نویسنده برای درک «سلطه» یک نقشه راه ترسیم میکند با سه نقطه: تجاوز به بدن (برای نابودی نمادین)، تحریف تاریخ (برای کنترل حافظه) و سانسور زبان (برای محدود کردن تخیل). هدف این چرخه سهگانه محو امکانِ «تمامیت» یافتنِ فرد و جامعه است.تجاوز به بدن، تحریف تاریخ و سانسور زبان کماکان چارچوبی معتبر برای تحلیل اعتراضات دی ۱۴۰۴ است، اما با دو تحول کلیدی: نخست، بدن زن از عرصه نمادینِ انفعال به سوژه فعالِ مقاومت بدنی در خیابان تبدیل شده است؛ دوم، تخیل جمعی با زیرکی، تاریخِ تحریفشده را دور میزند و با خلق شعارها و نمادهای نو و روایتهای تصویریِ زنده در شبکههای اجتماعی، زبانی موازی میآفریند که میبایست سانسور را بیاثر کند، چرخه مقاومت نیز با تبدیل تن به سنگر، حافظه و زبان به اسلحه، پیچیدهتر و نافذتر شده است. آیا راه برونشدی از این حلقه بسته مییابیم؟