
رسول عظیمی: برایم از جنگ نگو…
شاعر در این شعر با زبانی عمیقاً احساسی و دردناک، از ترس مداوم جنگ و سایهی مرگ بر زندگی روزمره سخن میگوید. او از مخاطبش (عشق یا همسر) میخواهد که دیگر از جنگ نگوید، مرزها را فراموش کند و به جای یادآوری ویرانی، او را به لحظههای ساده و زندهی زندگی دعوت کند.
















