
آهنین در این شعر، با ترکیب تصاویر سورئال و عواطف انسانی، تنهایی، خاطره، و تلاش برای رهایی را بهشکلی تأثیرگذار به تصویر میکشد. زبان شعر ساده اما چندلایه است و مخاطب را به تأمل در گذشتۀ خود فرامیخواند. با صدا و اجرای شاعر میشنوید:
در ساعت یک شب
کنار پنجرهی تنهایی
واژههای ریشهکن شدهام
به زمزمه در میآیند
کالسکهای،
که از جادههای خاکی میآید
مجموعهای
از عکسهای قدیمی را
روی سنگفرش خیابان میاندازد…
یک سال میشود
که با ساکنان خانههای خاطرهها
همسایه دیوار به دیوارم
ناگفته نماند،
خود من هم
از ساکنان خانههای خاطرههایم
در ساعت یک شب
پروندههای بسته
باز میشوند
به یاد آن سرود گمشدهای میافتم
که واژههایش
خونیناند
باید آن را
از نو بسرایم
تا اسب سرخ یالم
مرا با خود بر دارد
از پهنهی نبرد نفسگیر درونم
به آفاق تازهای برساند
پنجم ژوئن ۲۰۲۵
«در ساعت یک شب» از عسگر آهنین، شاعر و روزنامهنگار تبعیدی مقیم آلمان در فضایی عمیقاً عاطفی و نوستالژیک، به کاوش در تمهای تنهایی، خاطره، و تلاش برای بازسازی هویت از طریق واژهها و شعر میپردازد. شاعر نخست حس انزوا و درگیری درونی خود را به نمایش میگذارد. در آن میان تصویر «کالسکهای که از جادههای خاکی میآید» و «عکسهای قدیمی» را روی سنگفرش خیابان میاندازد، گذشته را بهصورت ملموس و در عین حال پراکنده و دستنیافتنی به تصویر میکشد. این تصاویر نهتنها حس نوستالژی را تقویت میکنند، بلکه به پراکندگی و شکنندگی خاطرات اشاره دارند، گویی گذشتهای که شاعر در پی آن است، دیگر بهصورت کامل قابل دسترسی نیست.
سپس شعر به عمق بیشتری فرو میرود و به رابطه شاعر با گذشته و هویتش میپردازد. شاعر خود را «همسایه دیوار به دیوار» با ساکنان خانههای خاطرهها میداند، که این تصویر نشاندهنده نزدیکی عاطفی و در عین حال جدایی او از گذشته است. او بخشی از این خاطرات است، اما گویی دیگر بهطور کامل به آنها تعلق ندارد. «پروندههای بسته» که در ساعت یک شب باز میشوند، ممکن است بر ضرورت بازخوانی گذشته و مواجهه با زخمهای عاطفی دلالت داشته باشند. اشاره به «سرود گمشدهای» با واژههای «خونین» نمایانگر دردی عمیق و تجربهای تلخ است که شاعر را به بازآفرینی آن وامیدارد. این بازآفرینی، که از طریق سرایش دوباره سرود صورت میگیرد، تلاشی است برای رهایی از «نبرد نفسگیر درون» و رسیدن به «آفاق تازه».بهطور کلی، این شعر ترکیبی از تأمل در گذشته و تلاش برای یافتن معنا در زمان حال را از طریق زبان شاعرانه به تصویر میکشد، با زبانی که هم شخصی و هم جهانی است.
از منظر بارتی، این شعر متنی است گشوده که با بازی نشانهها، خواننده را از مصرفکننده به تولیدکنندهی معنا تبدیل میکند.