
به یاد آوردن آینده»، ششمین مجموعه شعر مهدی گنجوی، بهتازگی از سوی انتشارات مداد در لندن منتشر شده است. آنچه در ادامه میخوانید، نوشته افشین بابازاده، شاعر و مدیر انتشارات مداد، است که بهعنوان پیشدرآمد این کتاب نگاشته شده و به بررسی نسبت شعر با زبان روزمره، رخدادهای تاریخی و تجربه زیسته ایرانیان در سالهای اخیر میپردازد.
—
مجموعه شعر «به یاد آوردن آینده» از مهدی گنجوی از دل تجربه زیسته ایرانیان در دوران اخیر برآمده است. در این شعرها حافظه و فراموشی، مهاجرت و دوری، امید و هراس، آزادی و سرکوب، و نسبت زبان با تاریخ به درونمایههایی محوری بدل میشوند. گنجوی از سنت شعر اجتماعی فارسی بهره میگیرد، اما آن را در افق تجربهای معاصر و فراملی بازمیآفریند؛ تجربهای که در آن فرد و تاریخ، خاطره و خبر، و امر خصوصی و امر عمومی پیوسته در یکدیگر تنیدهاند. این مجموعه را میتوان تلاشی برای ثبت ضرباهنگ زمانه در زبان شعر دانست. شاعر از واژگان، اصطلاحات و نشانههایی بهره میگیرد که در متن رویدادهای سیاسی و اجتماعی سالهای اخیر شکل گرفتهاند و در حافظه جمعی فارسیزبانان جای گرفتهاند. به این ترتیب، شعر نه در فاصلهای امن از جهان پیرامون، بلکه در متن آن شکل میگیرد و میکوشد تجربه یک دوره تاریخی را از خلال زبان بازتاب دهد.
آنچه به این مجموعه اهمیت میبخشد، تنها پرداختن به رویدادهای معاصر نیست، بلکه کوشش شاعر برای وارد کردن زبان این رویدادها به قلمرو شعر است. واژههایی که در رسانهها، شبکههای اجتماعی، بیانیهها و گفتوگوهای روزمره جریان دارند، در اینجا موضوع شعر نیستند، بلکه خود به مصالح شعر بدل میشوند. گنجوی میکوشد نشان دهد که شعر همچنان میتواند میدان آزمون زبان باشد؛ جایی که حتی پرکاربردترین واژههای سیاسی و اجتماعی نیز امکان آن را مییابند که در بافتی تازه معنا پیدا کنند.
انتشارات مداد انتشار این مجموعه را نه از منظر همسویی با موضعی سیاسی، بلکه به سبب ارزش شعری و تجربهگرایانه آن شایسته توجه میداند. این شعرها برای خوانندگان شعر معاصر از آن رو می تواند جذاب باشد که در مرز میان زبان روزمره و زبان شاعرانه حرکت میکنند و امکانات تازهای را پیش روی شعر فارسی میگشایند. مجموعهای است که به این صراحت خطر رویارویی با زبان جاری زمانه را میپذیرد و میکوشد آن را به تمامی ساختمان شعر تبدیل کند.

گویی شاعر میخواهد وقایع زمانه را از منظر شعر روایت کند، اما بیآنکه به دام شعار بیفتد یا واقعیت را در لایههای پیچیده استعاره پنهان سازد. او زبان رخدادها را، آنگونه که در خبرها، گزارشها، شبکههای اجتماعی و حافظه جمعی حضور یافتهاند، به درون شعر فرامیخواند. این انتخاب البته مخاطرهآمیز است، زیرا مرز میان شعر و شعار، میان آفرینش شعری و بازگویی صرف واقعیت، همواره باریک و لغزنده است.
آگاهی شاعر به همین مخاطره است که به این شعرها تنش و نیرویی ویژه میبخشد. او خطر را میپذیرد و زبان روز را می خواهد از صافی شعر عبور بدهد، بیآنکه از پیش تضمینی برای موفقیت این تجربه وجود داشته باشد. حاصل کار نه گزارش صرف است و نه گریز از واقعیت. شعرها بر لبه باریک میان شعر بودن و شعر نبودن حرکت میکنند. جایی که هر سطر در معرض آزمونی تازه قرار میگیرد و باید ضرورت شاعرانه خود را به اثبات برساند.
شاید ارزش اصلی این مجموعه نیز در همین ریسک نهفته باشد در آمادگی شاعر برای آزمودن مرزهای شعر معاصر و طرح دوباره این پرسش که شعر تا چه اندازه میتواند به زبان بیواسطه زمانه خود نزدیک شود. بیآنکه استقلال و نیروی شاعرانه خویش را از دست بدهد.
«به یاد آوردن آینده» پاسخی قطعی به این پرسش نمیدهد. اما آن را با جدیت و جسارت پیش روی خواننده میگذارد. از همین رو این مجموعه نه فقط دفتر شعری درباره یک دوره تاریخی، بلکه تأملی در نسبت شعر و واقعیت، زبان و تاریخ، و حافظه و آینده است. تأملی که خواننده را به اندیشیدن درباره امکانات شعر در مواجهه با جهان معاصر فرامیخواند. در روزگاری که رخدادها با شتابی بیسابقه از برابر ما میگذرند، این شعرها تلاشیاند برای مکث کردن، نگریستن و به یاد آوردن آیندهای که هنوز در راه است.








