
عسگر آهنین: دستمال گلدار
در «دستمال گلدار» شاعر در مرز میان مرگ و زندگی، به دنبال امیدی نیلوفرگونه از دل مرداب است. شعر با طنز تلخ فقدان و تلاش برای یافتن معنا در پایان عمر را روایت میکنند.

در «دستمال گلدار» شاعر در مرز میان مرگ و زندگی، به دنبال امیدی نیلوفرگونه از دل مرداب است. شعر با طنز تلخ فقدان و تلاش برای یافتن معنا در پایان عمر را روایت میکنند.

غزل نخست با تصاویر پرتوان روحیهی مقاومت و امید را در برابر تاریکیها ترسیم میکند. غزل دوم اما با نوستالژی زیباییهای ازدسترفته آغاز میشود و جهانی آرمانی را توصیف میکند که گویا تنها با “یک دم نغمهخوانی” میتواند بازآفریده شود. این دو غزل در کنار هم، دو روی یک سکهاند: ستایش پایداری در تاریکی و حسرت رویشهای محققنشده.

اهیری با انتخاب زبان ایتالیایی، تجربهی مهاجرت و یادگیری زبان جدید را بازتاب میدهد و با توصیفات دقیق و سبک نگارشی ساده اما عمیق، پیچیدگیهای زندگی مهاجران و تعاملات زبانی و فرهنگی را به تصویر میکشد. مقدمهی کتاب، روایتی شخصی از چالشها و شگفتیهای یادگیری زبان ایتالیایی است که بهعنوان دریچهای به داستانهای مجموعه عمل میکند.

گروهی از شاعران سرشناس با کارزار «شعر زندگی در برابر اعدام» با کمپین سهشنبههای اعتراضی زندانیان، همراه شدهاند. اشعار کارزار در بانگ هم منتشر می شود. گروه دوم اشعار با شعرخوانی تصویری آرش معمار، آرش چاکری، هنگامه هویدا، نگین آرامش و آرش نصرتاللهی.

کارزار شعر زندگی در برابر اعدام به پایان رسید. در قالب ویژهنامهای در نشریه ادبی بانگ با شعر دبیرکارزار این اشعار را بازنشر میکنیم. در این شعر از آتفه چهارمحالیان، شهر موجودی زنده و زخمخورده است که «گوشههای مقتول خود را مینامد»— چنانکه گویی هر کوچه از کوچههای شهر یک اعدامی را به یاد میآورد. در این میان تعبیر «صابون غم» که هر روز ساییدهتر میشود و «سیاهی قضات را میبوید»، بیانگر شستوشوی وجدان جمعی و عادیسازی اعدام است.

گروهی از شاعران سرشناس با کارزار «شعر زندگی در برابر اعدام» با کمپین سهشنبههای اعتراضی زندانیان، همراه شدهاند. اشعار کارزار در بانگ هم منتشر می شود. گروه نخست اشعار با شعرخوانی تصویری پویان مقدسی،مریم جعفری آذرمانی، مهتاب قربانی، فاطمه اختصاری و شوکا حسینی.

. زخم بستر، نشانهایست از پوسیدگی تدریجیِ جسم و روح در محیطی که «نگهداری» را جایگزین «مراقبت» کرده است. صحنهی پایانی، پرسشی دردناک را پیش میگذارد: آیا قلب زن سالمند قصه، تا آخرین لحظه، تنها برای خودش میتپید یا کسی صدای آن را میشنید؟

مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری شیوا ارسطویی، نویسنده فقید دوشنبه ۲۲ اردیبهشت در مقابل خانه هنرمندان برگزار شد. این یکی از موارد اندک در تاریخ معاصر ایران بود که زنان بدون پوشش تحمیلی زیر تابوت نویسنده را گرفتند.علی صبوری، شاعر معاصر و از هموندان شیوا ارسطویی در کانون نویسندگان ایران شعری خطاب به او سروده است.

در شبی بهیادماندنی در گوتنبرگ، ۹ اثر تازهی حسن حسام، شاعر و فعال سیاسی، با حضور دوستداران شعر و ادبیات رونمایی شد. از مجموعه سهزبانهی «رنگینکمان» تا «سرودههای خیابانی» الهامگرفته از قیام ملت ایران، این آثار فریاد آزادی و عشق را در کوچههای شعر طنینانداز میکنند.

