آوا و نوا: «روایتی از رنج، تبعید و رستاخیز امید» در رمانی از نغمه فرج الهی – با اجرای گندم

رمان «چشمی که رفت، نگاهی که آمد» نوشته نغمه فرج‌الهی فقط یک داستان نیست؛ یک سفر احساسی و فلسفی است به قلبِ از دست دادن، تبعید و کشف دوبارهٔ معنی زندگی. در این اپیزود از «آوا و نوا»، به سراغ این اثر عمیقِ و بی‌اندازه زیبا می‌رویم و داستان زنی را مرور می‌کنیم که با از دست دادن یک چشم در راه آزادی، و سپس تبعید، باید نگاهی کاملاً جدید به جهان پیدا کند. می‌شنوید که چگونه در یک رمان، درد به امید و مهربانی به نیرویی شفابخش تبدیل می‌شود:

«چشمی که رفت، نگاهی که آمد» حماسهٔ ساده و در همان حال عمیق همدلی و تاب‌آوری روح بشر است. این داستان نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین زخم‌ها را نه با دارو، که با شنیده شدن در سکوت مشترک یک فنجان چای می‌توان التیام بخشید. در قلب این روایت، پیوند غیرمنتظره دو انسان قرار دارد که در ظاهر هیچ اشتراکی ندارند، اما رنج مشترک مهاجرت و از دست دادن، زبان جهانی دل‌هایشان می‌شود. رمان به ما یادآوری می‌کند که در جهانی آکنده از جدایی، امیدواری عمیق‌ترین شکل مقاومت است و مهربانی، نه یک احساس ساده، که یک انتخاب قهرمانانه برای تبدیل درد شخصی به مشارکتی برای شفای جمعی است.

این اثر حکایتی است از این حقیقت جاودان که ما در تنهایی‌ترین لحظات زندگی نیز تنها نیستیم، و نجات‌بخش ما، غالباً در دستان دیگری است که خود نیز زخم‌خورده است.

از همین مجموعه:

بایگانی

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی