بیانیه‌ای است در باب امید به مثابه یک استراتژی مقاومت.

ادامه مطلب »
از ما

مهرداد شریفی: یک لقمه‌ی راحت

یک داستان تمثیلی در بستر خیزش ملی مردم ایران که از یک سو بیانگر پیروزی نمادینِ مقاومت فردی در نبرد علیه «مالک» داخلی است و از سوی دیگر، ظهور سرباز خارجی با وعدهٔ اردوگاه غذا، شکستِ همان مقاومت را در جنگ بزرگ‌ترِ حاکمیت‌ها نشان می‌دهد؛ گویی جان‌های به خاک افتاده، تنها مقدمه‌ای بوده برای تغییر چهرهٔ بازیگران سلطه، نه پایانی بر خود سلطه.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: گاهنامۀ خونین انقلاب (روزنگارهای سرکوب)

اگر مادری بر مزار پسرش برقصد و کل بکشد، اگر دیگر از «رحمت» و «مغفرت» قبرستانی خبری نباشد، اگر «می‌بخشم» به «نمی‌بخشم» بدل شود؛ آیا این پایان سرکوب است یا آغاز واقعی انقلاب؟ شهریار مندنی‌پور در «گاهنامۀ خونین انقلاب» پاسخ می‌دهد: این تازه شروع پروسه‌ای است که باید در آن ریا را کنار گذاشت و هوشیار ماند.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – بهرام مرادی: مرعوب‌شدگی

تاریخ معاصر ایران، روایت تکرار «مرعوب‌شدگی»‌هایی است که در بزنگاه‌های بحران، جامعه را به آغاز قهرمانانی موهوم می‌کشاند. بهرام مرادی در این مقاله، با وام‌گیری از الگویی روان‌شناختی-تاریخی، به نقد آن دسته از روشنفکران و کنشگران امروزی می‌پردازد که در برابر پیچیدگی‌های حال، بار دیگر در دام ساده‌انگاری «رهبری واحد» و بازگشت به گذشته افتاده‌اند. او هشدار می‌دهد که این «سندروم»، بازتولید همان چرخه معیوبی است که بارها تجربه‌اش کرده‌ایم.

ادامه مطلب »
از ما

یک بار دیگر سایه جنگ بر ایران-فرشته پاریزی: زندگی عادی

حرف اصلی نویسنده در این داستان، بازنمایی تقابل و درهم‌تنیدگی فاجعه‌جمعی و زندگی روزمره است: اینکه چگونه در بستر بحران و خشونت گسترده، آدم‌ها با وسواسی بیمارگونه به روتین‌های پیش‌پاافتاده‌ای مانند پخت غذا یا رسیدگی به ناخن‌ها می‌چسبند تا هم خود را از فروپاشی روانی نجات دهند و هم بر وضعیت غیرعادی پیرامون سرپوش بگذارند؛ اما این “عادی‌نمایی” خود به شکلی وهم‌آلود و ترسناک درمی‌آید و نشان می‌دهد که فاجعه، مرزهای بیرون و درون، خیابان و آشپزخانه، و حتی حافظه و ادراک را از بین برده است.

ادامه مطلب »
از ما

جواد اسحاقیان: «منطق گفتمانی» باختین در نمایش‌نامه‌ی «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی

در جستار پیش‌رو، نمایشنامه‌ی «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی از دریچه‌ی نظریه‌ی «منطق گفتمانی» (Dialogism)، «چندصدایی» (Polyphony) و «کارناوال» میخائیل باختین خوانده می‌شود. این تحلیل نشان می‌دهد چگونه بیضایی با تکثیر روایت‌ها و صداهای متضاد ـ از زبان آسیابان، زن و دخترش در برابر شاه، موبد و سردار ـ نه تنها اقتدار تک‌صدایی قدرت سیاسی-دینی را به چالش می‌کشد، بلکه شکاف‌های طبقاتی، ایدئولوژی‌های سرکوب‌گر و صدای خاموش فرودستان را در قالب یک «کارناوال گفتمانی» آشکار می‌سازد؛ چنانکه قربانیان تاریخ، در لحظه‌ای تعلیقی، حاکمان را به محاکمه و تمسخر می‌کشند. این خوانش، «مرگ یزدگرد» را به مثابه‌ی یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های ادبیات معاصر فارسی تبدیل می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – لیلا راعی: «ایران در وضعیت آستانه‌ای»؛ انقلاب، فرسایش، یا نوزایی؟

