«تقریباً خوشحال بودیم»؛ ناگفته‌های زندگی محمدعلی طالبی در نخستین مجموعه‌داستانش

نشر آسمانا «تقریباً خوشحال بودیم»، نخستین مجموعه‌داستان محمدعلی طالبی، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان ایرانی را منتشر کرد. این کتاب با داستان‌هایی به‌هم‌پیوسته، زندگی پسری را از کودکی تا جوانی در ایران پیش و پس از انقلاب دنبال می‌کند و، به گفته ناشر، به تجربه‌هایی می‌پردازد که طالبی امکان بیان آن‌ها را در آثار سینمایی‌اش نداشته است.

بر اساس معرفی نشر آسمانا، فقر، عشق، دوستی، مناسبات خانوادگی، سرکوب، نیازهای عاطفی و جسمی و جست‌وجوی هویت، از محورهای این مجموعه‌اند. ناشر شخصیت‌ها و رویدادهای کتاب را واقعی معرفی کرده و نوشته است که بسیاری از داستان‌ها از خاطرات و تجربه‌های زیسته نویسنده شکل گرفته‌اند؛ تجربه‌هایی که زندگی فردی را به تحولات اجتماعی و کشمکش میان سنت و مدرنیته پیوند می‌زنند.

انتشار این مجموعه را می‌توان در امتداد سخنان پیشین طالبی درباره محدودیت‌های بازنمایی تجربه‌های عاطفی در سینمای ایران دید. او در گفت‌وگو با پریا بهرامی در رادیو زمانه، منتشرشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، گفته بود: «راجع به عشق هیچ‌وقت نتوانستم در ایران فیلم بسازم و این یکی از ناکامی‌های مهم زندگی هنری‌ام بود.» طالبی در همان گفت‌وگو از نوشتن مجموعه‌ای درباره روابط دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود خبر داده و توضیح داده بود که نگرانی از پیامدهای انتشار و خودسانسوری، مانع سپردن آن به ناشر شده است.

رجوع به تجربه زیسته، وجه مشترک فعالیت سینمایی و داستان‌نویسی طالبی است. در فیلم‌هایی چون «چکمه»، «تیک‌تاک» و «کیسه برنج»، اتفاق‌های روزمره از دریچه نگاه کودکان ابعاد بحرانی انسانی پیدا می‌کنند و زمینه‌ای برای پرداختن به فقر، نابرابری و همدلی می‌شوند. همکاری او با هوشنگ مرادی کرمانی و ساخت «بید و باد» بر اساس فیلم‌نامه عباس کیارستمی نیز نشان‌دهنده پیوند سینمایش با قصه‌گویی موجز و موقعیت‌های ساده اما پرتنش است؛ ویژگی‌هایی که جایگاه مهمی به تجربه و احساس کودک می‌دهند.

بر اساس اطلاعیه ناشر، داستان‌نویسی برای طالبی مجالی برای بازگشت به بخش‌های ناگفته همین تجربه‌ها فراهم کرده است؛ این بار با تمرکز آشکارتری بر خاطره، روابط عاطفی و زندگی خصوصی. از این منظر، «تقریباً خوشحال بودیم» را می‌توان کوششی برای گسترش جهان آشنای آثار او به عرصه‌هایی دانست که، به گفته خودش، سانسور مانع پرداختن به آن‌ها در سینما شده بود. این برداشت بر معرفی کتاب و سخنان نویسنده استوار است و داوری درباره شیوه روایت و کیفیت ادبی مجموعه، نیازمند بررسی متن داستان‌هاست.

عکس روی جلد کتاب را پیمان پارسا در سال ۱۳۵۳ گرفته است و هنرجویان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را هنگام ساخت یک فیلم کوتاه، با فیلم‌برداری محمدعلی طالبی، نشان می‌دهد.

«تقریباً خوشحال بودیم» از طریق لولو و آمازون قابل تهیه است. معرفی فارسی کتاب(+) و معرفی انگلیسی آن(+) در وب‌سایت نشر آسمانا منتشر شده است. اطلاعات بیشتر درباره نویسنده نیز در صفحه فارسی محمدعلی طالبی(+) و صفحه انگلیسی او (+) در دسترس است.

از همین ناشر:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی