از دست ندهید

ادبیات غرب

نه به اعدام – جورج اورول: «حلق‌آویز» به ترجمه میترا داوودی

از میان سکوت سنگین زندان برمه، مردی محکوم را به سوی چوبه دار می‌بردند. در میانه راه، او برای اجتناب از یک گودال کوچک آب، کمی کنار کشید. همین حرکت ساده، ناگهان تمام وحشت اعدام را برای اورول آشکار کرد: چگونه می‌توان انسانی را که هنوز کاملاً زنده است، سالم است و حتی به جزئیات زندگی توجه دارد، به دار آویخت و سپس به زندگی روزمره بازگشت؟ یک اعتراض ادبی به اعدام.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

جواد اسحاقیان: «اسپادانا و آشتیان»، خوانش اسطوره‌ایِ دیستوپیا در رمان ۵۶ درجه

حسین نوش‌آذر در نوولت «۵۶ درجه» با بهره‌گیری از الگوی سفر قهرمانانه‌ی جوزف کمبل، روایتی می‌آفریند که در آن «هما» – زنی زبان‌شناس و باردار – در جستجوی آرمان‌شهری به نام «آشتیان» از برکلی به ایرانِ صدوسی‌سال‌آینده سفر می‌کند. او در این سیر آفاقی و انفسی با کهن‌الگوهای اسطوره‌ای روبه‌رو می‌شود، اما در برابرِ دو ویران‌شهر «اسپادانا» و «آشتیان» قرار می‌گیرد: نخستین، دیستوپیایی به فرمانروایی «حکیم آگوستین» – استعاره‌ای از حاکمیت بیمار و خودشیفته – و دومین، جامعه‌ای با پیشرفته‌ترین فن‌آوری‌ها اما گرفتار در ایدئولوژی باستان‌گرایانه‌ای که فردیت را در نام‌های تکراری «کوروش» و «داریوش» و «آناهید» ذوب کرده است. این مقاله با رویکرد «بوطیقایی نو» و با تکیه بر آرای کمبل، نشان می‌دهد که چگونه نویسنده، اسطوره را هم چونان ساختاری برای بازنمایی «امید» به کار می‌گیرد و هم چونان آیینه‌ای برای نقد «تباهیِ» ریشه‌دار در تاریخ معاصر ایران.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

نسیم خاکسار: زایر

این داستان، سندی از روزهای نخست جنگ ایران و عراق است، اما در همان حال، روایتی است از «همان جنگی که امروز هم ادامه دارد». نسیم خاکسار با زبانی ساده و گزارشی، بدون هیچ شعار یا اغراقی، تصویری از «مردم عادی» می‌کشد که تنها دارایی‌شان «کولر برقی» است، و بزرگ‌ترین غمشان «له شدن کولرها زیر آوار». اما درست همین «سادگی»، داستان را به متنی ماندگار تبدیل می‌کند: چون نشان می‌دهد که جنگ، اول از همه «زندگی روزمره» را نابود می‌کند، نه فقط ساختمان‌ها را.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

نوساکا آکی‌یوکی: «قبر کرم‌های شب‌تاب»، به ترجمه میترا داوودی

«قبر کرم‌های شب‌تاب» روایتی است از فروپاشی تدریجی انسانیت در زیر چکمه‌های جنگ، اما نه از طریق صحنه‌های نبرد، که از دریچه چشم کودکی که مجبور می‌شود گام به گام «انسان بودن» را از دست بدهد. سیتا در این داستان، نه قهرمان است، نه ضدقهرمان؛ او «بازمانده‌ای» است که جنگ، او را از خانواده، از خانه، از غذا، از حرمت، و در نهایت از خواهرش جدا می‌کند. نوساکا آکی‌یوکی با نثری دقیق و بی‌عاطفه (که یادآور بهترین نمونه‌های ادبیات ضدجنگ جهان است) نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین فاجعه جنگ، نه مرگ، که «مرگ تدریجی معنا»ست.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

رضیه انصاری: «سوگ به هیئت نشئگی تاریخ» – نگاهی از منظر گفتمان قدرت به رمان «کژمیر» اثر مهناز عطارها

رمان «کژمیر» مهناز عطارها، فراتر از روایت یک سوگ شخصی، کالبدشکافی نظام تولید فقدان در تاریخ معاصر ایران است. منتقد نشان می‌دهد که چگونه قدرت (در قالب نهادهای رسمی و غیررسمی) مرگ را از یک رویداد فردی به «تجربه‌ای تاریخی و مکرر» تبدیل می‌کند و آن را در تاروپود زندگی روزمره چنان عادی می‌سازد که سوگ به جای طغیان، به «درونی‌سازی خاموش» و مقاومتی فرسایشی بدل می‌شود. او با تکیه بر ساختار چهل‌تکه و بینا‌نسلی رمان نشان می‌دهد که «تاریخ در این معنا، نه گذشته‌ای سپری‌شده، که نیرویی حاضر و فعال در اکنون است و خود را با تکرار بازمی‌سازد».