بخش آغازین قطعه با ریتمی آزاد پیش میرود و حسوحال اثر را تنها سازهای بادی شکل میدهند. اما با ورود مضرابهای ریتمیک سنتور، موسیقی ساختار منظمتری مییابد و تصویر بارش باران را کامل میکند. این تحول ریتمیک، بستر را برای اوجگیری دیالوگ عاشقانه نی و شاکوهاچی فراهم میسازد که تا پایان قطعه به شکلی پرشور ادامه مییابد.

علی شفیعی، مترجم رسمی در سوئد، در خاطرهای از کتاب «ناگفتههای یک مترجم»، تجربه ترجمه برای مردی با بیماری مقاربتی در بیمارستان دندریا را شرح

آریامن احمدی در این شعر ضمن ابراز همدردی عمیق با قربانیان فاجعه انفجار بندر رجایی در بندرعباس و به تصویر کشیدن درد، ویرانی و از دست دادن زندگیها، همزمان امید به بازسازی و احیای این شهر با تکیه بر روحیه مقاوم مردم، فرهنگ غنی جنوب و زیباییهای طبیعی آن را در دل ما زنده نگه میدارد. شاعر با زبانی عاطفی و تصاویر زنده، بندرعباس را به عنوان شهری زنده و پرجنبوجوش به تصویر میکشد که با وجود غم و مصیبت، میتواند با همبستگی و عشق مردمش دوباره برخیزد و به شکوه خود بازگردد. این شعر را با صدای شاعر میشنویم:

قدرت اصلی این داستان در خلق شخصیتی زنده و فضاسازیست که در خدمت بازآفرینی دنیای درونی کودکی آسیبدیده و تنها قرار میگیرد: اثری تأملبرانگیز که نابرابریهای اجتماعی را از دریچهای انسانی و دردناک روایت میکند.

قطعه «شرجی و گرما» از گروه «جهله» نمونهای درخشان از این امتزاج فرهنگی است که در آن سازهای بومی جنوب ایران مانند جهله (کوزه سفالی)، دایره و دمام با موسیقی راک ترکیب شدهاند. استفاده از اشعار محلی با گویش جنوبی و ریتمهای بومی، فضایی اصیل و در عین حال مدرن خلق کرده که هم نمایندهی موسیقی منطقه است و هم با زبان جهانی راک گفتگو میکند.

این گویش غنی که به دلیل قطع پیوندها در آستانه فراموشی قرار گرفته است، سرشار از پند و حکمت و مثل و البته ترانه است. بخشی از این ترانهها در کنار سرودهای مذهبی و ادعیه منظوم که در کنیسهها خوانده میشد، ضبط و ثبت شده است. نغمهای از این مجموعه را میشنوید:

داستان «گمشده» نوشته لاله رهبین به روابط سرد و از هم گسیختهٔ زن و شوهری به نامهای شرلی و کامی میپردازد که هرکدام در دنیای خود غرق شدهاند: شرلی، زنی سرگرم ظواهر و دغدغههای مادرانه که از یکنواختی زندگی خسته شده، و کامی، مردی میانسال و افسرده که در لاک تنهایی فرورفته است.

«ترانهی آندلسی و داستانهای دیگر»، نوشتهی ابوالفضل منفرد، مجموعه داستانهای کوتاه شامل ۱۴ داستان است که در نشر عینک منتشر شده است. این مجموعه با زبانی سیال و تأملبرانگیز، روایتهایی از انسانهای فراموششده و جستوجوی آنها برای معنا را به تصویر میکشد.

«سال تاراج جانهای بیقرار» از علی صبوری تصویری از جامعهای است که شادیهای سادهاش به یغما رفته، اما در میان یأسِ حاکم، مقاومتی انسانی،هرچند خسته و شرمگین، به چشم میخورد.

قطعه «خستو» نمونه بارزی از گفتگوی موسیقایی بین شرق و غرب است، جایی که ملودیهای راک و بلوز با گوشههای مقامی موسیقی خراسان درهم میآمیزند.

این شعر با ترکیب عناصر بومی (حنا، نخلستان بنزرک) و اساطیری (خضر، پریانهها)، روایتی از مقاومت و زوال در جغرافیای جنوب ایران ارائه میدهد.

دانشگاه استنفورد آمریکا، به مناسبت نوروز ۱۴۰۴، فیلم نمایش «جانا و بلادور» از بهرام بیضایی را در صفحه یوتیوب خود منتشر کرد. جانا و بلادور