
احمد پژمان، آهنگساز برجسته ایرانی، در ۷ شهریور ۱۴۰۴ در لسآنجلس درگذشت. او که در ۱۸ تیر ۱۳۱۴ در لار متولد شد، از کودکی با موسیقی آشنا شد و ویولن را نزد حشمت سنجری و تئوری موسیقی را نزد حسین ناصحی آموخت. پژمان در جوانی به ارکستر سمفونیک تهران پیوست و سپس با بورس تحصیلی در آکادمی موسیقی وین و دانشگاه کلمبیا دکترای آهنگسازی و موسیقی الکترونیک گرفت. سبک او تلفیقی از موسیقی محلی و ردیف ایرانی با تکنیکهای غربی مانند هارمونی و ارکستراسیون بود.
پژمان برای بیش از ۲۷ فیلم، از جمله همکاری با کارگردانانی چون بهمن فرمانآرا و مجید مجیدی، موسیقی ساخت و ۳۰ ترانه پاپ و ۱۵ آلبوم منتشر کرد. او دو سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر و چهار تندیس زرین از جشن سینمای ایران دریافت کرد. پژمان سالها در دانشگاه تهران و دانشکده موسیقی به تدریس هارمونی، کنترپوان و آهنگسازی پرداخت و شاگردان بسیاری تربیت کرد. میراث او در موسیقی کلاسیک، اپرا، سمفونی و فیلم، جایگاه ویژهای در فرهنگ ایران دارد.
احمد پژمان، آهنگساز برجسته ایرانی، با آثاری متنوع در حوزههای ارکسترال، اپرا، موسیقی فیلم و آوازی، میراثی غنی به جا گذاشت. اپرای «جشن دهقان»، اولین اپرای ایرانی برای افتتاح تالار رودکی، سمفونی «حماسه» با فضایی ملی و آلبوم بیکلام «رود ابدی» از برجستهترین آثار ارکسترال او هستند. در موسیقی فیلم، آثاری چون «باران» و «بوی کافور، عطر یاس» (برنده سیمرغ بلورین) و آلبوم «خاطرات فردا» خلاقیت او را در تلفیق احساس و داستانپردازی نشان میدهند. ترانههای پاپ مانند «بمان مادر» و «در این بنبست» (با صدای داریوش) نیز از همکاریهای موفق او هستند. این آثار، از اپرا و سمفونی تا موسیقی فیلم و پاپ، گستره وسیع هنر پژمان را به نمایش میگذارند و نقطه شروع مناسبی برای کشف جهان موسیقایی او هستند.
علی آشوری با احمد پژمان چند دیدار داشته است. نظر او را میخوانید:
درگذشت احمد پژمان، آهنگساز و رهبر ارکستر برجسته ایران، نه صرفاً فقدانی برای جامعهی هنری، بلکه خاموشی صدایی بود که توان داشت جهان موسیقی را روشن کند.
پژمان توانست سنت موسیقی ایرانی را با رویکردی مدرن و جهانی پیوند دهد و در آثارش، هر نت و هر ترکیب صوتی، بازتابی از دقت، اصالت و توجه به تجربه انسانی بود. جهان موسیقیایی او رشکانگیز است، اما نه به دلیل نوآوری صرف؛ بلکه به دلیل تواناییاش در ایجاد تجربهای شنیداری که شنونده را به قلمرویی از آزادی و کشف دوباره دعوت میکند؛ قلمرویی که در آن صداها و فضاها با روح و تجربه انسانی در تعاملاند و امکان بازاندیشی، حضور و سکوت را همزمان فراهم میکنند.
آثار پژمان، همواره در تلاقی سنت و نوآوری، شرق و غرب، و تجربههای مدرن و اصیل شکل گرفتهاند. او به این باور داشت که موسیقی، در ذات خود، جهانی است و میتواند مرزهای فرهنگی و اجتماعی را فراتر رود. شنیدن موسیقی او، تجربهای است که همزمان حس تعلق به فرهنگ و امکان تجربه آزادانه و مسئولانه را فراهم میآورد؛ آزادیای که پژمان با صراحت و وضوح در هر اثرش ارائه میکرد و مخاطب را به تجربهای فعال و هوشیار دعوت مینمود، نه صرفاً به تماشا یا گوش دادن منفعل.
