
علیرضا مطلبی: هر روز چند پاکت
بعد از تو دیگر /هیچکس به دست نمیآید نه!/دیگر این دست /فروشی نیست

بعد از تو دیگر /هیچکس به دست نمیآید نه!/دیگر این دست /فروشی نیست

بیا در آغوشم بیا بهار بیا نارنج بیا سمت دره های بی، سمت ِ با تنفگت بزن خرابم را بریز روی سنگفرش، ای کون و مکان جلگه های زرد در سرزمین مادری بزن خرابم را بپاش روی خون پراکنده روی دیوار…

ساعت به سعد است و آفتاب به دراز دّرًه ها رعایتی ای دلبر با من از سّرِ کِردار که غّلت می زنم به جاده و آرامم نمی کند خاک

نیاز سلیمی شعر «آمین به خدایی که جز انسان نیست» را از مجموعه «ظلالله» برگرفته است. ابتدا شعر را میخوانیم و سپس نقد نیاز سلیمی را:

ای «بی سبب» که کنارم نیستی! لحظهای بهظاهر نمانده است لحظهای بهقطع، بیرون از من.جان در ما گذشته است، تنها به یاد بیاور که باورمان نمیشود کرد…

سرگذشتی داشت پنهانی تنیده با ریشههای درخت سرنوشتی آشکار که خودش چوپان روح بود روحِ خودش را انداخته در پیش و خودش شهیدِ خودش طوری که شهادتاش از درون خودش میرسید.

حيرت میکنم از اين باغ/که دستِ پاييز را
میبوسد!/حيرت میکنم از اين عطر
که خود را/بر جنازه میافشاند!