خیابان‌ها هنوز از خون معترضان رنگین است و با این‌حال از دگرگونی‌ ساختارها نشانی نیست. جامعه در یک وضعیت آستانه‌ای خطرناک ایستاده است: پایانِ باور به حاکمیت، بدون فروپاشیِ ابزار سلطه. جمهوری اسلامی دیگر نه مشروعیت دارد و نه توان بازسازی آن را، اما همچنان با خشونت عریان دوام می‌آورد. این شکاف میان «از دست رفتنِ قلب‌ها» و «باقی ماندنِ دست‌ها» دقیقاً نقطه تولد انقلاب است. احتمال دوم اما فرسایش تمدنی‌ست.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – امضا محفوط: گورهای خالی

این داستان از خلال روایتی چندصدا و موازی، که تکنیک جریان سیال ذهن و کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها را با فضاسازی نمادین (بیابان تاریک، گورهای خالی، صدای خنده‌های رازآلود) درهم می‌تند، مضمون سرکوب را نه به‌صورت مستقیم، بلکه در قالب یک موقعیت فرجام‌خواهانه و انتقام‌جویانه از سوی قربانیان بازنمایی می‌کند. راوی دانای کل محدود به ذهن مأموران است، اما وقفه‌های روایی، فلش‌بک‌های آکنده از عذاب وجدان و ظهور ناگهانی “صداهای دیگر” در تاریکی، هم‌چون نقب‌هایی روایت را از انحصار قدرت خارج کرده و صدای سکوت‌شکسته‌شدگان را به شکل نمادین و هراس‌آور به متن وارد می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

محمد علی کاوه مقدم: در میان امواج

«در میان امواج» نوشته‌ی محمدعلی کاوه مقدم، به شکلی خلاقانه و تأمل‌برانگیز از زاویه‌ی دید یک موشک روایت می‌شود که در پایگاه بیابانی نگهداری می‌شود. این موشک، برخلاف جسم فولادی و ویرانگرش، دارای وجدانی انسانی است و از نقش خود در کشتار و تخریب نفرت دارد. روایت از زبان این موجود بی‌جان، نقدی تیز بر خشونت جنگ و بی‌رحمی سیستم‌های نظامی ارائه می‌دهد و سرانجام نیز به تصمیم موشک برای مقاومت در برابر سرنوشت تحمیلی‌اش می‌رسد.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – قاضی ربیحاوی: گل‌ها و چکمه‌ها

در داستان کوتاه «گل‌ها و چکمه‌ها» نوشته قاضی ربیحاوی، روایت بر محور تقابل گل‌های ریزِ شکننده و چکمه‌های سنگین نظامی و یک کنش غافلگیرکننده شکل می‌گیرد که نقطهٔ گسست در منطق خشونت است. این لحظه، روایت را از یک گزارش ساده خیابانی فراتر می‌برد و به نمایشی نمادین از آسیب‌پذیری ماشین سرکوب در برابر اعتراضی ناگهانی تبدیل می‌کند. به این ترتیب در داستان ربیحاوی یک درگیری خاص به بازنماییِ هرگونه تقابل نابرابر بین قدرتِ سازمان‌یافته و مقاومتِ فردی و شکننده ارتقا می‌یابد.

ادامه مطلب »
از ما

هما شهرام‌بخت: «وقتی اسطوره تاب نمی‌آورد» – داستان «کم کم محو می‌شود» نوشته حسین مرتضاییان آبکنار

در «کم‌کم محو می‌شود»، فرم و محتوا در هم می‌تنند تا زوال امر شگفت را روایت کنند: داستانی مارپیچ‌وار که همچون حافظه‌ای زخمی، میان خیابان و موزه، خواب و بیداری، و نقاشی «جیغ» مونک با پریِ در حال محو شدن در حرکت است. این اثر تنها یک داستان عاشقانه نیست، بلکه کالبدشکافی رابطه‌ای ست که در آن یکی می‌جنگد تا بماند، و دیگری حتی توانایی دیدنِ این نبرد را از دست داده است.

ادامه مطلب »
از ما

ادبیات مهاجرت – گفت‌وگو محبوبه موسوی با امین عسکری‌زاده: روایت‌هایی از زخم‌های مشترک و معلق ماندن میان دو جهان

امین عسکری‌زاده، با مجموعه داستان «کمانچه‌ای که زوزه می‌کشد» زاویه‌ای تازه به ادبیات مهاجرت فارسی گشوده است: روایت‌هایی از مهاجرانی که نه صرفاً قربانی سیاست، بلکه گرفتار دلایل شخصی، فرار از قانون و بار سنگین گذشته‌اند؛ شخصیت‌هایی معلق میان دو جهان که در سردی روابط و ناتوانی از بریدن از زخم‌های کهنه، تراژدی انسانی مهاجرت را به تصویر می‌کشند. محبوبه موسوی در چارچوب دوسیه بانگ با او گفت‌وگو کرده است.

ادامه مطلب »