
یلدایتان خجسته باد!
یلدایتان خجسته باد!
به بلندای شب گیسوی زنان آزاده ایران و تابندگی خورشید چهرۀ فردایشان…

یلدایتان خجسته باد!
به بلندای شب گیسوی زنان آزاده ایران و تابندگی خورشید چهرۀ فردایشان…

فرج سرکوهی در سخنانی بسیار روشنگر در کلابهاوس ابتدا تعریفی از تئوری توطئه و اهداف آن به دست میدهد و سپس به این پرسش میپردازد که آیا واقعاً یک نظام دیکتاتوری میتواند همه فعالیتهای مدنی را متوقف کند؟

«قضیه توپباد» فرشته مولوی به این نکته اشاره دارد که حتی قدرتی به وسعت قدرت خداوند نیز محدودیتهایی دارد. نویسنده و گوینده سخن به اهمیت ارتباط و شناخت، به خاصیت استبداد که انسان را مطیع و وابسته بار میآورد و سرانجام به محدودیتهای یک قدرت کنترلکننده اشاره میکند. میشنوید:

در یک رویداد تاریخی، پرستو احمدی، خواننده ایرانی، چهارشنبه ۲۱ آذر در یکی از کاروانسراهای کهن ایران، کنسرتی را بدون حجاب اجباری برگزار کرد که به سرعت در شبکههای اجتماعی و رسانههای بینالمللی بازتاب گستردهای یافت.

محمد حقیقت (زاده ۱۳۳۱ در اصفهان) کارگردان، روزنامهنگار و منتقد سینماست.او در سال ۱۹۶۹ فیلمسازی را با ساختن فیلمهای کوتاه هشت میلیمتری در اصفهان آغاز

مسلم منصوری، سینماگر در مستند «آخرین کلام» (به تهیه کنندگی لیلا قبادی) تصویری از احمد شاملو را در گفتوگوی ناصر تقوایی با شاعر ارائه میدهد.

دختران آزاده
برای آزادی به گونهای دیگر کمر بستهاند:
مُشتهای نازکاشان پُر از توفان است
و خشمِ آگاهاشان پُر از رُستم

این صدایِ تازیانهیِ خداوند است
بر تنِ نحیفِ زنِ لوط در سُدوم
بر خاکِ زندهبهگورِ کنیزی در پِترا
بر شرمگاهِ دخترانِ باکره در مکّه…

باز هم بپرس
از حافظه خونی تیرکها
از بوتههای باران خورده عصیان-
که خوابِ پر خون شقیقه میبینند

تنها امیدم این است
روزی دست در دست هم، همهباهم
یک تن شویم و چون آرش
جانمان را تیری کنیم در کمانِ تنمان
و تمامی مرزها را از این جهانِ گرسنهی خونین
پاک کنیم

بر پلهها ایستاده بودیم که آمد، نگران آمدنش بودیم که آمد، همهمهی «دیر شد»ها به بغض «چرا نمیآید»ها میپیچید که آمد، ترسیدم…

سه تن از بستگان هدایت خاطراتی از او را نقل میکنند پیرامون رابطه نویسنده با حزب توده، با خرافات و جهل و با نویسندگان همعصرش.

یکی از برنامههای جانبی نمایشگاه الف نشستی با ساسان قهرمان و حسن زرهی دربارهی تاریخ نشر فارسی در تورنتو بود که فیلم آن را میتوانید ببینید.

ما دو گونه وطن داریم. یکی آنکه میان دریای مازندران و خلیج فارس قرار دارد، با کوههای بلند و رودهای کمآب و صحراهایی فراخ و ریگزارها و شورهزارهایی گرم. وطن دوم ما وطنی است که در آفاق ذهن ما خانه دارد.

زنی با دریایی وقار
تاثیرگذارترین
شعرِ زنان را
سرود
و آهوواره از دشت
در برابرِ چشمان پر شرهی میراب
از مرگاب بگذرد
تا سیراب دریایی از آزادی شود

. داستان «سوزنبان»ِخوان خوزه آرهاولا به ترجمه رضا علامهزاده را با صدا و اجرای قدرتمند ژوان ناهید میشنوید.

دنیا دارد با شتابی هولناک، تکه، تکه فرو میریزد، و روز رابا چاقوی پنهان به قربانگاه میبرد. رویای جهانی روشنم.

انبوه خلق به اندوه، درخلوتِ شبانه خاموش، خواندند تلختر از تلخ، زیبا بود، این قناریِ خوشخوان، چون خوابهای طلایی، زیبا بود! همسانِ بیقراری مهسا بود

دو شعر از مجموعه «با سایههایم مرا آفریدهام» از هادی ابراهیمی با صدا و اجرای شاعر در بانگنوا

دست من را گرفت. بعد با لبخند چشماش را بست. یک خانم جوان که بالای سر مونا نشسته بود دست یک دست او را گرفت: این دختر بچه مُرده. بعد به مامورها که تازه داشتند می اومدن گفت بی شرف ها….

یادی از پانزده شخصیت فرهنگی و سیاسی فرهیخته که دیگر در میان ما نیستند، در کلیپهائی کوتاه به ترتیب حروف الفبای نام فامیلشان؛ دکتر پرویز اوصیاء تا پروفسور احسان یار شاطر.