
گئورگ لوکاچ : «دن کیشوت، نمود آرمانگرایی و واقعیت اجتماعی» به ترجمه تارا نوری
لوکاچ در این مقاله، دون کیشوت را نه تنها اثری جذاب و سرگرمکننده، بلکه رمانی عمیقاً رئالیستی و انتقادی میداند که با طنزی ویرانگر، عاشقانههای پهلوانی قرون وسطایی را نابود کرد و رمان مدرن بورژوازی را بنیان گذاشت. او تأکید میکند که سروانتس از طریق شخصیتپردازی دون کیشوت و نمایش تضاد بین آرمانگرایی و واقعیت اجتماعی، تحولات تاریخی و نسبی بودن ارزشها را به تصویر کشیده و اثری خلق کرده که همزمان شاعرانه، انتقادی و تأثیرگذار است.