
عباس امانت و کتاب جدیدش: تقویم خورشیدی و نوروز، سامانه زنده مقاومت در برابر مصادره زمان و هویت ایرانی
حسین نوشآذر در این مقاله کتاب جدید عباس امانت با عنوان «گاهشماری خورشیدی و پایداری نوروز در هویت فرهنگی ایران» را بررسی میکند. امانت در

حسین نوشآذر در این مقاله کتاب جدید عباس امانت با عنوان «گاهشماری خورشیدی و پایداری نوروز در هویت فرهنگی ایران» را بررسی میکند. امانت در

«رؤیاهایی که در شب میخندند»، جدیدترین دفتر شعر سارا پورجوادی، بیش از آنکه مجموعهای از اشعار سپید باشد، نقشهای است برای ادامهدادن. این مقاله با عبور از عنوان نمادین کتاب و با تکیه بر نظریههایی از فمینیسم تا روانکاوی، نشان میدهد که این اشعار چگونه با زبانی ساده و تصاویری ملموس، سهگانۀ «سیاست مراقبت»، «سوگ و احیا» و «زیست روزمره در محاصرۀ خشونت» را در هم میتنند تا امیدی کمحجم اما پایدار برای زیستن بیافرینند.

در اوج تاریکیهای فردی و اجتماعی، گرد هم آمدن، سخن گفتن، مهر ورزیدن و حفظ امید به فردا، خود عملی رادیکال و نورافشان است.

سال ۲۰۲۵، سالی تاریخی برای ادبیات داستانی بود: توماس پینچون پس از ۱۲ سال، چیماماندا آدیچیه پس از بیش از یک دهه و سلمان رشدی پس از حملهای که یک چشمش را گرفت، بازگشتند. در کنارشان، شاهکارهای بیستسالهٔ سارا هال و کیران دسای، برندهٔ جسورانهٔ بوکر (دیوید زالای) و موج خیرهکنندهای از نویسندگان جوان و مجموعهداستانهای بیرحمانهٔ امروزی قرار گرفتند؛ همه زیر سایهٔ بحران اقلیمی، مهاجرت و پرسش از هویت انسانی. گاردین این سال را «سال غولها و معجزهٔ تازهواردان» نامیده است.

در بخش پایانی این نقد بر کتاب «یعنی تو کلهت بهشته» رضا شهبازی، نویسنده با حفظ نگاه تابآورانهاش به زندگی، به تحلیلهای عمیق سیاسی و اجتماعی میپردازد؛ از نقد مصرفگرایی و سرمایهداری گرفته تا جزئیات هایپررئالیستی شرایط روزمره، همه با لحنی ساده، طنزآمیز و دوستانه که مخاطب را تا انتها همراه میکند و به تأمل وامیدارد.

این گزارش که هر چهار سال منتشر میشود، تنها تحلیل جهانی جامع روندهای چندساله آزادی بیان و روزنامهنگاری است و با عنوان فرعی «روزنامهنگاری: شکلدهی به جهانی در صلح» بر نقش حیاتی رسانههای آزاد در دستیابی به اهداف توسعه پایدار تأکید دارد.

عباس امانت، برجستهترین تاریخنگار معاصر ایران و استاد پیشین دانشگاه ییل، با انتشار کتاب «گاهشماری خورشیدی و پایداری نوروز در هویت فرهنگی ایران» برای نخستین بار بهطور نظاممند نشان میدهد که چرا تقویم خورشیدی و جشن نوروز، در میان تمام طوفانهای تاریخی، به ستون اصلی هویت ایرانی تبدیل شدهاند و چگونه حافظهی جمعی یک ملت توانسته هزاران سال این آیین را زنده نگه دارد در حالی که بسیاری از جشنهای باستانی دیگر به فراموشی سپرده شدهاند.

در سنگلاخ زندگی زکریا هاشمی، فراتر از روایت شخصی پر از رنج و مهاجرت، دریچهای گشوده میشود به سوی زیباییهای فراموششدهی تهران قدیم و طبیعت بکر وطن؛ از سایههای سنگین درختان کهنسال باغ قوامالملک که ترس از زندگی را در دل اخوان ثالث برمیانگیخت، تا دشتهای پر از گلهای زرد ریواس در دامان کوههای شهرری که شادی کودکی و سرور مردم را در میان آتش جنگ زنده میکند – تصاویری مخملین و حزنآلود که تاریخنگاری یک هنرمند عاشق را به شعری ماندگار بدل میسازند.

کامران فانی، مترجم، فهرستنویس و کتابشناس برجسته ایران که با آثاری چون «سرعنوانهای موضوعی فارسی» و ترجمههایی از چخوف و گونتر گراس، نقش ماندگاری در کتابداری و ادبیات معاصر ایران ایفا کرد، روز شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴ پس از تحمل دورهای بیماری (آلزایمر) در ۸۱ سالگی درگذشت.

«دومینو»، اولین رمان مریم ناصری، روایتی چندلایه و زنمحور است که با مونولوگهای درونیِ زنان چند نسل، از دشتهای ایلام تا شهرهای جنگزده، به جستجوی معنای رنج و هویت میپردازد؛ داستانی که بوی خاک وطن، زخم جنگ و پرسش ابدی «انسان بدون رنج چه موجودی است؟» را در هم میآمیزد.

