دسته بندی:

ندا کاووسی‌فر: با روبنده‌ات همیشه زیبایی

شاید اگر به جای روبنده، چشم بند معمولی از همانها که دوتا بندش می‌افتاد پشت گوش، روی صورتش زده بودند اینقدر زود نبریده بود. مسیر کارها همانطوری نبود که بارها فکرش را کرده بود.

ارسال شده در :
دسته بندی:

آوات پوری: چاله‌های تودرتو

رنگ‌ها را تنها در تاریکی می‌توان دید… چپیدن توی اعماق شب و زل زدن به نقطه‌ای که تاریکی‌اش متمایزترست از تاریکی‌های دور و اطراف. بعد از توی آن حفرکردن چاهی که بشود از تهش به خودت زل بزنی…

ارسال شده در :
دسته بندی:

بانگ -نوا: «بشکن دندان سنگی را» با اجرای یاسمین رویین

“بشکن دندان سنگی را” روایت جامعه‌ای است پَست و شَقی،‌ ایستا، دشمن نوآوری، فقیر و بخیل که دشمنی در آن حرف اول را می‌زند؛ جامعه‌ای که قربانی می‌طلبد نه برای پیشرفت، که برای آنکه درجا بزند یا عقب برود.

ارسال شده در :
دسته بندی:

بیژن بیجاری: روخوانیِ یادداشت‌های «فَست‌فود»

اما هی این کلاه‌ها را جمع کرده و حالا هر روز، یکی از آنها را می‌گذارَد سرش تا دست‌کم، با کلاهی که سر خودش می‌گذارَد، یکی از آن روزها یاد آدم‌های رفته را به خودش یادآور شود.

ارسال شده در :
دسته بندی:

محمد رضا شادگار: استاد

ناگزیرم‌ به‌ عرضِ عالی‌ برسانم‌ که‌ بنده‌ هنوز که‌ هنوز است‌، نفهمیده‌ام‌ این‌ چه‌ دور است‌ که‌ درختِ چناری‌ جانی‌ را چنگ‌ بزند و بعد هم‌ در مندلِ آتشش‌ خود بسوزد، و دیگرانی‌ کَکشان‌ هم ‌نگزد که‌ نه‌ انگار آدمی‌، در همان‌ حلقه‌ که‌ گِردش‌ بودند، زمانی‌ زنده‌ بوده است.

ارسال شده در :

«۱۸۰ درجه» – هما جاسمی: نشانه‌ها و نمادهای فرهنگی و مذهبی‌ در «اتاق پرغبار» اصغر عبداللهی

اتاق پر غبار تابلویی است از ساعت‌های احتضار پیرمرد یهودی مهاجری که سال‌ها در آبادان کار و زندگی کرده. اصغر عبدالهی در این تابلو نشانه‌های پایان یک دوره را به نمایش گذاشته است.

ارسال شده در :