
در دل کاروانسرای تاریخی دیرگچین قم، جایی که روزگاری کاروانیان جاده ابریشم استراحت میکردند، پرستو احمدی، خواننده ۲۹ ساله، همراه با نوازندگانش کنسرتی ۲۷ دقیقهای بدون تماشاگر و بدون حجاب اجباری اجرا کرد؛ صدایش ترانههای جاودانهای مثل «مرا ببوس» و «از خون جوانان وطن» را در فضای خشتی قدیمی طنینانداز کرد و از یوتیوب پخش شد. اما این صدای آزاد، برای پرستو و هشت نفر از نوازندگان و عواملش به قیمت سنگین تمام شد: دادگاه کیفری قم برایشان حکم ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال محرومیت از فعالیت هنری صادر کرد به اتهام «جریحهدار کردن عفت عمومی» و انتشار محتوای «مبتذل»! حکمی که حالا موجی از اعتراضها و واکنشهای بینالمللی را برانگیخته و دوباره نشان میدهد صدای هنر در این سرزمین چقدر برای برخیها خطرناک است.
علی صبوری، شاعر نامآشنا و عضو کانون نویسندگان ایران شعری را در اینباره سروده که با صدای او میشنویم:
گاهی صدای باد میپیچد
گاهی صدای زوزهی گرگ
مدام غریو کشتن عشق
دستانی در تاریکی میدرخشند
و تازیانهی خونین پیاپی فرود میآید
بر سینهی فلات
از فین کاشان
تا دیرگچین در راه باستانی ری
تازیانه
تازیانه
تازیانه
کشتن شادی آزادی
های….. گزمگان ترانه کش!
حاشا!
حاشا!
عاشقترین فرزندان باران
در به تاریکی بگشایند
جان های آزاد
در آتش میدوند
تازیانه را تاب میآورند
و زیباترین آواز جهان را
با دهان بسته فریاد میکنند
حاشا!
حاشا!
عاشق ترین فرزندان باران
در به تاریکی بگشایند
علی صبوری
خرداد /۱۴۰۵