ادامه مطلب »
از دست ندهید

امیر احمدی آریان: از آتش و باران

مقاله امیز احمدی آریان یک نمونه درخشان از «خاطره‌نویسیِ چندلایه» است. نویسنده با مهارت، سه دهه از تاریخ ایران را در سه روایتِ به‌هم‌پیوسته (باران اول/آتش اول/آتش دوم) روایت می‌کند و سرانجام، در ساختار یک سمفونی به باران دوم می‌رسد که تمام این حلقه‌ها را به هم متصل می‌کند با این قصد که نشان دهد چگونه تاریخ ایران هر بار با چهره‌ای تازه، اما با همان جوهر سیاه، تکرار می‌شود.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

خیزش ملی مردم ایران–کیوان مهتدی: روز کبیسه

مهتدی با «روز کبیسه» نه روایتی خطی از یک رخداد، که کالبدشکافی یک «حالِ دائمی» از ترس، انزوا و عادی‌شدن مرگ ارائه می‌دهد. شعر، تصویری از جامعه‌ای است که در آن زمان از کار افتاده، خشونت به امری اداری تبدیل شده، و امید به آینده، قربانی «تقویم جراحات» شده است. این اثر، بیش از هر چیز، سندی شاعرانه از فروپاشی زبان و زمان در مواجهه با مکانیسم‌های نظام‌مند سرکوب است.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

متین میرجانی: رنگی از رنگ‌های آتش نیمروزی

این مقاله، با خوانشی خلاق و نو، در پی واکاوی لایه‌های پنهان و آشکار «رنگ آتش نیمروزی» نوشته شهریار مندنی پور است: از استعاره‌های جنگ در دل طبیعت بکر، تا نبردی فلسفی میان سنت و مدرنیته، و از اسطوره‌های کهن شکار تا تعلیقی که تا آخرین سطر، ذهن را می‌کاود. «رنگ آتش نیمروزی» فقط یک داستان کوتاه نیست؛ آیینه‌ای است شکسته از تاریخ ما، که هر تکه‌اش تصویری دردناک و در عین حال باشکوه را بازمی‌تاباند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

گویه‌های بانگ- گویۀ بیست و دوم: «سبزینه» از مهسا نورزاده

نوآوری در تلفیق دانش علمی با حس‌انگاری شاعرانه، ایجاد استعاره‌های چندمعنایی از طریق پیوند مفاهیم گیاهشناسی-اندام‌شناسی، استفاده هدفمند از فرم برای بازتولید ریتم زیستی/تنفسی، اسطوره‌شناسی شخصی پیرامون باروری و نابودی از مهمترین دستاوردهای شاعر در این مجموعه است.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

جواد اسحاقیان: «مرگ نور در تازمامارت»، استعلای انسان در ادبیات زندان

رمان «مرگ نور» طاهر بن جلون، روایتی است از هجده سال مرگ تدریجی در زندان مخفی تازمامارت؛ جایی که تاریکی مطلق، شکنجه‌ی جسمی و روانی، و فراموشی اجباری، زندانیان سیاسی را به مرز جنون می‌رساند. اما همین سیاه‌چال، برای «سلیم» – قهرمان اثر – به فرصتی برای خودکاوی عمیق، مقاومت معنوی، داستان‌گویی نجات‌بخش، و در نهایت، استعلای انسانی تبدیل می‌شود. بن جلون با الهام از خاطرات واقعی احمد مرزوکی، نه تنها جنایات رژیم حسن دوم را افشا می‌کند، بلکه نشان می‌دهد چگونه نوشتن و آگاهی، حتی در گور زنده، می‌تواند پیروزی بر سرکوب باشد.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

از تجربه تا تخیل- س. ر. مجتهدی: کبوترخان هزار توی مسموم

«کبوترخان هزار توی مسموم» نوشته س.ر.مجتهدی، فراداستانی است که در تقاطع ادبیات، روان‌کاوی و تاریخ ایستاده است. این اثر، ماجرای راوی‌ای را روایت می‌کند که با خرید نسخه‌ای مرموز از کتاب «موسی و یکتاپرستی» فروید، درگیر شبکه‌ای از رازها می‌شود که او را به سمت کشف حقیقتی باستانی و خطرناک دربارهٔ اخناتون، خلیفهٔ فاطمی «الحاکم بامرالله» و هزارتوهای یک کبوترخانهٔ متروک سوق می‌دهد. روایتی رویامانند که در آن، جستجو برای معنا به بهایی گزاف تمام می‌شود: نابینایی.