همیشه یک کتاب همراه داشته باشید، شبها زیر نور آباژور در تختخواب غرقش شوید و اگر کتابی با شما جور نشد، بدون عذاب وجدان رهایش کنید؛ هوانگ بو-ریوم، نویسندهی کرهای، در یادداشتی تازه و صمیمی، سه راه ساده و واقعی را به ما یاد میدهد تا دوباره عاشق خواندن شویم و زندگیمان را با کتاب گرم و روشن کنیم.

تجمعه ۱۴ آذر ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با حمله مستقیم و خشونتآمیز به اعضای کانون نویسندگان ایران حمله کردند و مانع برگزاری مراسم بیست و هفتمین سالگرد قتلهای زنجیرهای محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج شدند.

قدرت مجموعهداستان «من پدرم هستم» در سهگانهای نهفته است: بومینویسی جاندار، خلاقیت فرمی و روایتگری روانشناختیِ عمیق. این نقد، هر سه رکن را در نمونههای شاخص مجموعه واکاوی میکند.

در شبی به یادماندنی، جامعه فرهنگی تورنتو دور هم جمع شد تا یکی از برجستهترین نویسندگان زن معاصر ایران، فرشته مولوی را تجلیل کند؛ مراسمی باشکوه که همزمان با رونمایی از تازهترین اثر انگلیسی او با عنوان «داستانهایی از تهران» (نشر آسمانا) برگزار شد و با حضور سخنرانان برجسته، اجرای موسیقی، اکران فیلم و اهدای تندیس «آزادی اندیشه» به مولوی به اوج رسید و بار دیگر نشان داد که صدای مستقل و مقاوم او پس از پنج دهه فعالیت ادبی همچنان در دیاسپورا میدرخشد.

شمارهٔ چهارم مجلهٔ ادبی مهری، دریچهایست گشوده به قلب ادبیات بریتانیا؛ نه فقط انگلستانِ آشنای وولف و اورول، که اسکاتلندِ نوای نیانبان و هَگیس، ولز و ایرلند شمالی با همهٔ شور سنتی و مقاومتشان در برابر جهان صنعتیِ نو.

جعفر پناهی با «یک تصادف ساده» (برندهی نخل طلای کن ۲۰۲۵) یکی از جسورانهترین و دردناکترین پرسشهای زمانهی ما را روایت میکند: وقتی بالاخره شکنجهگر سابقتان را در جادهای تاریک گیر انداختید، با او چه میکنید؟ انتقام؟ قصاص؟ یا رهایش میکنید تا چرخهی خشونت بالاخره در جایی بشکند؟

در یک اتاق کوچک بخش زنان و زایمان بیمارستان دولتی مشهد، طی فقط دو شبانهروز، علی رحمانیقناویزباف تمام ایران دههشصتی-هفتادی زنان را جا میدهد: هما، فیزیکدانِ سرخوردهای که از کیست تخمدان میترسد و هنوز نمیداند آیا میتواند مادر شود؛ ملیحه، زنی از شیروان که پس از پنج سال انتظار باردار شده اما پستانهایش به بیماری ناشناختهای دچار شده و قانون، پزشک و شوهرش او را مجبور میکنند تا زایمان «جانش را فدای جنین کند»؛ و پیرزنی در کما که مرگ را به وسط اتاق زایشگاه میآورد.

شنبه ۲۲ نوامبر ۲۰۲۵، به مناسبت چهلمین سالگرد درگذشت غلامحسین ساعدی (گوهر مراد)، نویسنده و نمایشنامهنویس برجسته ایرانی، مراسمی با عنوان «هنر ساعدی بودن» توسط گروه تئاتر اگزیت برگزار شد. پیام ویدیویی نسیم خاکسار را میبینید:

کارمند استرالیایی با ترجمه «جنگ و صلح» به لهجه عامیانه، نه تنها یک اثر کلاسیک را از برج عاج نخبگان پایین کشید، که قدرت شبکههای اجتماعی در بازتعریف سلیقه ادبی را به نمایش گذاشت.

یاوری در یادداشتی ویژه برای مراسم تجلیل از فرشته مولوی (۲۹ نوامبر ۲۰۲۵ در تورنتو) تأکید کرده که انتشار نسخه انگلیسی داستانهایی از تهران» نوشته فرشته مولوی توسط انتشارات آسمانا گامی تاریخی برای پیوستن ادبیات زنان ایران به صحنه جهانی است.

غلامحسین ساعدی، رنج را نه به عنوان یک دشمن، بلکه به عنوان مسیری به سوی شناخت و منبعی برای حکمت میفهمید. او در آثارش، چه در نقش پزشک و چه در مقام نویسنده، به دنبال درک و بیان درد بود؛ دردی که در کالبد جامعه، روان انسان و زبان مردم رخنه کرده بود. تبعید، این رنج را به تجربهای هستیشناسانه بدل کرد و نوشتن برایش به شکلی از مقاومت در برابر فراموشی و معناباختگی تبدیل شد.