
آوا و نوا: «نبرد ۲۵۰۰ ساله بر سر زمان، هویت و قدرت» در پژوهش عباس امانت – با اجرای گندم
عباس امانت در کتاب «گاهشماری خورشیدی و پایداری نوروز در هویت فرهنگی ایران» نشان میدهد که تقویم خورشیدی ایرانی، فراتر از ابزاری برای شمارش روزها،

عباس امانت در کتاب «گاهشماری خورشیدی و پایداری نوروز در هویت فرهنگی ایران» نشان میدهد که تقویم خورشیدی ایرانی، فراتر از ابزاری برای شمارش روزها،

“آن سوی بهشت” استعارهای است از جهان پس از مرگ، که نشان میدهد حتی کسانی که از سختیهای مادی گریختهاند، همچنان بار سنگین اندیشه درباره مرگ و نیاز به یک “منزل” نهایی را بر دوش میکشند. اینجا، “منزل” تنها یک قبر نیست، بلکه نماد آرامش، هویت و ماندگاری است. داستان را می شنوید با صدای گرم و اجرای هنرمندانه کامران در مجموعه برنامه های آوا و نوا:

دومینو» رمانی است دربارهٔ گذر از انفعالِ قربانیپنداری به فعال بودنِ جستوجوگر معنا؛ اثری که با پیوند داستانهای شخصی، تاریخ جمعی و فلسفه، از رنج فرشی انسانی میبافد و پرسش نهایی را همچون میراثی به خواننده میسپارد: ما چه معنایی را در رنجهای خود خواهیم یافت؟

قدرت روایت این شماره از کافه رادیو با صدا و اجرای مهدی اصلانی نه در زیبایی ادبی، که در صداقت دردناک و به تصویر کشیدن رنجی است که از دیوارهای زندان فراتر رفته و دامن بیگناهترین افراد (یک مادر سالخورده) را میگیرد. محتوای آن از نظر عاطفی قدرتمند و از نظر اجتماعی-تاریخی قابل تأمل است.

نشر آسمانا روز جمعه ۱۴ آذر ۱۴۰۴ مراسم نقد و بررسی رمان «فرار از مجتمع دخترانه» نوشتهٔ محبوبه موسوی را با حضور خود نویسنده و دو منتقد برجستهٔ بینالمللی، سبا پاکدل از دانشگاه ویکتوریا کانادا و دکتر خورشید رشاد از دانشگاه گوتینگن آلمان، بهصورت مجازی برگزار کرد.

در تازهترین شمارهی پادکست «آوا و نوا»، به رمان «قبرستان خصوصی» مریم فتحی (نشر ناکجا، پاریس ۲۰۲۵) پرداختهایم؛ اثری که با ظاهری تاریخی از دههی شصت، در واقع آینهی تمامقد جامعهی معاصر ایران است؛ جایی که هر فرد در قبرستان خصوصی رازها و آرزوهای مردهی خود زندانی شده و بقای فردی، مرگ جمعی را رقم زده است.

رمان «هوم» لیلا میرباقری، روایتی شاعرانه از گسست از جهان آدمها و پناهجستن در سکوت سنگها و راز گیاهان است. این اثر که با نمادپردازیهای عمیق اساطیری و شخصیتپردازیهای غیرکلیشهای همراه شده، پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا وقتی روابط انسانی میشکند، طبیعت میتواند آخرین پناهگاه روحِ زخمخورده باشد؟

تحلیل سرکوهی بر این نکته تأکید دارد که نسل ربیحاوی، علیرغم همه تلاش نظام برای «قتل ادبی» آنها، درخشانترین میراث فرهنگی معاصر ایران را آفریدند؛ میراثی که ریشه در مقاومت، عشق به انسان و جستوجوی مداوم حقیقت دارد.

رمان «باغ عروسک» آخرین کتاب باقی مانده از مژده ساجدین، در تقاطع «رئالیسم جادویی»، «فمینیسم» و «ادبیات اقلیمی شمال» ایستاده است. در این پادکست از مجموعه «آوا و نوا»، نوشته و با اجرای حسین نوشآذر، سفر تحول شخصیت محوری رمان، «مولود/بانو/نسترن»، را نه به عنوان یک خط سیر سادهی داستانی، که به مثابه یک «اسطورهی مدرن زنانه» بازگو میکنیم.

مسعود یحیوی در این داستان، با مهارت یک میز تحریر قدیمی را به آینهای تمامنما از گناه، غفلت و مسئولیت تبدیل میکند. فروش ظاهراً بیاهمیت یک شیء ساده، ناگهان شخصیت اصلی را روبهروی مادری مینشاند که سالها پیش در سکوت از او دل کنده بود. نویسنده با بازی ظریف با «تجانس»های معنوی، مرز میان داستان و زندگی را در هم میریزد و خواننده را در برابر این پرسش قرار میدهد: آیا هنر واقعاً میتواند عاطفهای را جبران کند که در زندگی از دست رفته است؟

در پادکست «آوا و نوا»، به سراغ رمان تکاندهنده «چشمی که رفت، نگاهی که آمد» میرویم؛ داستان زنی که چشمش را در راه آزادی از دست داده و در انزوا و تبعید، ناامیدانه در جستجوی معنایی برای زندگیاست. اما نجات او از جایی آغاز میشود که کمترین انتظارش را دارد: یک فنجان دمنوش زعفران و گفتوگویی خودمانی با همسایهای سالخورده. این اثر زیبا و عمیق به ما یادآوری میکند که شفا یافتن، اغلب در دل سادهترین ارتباطهای انسانی نهفته است.