ادامه مطلب »
نگین ساسان فر
از دست ندهید

نگین ساسان فر: «آقای سلیم و فروپاشی ذهن» – کاوشی در ناخودآگاه روایت و زیبایی‌شناسی رنج در جهان غزاله علیزاده

این مقاله با تکیه بر نظریه‌های روایت‌شناسی ژنت و بارت و نیز روان‌کاوی فروید و لاکان، نشان می‌دهد که چگونه علیزاده با ساختارشکنی روایی و آفرینش زبانی حسی-جسمانی، مرزهای واقعیت، رؤیا و ناخودآگاه را در هم می‌نوردد. در این خوانش، بیماری استعاره‌ای از انحطاط روح و مرگ میل است، بیمارستان صحنه تقابل واقعیت و ناخودآگاه ، و خود متن به «نوشتار رنج» بدل می‌گردد، چنانکه بدن بیمار به زبان متن تبدیل شده و هر زخم، نشانی از کوشش سوژه برای نوشتن خود در آستانه نابودی است.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

بهروز چناری‌زاده: ارجاع به تاریخ با کدام هدف؟ – مقایسه اجمالی ارجاعات تاریخی احمد اخوت و بورخس در داستان‌های کوتاه این دو نویسنده

آیا احمد اخوت، «بورخس اصفهانی» است؟ این ادعایی است که برخی با استناد به فرم روایی مشابه و حجم انبوه ارجاعات تاریخی مطرح می‌کنند. اما نگارنده در تحلیلی تطبیقی، با واکاوی داستان‌های این دو نویسنده، به نتایجی متضاد می‌رسد و نشان می‌دهد که تاریخ در دستان بورخس، ابزاری برای خلق شگفتی و زیبایی‌شناسی ناب است، در حالی که اخوت از آن برای واکاوی واقعیت‌های اجتماعی و طرح پرسش‌های انتقادی بهره می‌برد. این نوشتار، مرزهای این دو نگاه کاملاً متمایز را ترسیم می‌کند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

امیرمحمدی‌ ون‌‌یار: تای‌ تأنیث

یک عشق ممنوعه و نافرجام در بستر یک جامعه سنتی و سرکوبگر. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه تابوها و ساختارهای پدرسالارانه نه تنها تمایلات انسانی را سرکوب می‌کنند، بلکه با نادیده گرفتن کرامت و آزادی های فردی (به ویژه برای زنان)، سبب‌ساز نابودی کامل معشوق و زخم خوردن ابدی راوی عاشق می‌شوند. این روایت، که با نمادهای فراوان آمیخته شده، سوگی است بر از دست رفتن معصومیت، زیبایی و شور زندگی تحت سنگینی سنت‌ها و قیدوبندهای تحمیلی.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

محمدرفیع محمودیان: «فروپاشی نوید»، شعر اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث، شاعر «شکست» خوانده شده است؛ اما پرسش بنیادین این است که این شکست، شکست از چه چیزی و در چه عرصه‌ای است؟ این مقاله با گذر از خوانش رایج از اشعار اخوان به مثابه بازتابی از ناکامی‌های سیاسی و تاریخی، استدلال می‌کند که شکست محوری در جهان شعری او، «شکستی معنایی» و «فروپاشی نوید» در برابر «جسمیت جهان» است. این مقاله نشان می‌دهد که اندوه اخوان، فراسوی تاریخ و سیاست، در آگاهی به شکست معنا در رویارویی با عینیتِ بی‌رحم جهان ریشه دارد.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

بهروز شیدا: «که از تکرار پرسش‌ها گمان ساخته‌ایم» -نخی بر دوازده قطعه‌ی غریبه

«نخی بر دوازده قطعه‌ی غریبه» نوشته بهروز شیدا یک «انقلاب مینیاتوری» در خوانش متون است. اثری که مرز بین «نظریه» و «اجرا» را می‌زداید و نشان می‌دهد که تفکر خود می‌تواند فرمی هنری باشد. در این جستار، نویسنده با انتخاب تئوری فردریش کیتلر به عنوان سنگ محک، و بسط آن به فرضیه‌هایی نو شبکه‌ای از گفت‌وگوهای میان‌متنی می‌آفریند که بارگاس یوسا را به سیلویا پلات، مکتب فرانکفورت را به رمان مدرس صادقی پیوند می‌زند. حاصل، متنی است شاعرانه، پویا و عمیقاً انسانی که نه تنها الگویی برای تحلیل متون ارائه می‌دهد، بلکه درکی تازه از شرایط پیچیده انسان معاصر را نیز پیش چشم ما می‌گذارد.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

