
دکتر جلال خالقی مطلق، استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی و مصحح نامدار شاهنامه فردوسی، شامگاه جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴ در سن ۸۸ سالگی در یکی از بیمارستانهای شهر هامبورگ آلمان دار فانی را وداع گفت. این شاهنامهپژوه سرشناس که متولد ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ در تهران بود، بیش از سه دهه از عمر پربرکت خود را به تدریس در دانشگاه هامبورگ اختصاص داد و پس از بازنشستگی نیز تا پایان عمر در این شهر سکونت داشت.
خالقی مطلق که دارای دکترای سه رشته شرقشناسی، مردمشناسی و ژرمانیستیک از دانشگاه کلن آلمان بود، مهمترین اثر خود را با تصحیح انتقادی شاهنامه در هشت جلد به یادگار گذاشت. این تصحیح که بر اساس دستنویسهای کهن و با روشهای علمی دقیق از دهه ۱۳۶۰ آغاز و در دهههای ۷۰ و ۸۰ منتشر شد، از نگاه بسیاری از صاحبنظران، نزدیکترین متن به شاهنامه اصلی فردوسی محسوب میشود. وی که قائممقام بنیاد فردوسی و عضو هیئت امنای این بنیاد بود، افزون بر تدریس ۳۵ ساله در هامبورگ، پژوهشهای گستردهای در زمینه حماسههای ایرانی، متون پهلوی و زبانشناسی ایرانی انجام داد. با اعلام خبر درگذشت این استاد فرزانه، جامعه ادبی و فرهنگی ایران و فارسیزبانان خارج از کشور در سوگ نشستند و صفحات مجازی مملو از پیامهای تسلیت با عنوانهایی چون «پاسبان شاهنامه» و «جاودانه فرهنگ ایران» شد.
دکتر جلال خالقی مطلق ضمن تبیین مفهوم «ایران» در شاهنامه، نسبت به هرگونه رقابت زبانهای قومی با زبان فارسی به عنوان زبان ملی هشدار میداد و آن را خطری برای تجزیه کشور میدانست. این استاد فقید زبان با اشاره به دو وجه معنایی ایران در شاهنامه شامل «کشور ایران» با مرزهای شناور تاریخی و «ایرانیان» به عنوان یک نژاد و تبار، تأکید کرده است که نام این سرزمین در شاهنامه همواره ایران یا ایرانشهر بوده و تغییر نام رسمی کشور از «پرشیا» به «ایران» در دوره پهلوی اول، ارتباطی به محتوای شاهنامه ندارد.
خالقی مطلق با ابراز تأسف از بیتوجهی به میراث فرهنگی و با خواندن بیت «دریغ است ایران که ویران شود»، بر پایداری مفهوم ایران حتی در شرایط سخت تأکید کرده است. او بر آن بود که ایرانگرایی در شاهنامه ستایش ملی است نه نژادپرستی و هشدار میداد که ما نمیتوانیم بینش سیاسی امروزمان را وارد متون کهن کنیم. این استاد فرزانه زبان فارسی را ضامن ملیت و حامل فرهنگ ایران زمین خوانده بود، با هشدار درباره ترویج زبانهای قومی در برابر فارسی، یادآور شده بود که ایرانیان پس از پذیرش اسلام، با حفظ زبان فارسی، هویت ملی خود را پاس داشتند و این زبان همچون دیواری، از دیگر زبانهای رایج در ایران محافظت کرده است.
جلال خالقی مطلق در گفتوگوهای متعدد خود از جمله با برنامههای «به عبارت دیگر» بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال و نیز در مصاحبه با عنایت فانی، بر جایگاه بیبدیل شاهنامه به مثابه تاریخ و هویت ایرانیان تأکید کرده بود. به باور این استاد فقید، شاهنامه برای ایرانیان نه افسانه، که روایتگر تاریخ و هویت ملی آنان است و فردوسی اگرچه نقطه اوج تلاش برای حفظ زبان فارسی به شمار میرود، اما در این مسیر چهرههایی چون یعقوب لیث نیز نقشی اساسی داشتهاند. خالقی مطلق با استناد به دیدگاه خاورشناس نامدار، تئودور نولدکه، شاهنامه را تبلور اخلاق ایرانی و از بیت نخست تا پایان، ستایشی بیوقفه از ایران زمین میدانست و راز برتری این اثر سترگ بر دیگر آثار بزرگ ادب فارسی را در پیوند ژرف آن با هویت ملی و اخلاقی ایرانیان جستوجو میکرد.
از استاد یک اثر داستانی بیهمتا با عنوان «افسانه مرغ عشق» درباره عشق یک کودک به خالهاش و همچنین رباعیاتی با محتوای تنکامانه و یک نمایشنامه نیز در شمارگان محدود منتشر شده است. استاد در سالهای دهه ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ این آثار را به تعداد محدود منتشر و در حلقه یاران و علاقمندانش پخش میکرد.
بانگ برخی از این آثار را که امتیاز انتشارشان را در اختیار دارد منتشر خواهد کرد.







