انتشار «خناجره»؛ یک داستان بلند و یک نمایش‌نامه از سیروس شاملو

«خناجره»، کتابی شامل یک داستان بلند و یک نمایش‌نامه از سیروس شاملو، در نشر آسمانا منتشر شده است.  

بر اساس اطلاعیه آسمانا، درونمایه غالب در هر دو متن کتاب جهان‌گشایی، استعمار، خشونت و میل به قدرت است.   

در داستان بلند «خناجره»، سیروس شاملو جهان‌گشایی و استعمار را از خلال ماجراجویی دریایی گروهی از جهان‌گشایان، نظامیان و فرصت‌طلبان به تصویر می‌کشد؛ سفری که در آن میل به کشف سرزمین‌های تازه خیلی زود با حرص ثروت، غارت، خشونت و قدرت درهم می‌آمیزد. روایت با کنار هم نشاندن تاریخ و تخیل و با استفاده از موقعیت‌های گروتسک و گاه عامدانه نامعقول، زبان آشنای «اکتشاف»، «تجارت» و «پیشرفت» را به پرسش می‌گیرد. در نمایش‌نامه نیز استعمار و سلطه محور اصلی است، اما این بار بیشتر از دریچه مناسبات اقتصادی و سیاسی و بازی با قرارداد، تجارت و منافع قدرت دیده می‌شود. طنز شاملو در هر دو متن نشان می‌دهد که سلطه همیشه با شمشیر و جنگ آشکار پیش نمی‌رود و گاه پشت زبان تجارت، تمدن، پیشرفت و حتی مخالفت با استعمار پنهان می‌شود.

در این اثر شخصیت‌ها و رخدادها در فضایی خیال‌پردازانه و گاه گروتسک شکل می‌گیرند با این هدف که هر دو متن، داستان بلند و نمایشنامه به ماجراجویی‌های تاریخی و سازوکارهای سلطه از راه موقعیت‌های طنزآمیزراه پیدا کنند.

آسمانا می‌نویسد تخیل، کنایه، شوخ‌طبعی گزنده و طنز چندلایه از ویژگی‌های این اثر است. برای نمونه می‌توان به این فراز از داستان اشاره کرد:

 بیشتر به این فکر می‌کنی که بری ببینی آن‌طرف‌ترها چه خبر است و الماس‌ها کجاست و چه چیزی هست که صرفاً به درد تو می‌خورد و به هیچ‌وجه به درد بومیان نمی‌خورد. خوشبختانه آب‌ها هم بدون باد نمی‌مانند و فرشته‌گان مقرّب قدرت مدام در بادبان‌های استعماری فووت می‌کنند و خداوند کماکان به سارقان جهان روزی‌رسان است نه به مسروقان!

و در فراز دیگری می‌خوانیم:

جنگ از دیرباز نعمت بود، به‌خصوص در عصر حاضر که گذشته از رفعِ مشکلِ بستر و آزادیِ زیرِ بغل‌زدنِ جنسِ مرغوب بر هر کرانه‌ای، می‌توانستی برای آخرتت هم انگشتریِ انگشت‌بریده و اَلَنگوی بازودریده و گردنبندِ گردن‌بریده‌گان را به ارث و میراث بگذاری بدون اینکه به وجدانَت خدشه‌ای وارد شود. جنگ از دیرباز نعمت بود، چه برای بازنده چه برای برنده، چون این وسط معمولا کسانی که نه سرِ پیاز بودند نه تهِ پیاز و در طول و عرضِ تاریخ هیچ ربطی به نعمت‌ها نداشتند، گوشتِ دمِ توپ می‌شدند. و در خاتمه‌ی خون‌ریزی‌ها نعمت‌بازان واردِ معرکه می‌شدند که: «ما از زخم‌چشیدگانیم!

سیروس شاملو نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان تئاتر، مترجم و پژوهشگر ایرانی‌ایتالیایی است. او در سال ۱۳۲۹ در تهران زاده شد، در رشته هنرهای نمایشی دانشگاه تهران تحصیل کرد و فعالیتش را در حوزه تئاتر، پانتومیم، آموزش هنری و پژوهش‌های میان‌فرهنگی در ایران و اروپا ادامه داد. آسمانا در معرفی او از ترجمه آثار ادبی و اسطوره‌شناختی، شعرهای احمد شاملو و پابلو نرودا و آثاری از پیر پائولو پازولینی در کارنامه او یاد می‌کند.

بیشتر بخوانید:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی