ادبیات داستانی ایران

از ما

قباد آذرآیین: نینا

آسانسوریک سال بعد، به هم‌کف رسید، نینا پیرزن را تند کنار زد و خودش را انداخت بیرون و نفسش را آزاد کرد… در آسانسور بسته شد. پیرزن پیاده نشده بود…

ادامه مطلب »
از ما

مهدی رودسری: هوش ِمنفی

کوچه‌های بهشت خرم و بهشت اِرم و بهشت شمس و بهشت‌های دیگر موازی هم از شمال به جنوب شهرکی ساخته بودند که نامش بهشت ِامام بود وهست و این بهشت …

ادامه مطلب »