پژمان انسانی خودساخته و فروتن بود. او ایراندوست بود و تلاش، مطالعه و تجربه، جایگاه او را تثبیت کرد، اما هرگز اجازه نداد غرور یا خودبینی، منش او را شکل دهد. فروتنی او نه نمایشی، بلکه عمیق و راستین بود؛ فروتنیای که از تسلط و اعتماد به نفس او بر هنر و دانشش نشأت میگرفت و همواره با مهربانی، احترام و توجه واقعی به دیگران همراه بود. این فروتنی، نه تنها در برخوردهای شخصی، بلکه در آموزش شاگردان و راهنمایی همکاران نیز نمود داشت و نشان میداد که هنر و دانش، در غیاب خودبینی، میتوانند به بالاترین درجات خلاقیت و اثرگذاری برسند.
در چند گفتوگو و دیدار کوتاه که با او داشتم، پژمان نشان داد نه تنها دانش و فهمی ژرف از موسیقی دارد، بلکه برخوردی دمکراتیک و باز نسبت به زندگی و هنر دارد. او موسیقی ملل و اقوام را ارج مینهاد و از طریق آثار و آموزش خود، فهم دمکراتیک خود را در این عرصه منعکس میکرد؛ فهمی که بدون سادهانگاری یا سطحینگری، بر احترام و شناخت عمیق از تنوع فرهنگی مبتنی بود. معتقد بود موسیقی باید با مردم و جامعه ارتباط برقرار کند و محدود به قشر یا سبک خاصی نباشد. همین نگاه انسانی و فرهنگی در آثارش و در شاگردانش نیز جلوهگر بود و نشان میداد که هنر، در غیاب فاصلهگذاری اجتماعی و فرهنگی، میتواند پلی میان انسانها ایجاد کند.
پژمان در آثار خود همواره به دنبال ایجاد فضای گفتوگو بود؛ گفتوگویی که نه تنها میان ملل و اقوام، بلکه میان گذشته و حال، سنت و نوآوری، ذهن و احساس، امکان رخ دادن داشت. او باور داشت که موسیقی میتواند تجربهای فلسفی و انسانی ایجاد کند، تجربهای که شنونده را با خود به قلمرویی از آزادی، مسئولیت و کشف دوباره میبرد؛ قلمرویی که در آن صداها و سکوت، حرکت و ایستایی، معنا و تجربه همزمان حضور دارند.
میراث احمد پژمان، چه در آثار ضبطشده و چه در شاگردان و الهامبخشهایش، ادامه خواهد یافت. جهان موسیقیایی او همچنان رشکانگیز، الهامبخش و سرشار از امکان تجربه و بازاندیشی خواهد بود. یاد او نه تنها به عنوان یک آهنگساز برجسته و رهبر ارکستر، بلکه به عنوان انسانی خودساخته، فروتن، ایراندوست، دمکراتیک و عمیقاً محترم نسبت به فرهنگها و موسیقی ملل و اقوام، در ذهن و قلب جامعهی هنری ایران و جهان باقی خواهد ماند.
از همین نویسنده:
- حسن کامشاد: مترجمی که نثر را زیست، و روشنفکری که خاموشی را بر هیاهو ترجیح داد – یادنامه به قلم علی آشوری
- علی آشوری: «در آستانهی دو دروازه ایستاده بود» – به یاد شاملو در بیست و پنجمین سالگرد درگذشت شاعر
- علی آشوری – کرمانشاه شهری که من میشناختم (همراه با دیباچه جلال رستمی گوران)
- علی آشوری: بگذار
- سالگرد قیام ژینا- شعری از علی آشوری به یاد معلمان آزادیخواه