آموزه‌های داستان‌نویسی -فرانتس ک. اشتانتسل: بُعد تاریخی نظرگاه‌گرایی در داستان‌نویسی

رمان‌های قدیمی‌تر تمایل آشکاری به شیوه روایت بی‌نظرگاهی داشتند. تقریباً تمام نویسندگان بزرگ دوره ویکتوریا، مانند دیکنز، تاکری، جورج الیوت، ترولوپ، و همچنین هم‌عصرانشان مانند بالزاک، ژان پل، تولستوی و دیگران، به جز چند استثنای کوتاه، به شیوه بی‌نظرگاهی (Aperspektivismus) روایت می‌کردند. تغییر به سمت نظرگاه‌گرایی (Perspektivismus) با رمان‌های فلوبر و هنری جیمز آغاز شد و سپس در رمان‌های مدرن به سبک غالب تبدیل گردید.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

دونالد بارتلمی: «پاراگوئه » به ترجمه نادر افراسیابی

در داستان «پاراگوئه»، بارتلمی مفاهیم آرمانشهر (Utopia) و ویرانشهر (Dystopia) را به شکلی پیچیده و مبهم بررسی می‌کند. پاراگوئه‌ی توصیف‌شده در داستان، هم می‌تواند به عنوان یک آرمانشهر و هم به عنوان یک ویرانشهر تفسیر شود. از یک طرف، این مکان به عنوان یک دنیای جدید و ناشناخته، امکاناتی برای کشف و تجربه‌های جدید ارائه می‌دهد. از طرف دیگر، ویژگی‌های عجیب و غریب آن، مانند سیستم‌های عقلانی‌سازی هنر و حرکت براونی، می‌توانند نشان‌دهنده‌ی نوعی ویرانشهر باشند که در آن انسان‌ها درگیر بی‌نظمی و ازخودبیگانگی هستند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

بهروز چناری‌زاده: «زیستن و نوشتن در سایه روشن»؛ بررسی تاثیرات انتوان چخوف بر آثار سه نویسنده انگلیسی زبان

مقاله حاضر تأثیرگذاری چخوف بر کاترین منسفیلد، جان چیور و ریموند کارور را مورد واکاوی قرار می‌دهد. این پژوهش نشان می‌دهد که چگونه اصول سه‌گانه روایت چخوف (ایجاز و عینیت تا شفقت انسانی) در بافتارهای اجتماعی و تاریخی متفاوت، بازخوانی و بازآفرینی شده‌اند. منسفیلد با نگاهی امپرسیونیستی به درون‌مایه‌های زنانه، چیور با نقادی جامعه حومه‌نشین آمریکا و کارور با تصویرگری تلخ فروپاشی روانشناختی طبقه متوسط، هر یک وجوهی از میراث چخوف را در تقابلی خلاق با جهان مدرن و پسامدرن به نمایش می‌گذارند. این مقاله با پیگیری ردپای چخوف در گذار از سنت به مدرنیته و سپس به پسامدرنیته، در نهایت به این پرسش بنیادین می‌پردازد که آیا این «سایه» روشن، به بازتولید وفادارانه سبک محدود شده یا به خلق امکاناتی نو در داستان‌نویسی معاصر انجامیده است؟

ادامه مطلب »
از دست ندهید

آوا و نوا – روایتی از فروپاشی هویت در «ناگهان عبدالحسین خان» محمد کلباسی – با اجرای گندم

در سالروز درگذشت محمد کلباسی، به سراغ یکی از درخشان‌ترین آثار مدرن فارسی می‌رویم؛ داستانی که مانند آینه‌ای شکسته، تصویر انسان معاصر را در مواجهه با ماشین بوروکراسی بازمی‌تاباند. «ناگهان عبدالحسین خان» نه فقط روایت یک کارمند ساده اداره، بلکه کالبدشکافی روحی خردشده در نظامی است که انسان را تا سطح یک شماره قابل تعویض تقلیل می‌دهد. با شنیدن این پادکست، به درون ذهن پریشان کارمندی قدم می‌گذارید که مرزهای واقعیت و خیال در جهانش محو شده، و هویتش همچون میزش به تصاحب دیگری درآمده است.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

آموزه‌های داستان‌نویسی – فرانس ک. اشتانتسل: «تغییر زاویه دید از اول شخص به سوم شخص»

جستار حاضر تحلیلی از چگونگی تغییر ارجاع بین ضمایر «من» و «او» در روایت اول‌شخص و سوم‌شخص ارائه می‌دهد. این تحلیل به‌ویژه بر روی فاصله‌گیری راوی اول‌شخص از تجربیات گذشته‌اش و همچنین نقش این تغییر ارجاع در ایجاد فاصله‌ی عاطفی و روانی در داستان‌نویسی تمرکز دارد.

ادامه مطلب »