جهان، آشفتگیِ محض است؛ بیمعنا و خشن. در این میان، آیا نوشتن فقط پناهگاهی برای فرار است؟ جویس کرول اوتس پاسخی انقلابی دارد: نوشتن، نه یک فرار، که اسلحهای برای مقابله است. او میگوید نوشتن تلاشی شجاعانه است برای تحمیل نظم به بینظمی، ساختن معنا از دل پوچی و خلق ساختاری که زندگی را قابل تحمل میکند.

در دومین بخش از مجموعه صوتی «کافه رادیو»، مهدی اصلانی با روایتی طناز و تصویری، ما را به دلِ محلهای در ایران پیش از انقلاب میبرد. داستان «فسقلی گز بده» از یک ماجرای سادهی سینما رفتن فراتر میرود و به تابلویی نمادین از شکاف فرهنگی شهر و روستا، اقتصاد غیررسمی و تقابل آرزوهای طبقاتی تبدیل میشود. این روایت، تنها یک خاطرهخوانی نیست، بلکه فرصتی است برای شنیدن ضربان تاریخ اجتماعی در کالبد یک داستان.

آیا میتوان مجموعهای از داستانهای به ظاهر پراکنده را همچون یک سمفونی کامل تجربه کرد؟ اپیزود جدید پادکست «آوا و نوا» از نشریه ادبی «بانگ» با اجرای گندم، ما را به اعماق جهان ادبی احمد خلفانی در مجموعه داستان «از سکوت تا تمساح» میبرد تا پاسخ این پرسش را بیابد.

«این پرچم خمیده تسلیم»، تصویری نفسگیر از جهانِ ناقصالخلقهایست که چشم و گوش و قلبش را از دست داده؛ مرگ با آروارههای افعی بر تن کودکان میجنبد و پرچم تسلیم زیر غبار خمیده است. عقاب تاریکی ستاره میچیند، کلاغ خبررسان قارقار میکند و آژیر زنده ماندن در حبابهای خون میترکد. این غزه است؛ صدایی که لرز زندگی را در رگها جاری میکند.

پارسا با زبانی آمیخته به گفتمان عامیانه و نمادهای سیاسی-اجتماعی، تصویری هجوآمیز از رابطهٔ فرد و قدرت، و همچنین تماشاگران منفعل این تقابل ترسیم میکند. داستان با پایانی باز و چندپاره، بر ابهام و پیچیدگی این رابطه تأکید دارد و پرسشهایی بنیادین دربارهٔ هویت، مقاومت و پذیرش در جامعه مطرح میکند.

در سالروز درگذشت محمد کلباسی، به سراغ یکی از درخشانترین آثار مدرن فارسی میرویم؛ داستانی که مانند آینهای شکسته، تصویر انسان معاصر را در مواجهه با ماشین بوروکراسی بازمیتاباند. «ناگهان عبدالحسین خان» نه فقط روایت یک کارمند ساده اداره، بلکه کالبدشکافی روحی خردشده در نظامی است که انسان را تا سطح یک شماره قابل تعویض تقلیل میدهد. با شنیدن این پادکست، به درون ذهن پریشان کارمندی قدم میگذارید که مرزهای واقعیت و خیال در جهانش محو شده، و هویتش همچون میزش به تصاحب دیگری درآمده است.

«پشت دیوارهای آسایشگاه، خستو، پروانهٔ بالشکسته، با خاطرهٔ عنکبوت و تارهای خفقانآورش کلنجار میرود؛ تارهایی که به نام عشق، پرهایش را چیدند و پروازش را به دیوانگی تبدیل کردند.»

اکسپریمنتالیسم (تجربهگرایی) به عنوان جنبشی آوانگارد، ریشه در تئاتر اکسپریمنتال دارد که با رویکردی سادهگرایانه و ساختارشکن، در تقابل با موسیقی کلاسیک و آکادمیک شکل گرفت.

پدن با قاطعیت استدلال میکند که موفقیت در نویسندگی، مانند هر حرفهی تخصصی دیگر، نتیجهی ترکیبی از استعداد، تلاش مداوم، و پشتکار است و ایدهی «حادثهی ادبی» یا خلق ناگهانی شاهکارهای ادبی را رد میکند. او این باور را که آثار ادبی بهصورت خودانگیخته و بدون زحمت خلق میشوند، اسطورهای میداند که توسط نویسندگان فرصتطلب و آماتورهای سادهلوح تقویت شده است.

رمان با تکیه بر مضامین عشق، وطن، و مسئولیتپذیری، از طریق خاطره، اسطوره و حافظهی تاریخی، خواننده را به تأمل در آیندهی زیستبوم و هویت ملی دعوت میکند.