حسین نوش‌آذر: «تهران مهدی گنجوی»- گم‌گشتگی در چرخه‌ی گناه، حسرت و نابرابری

رمان «مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست» نوشته‌ی مهدی گنجوی با روایت‌های چندگانه و فضاسازی نوآر، زندگی حاشیه‌نشینان تهران به‌عنوان «ام‌القراء» اسلامی را در شبکه‌ای از گناه، انتقام و حسرت به تصویر می‌کشد. این اثر، با بهره‌گیری از چندصدایی باختینی و کاوش نابرابری‌های شهری، پایتخت را به‌عنوان فضایی خصومت‌آمیز نشان می‌دهد که شخصیت‌ها را در چرخه‌ای از خشونت و انزوا گرفتار می‌کند. پادکست حسین نوش‌آذر در معرفی این رمان را می‌شنوید:

در رمان «مستیم و خرابیم کسی شاهد ما نیست» اثر مهدی گنجوی، تهران به عنوان یک شهر پرآشوب نه تنها بستری فیزیکی، بلکه فضایی روانی و وجودی است و گم‌گشتگی عاطفی، اخلاقی و هویتی شخصیت‌هایی مانند شهاب، ثریا، بهنام و هیوا را تقویت می‌کند. کوچه‌های تاریک، آپارتمان‌های نیمه‌کاره، خرابه‌ها و انباری‌های پر از بوی تریاک، نماد انزوا، بی‌هدفی و چرخه‌ی خشونت، نشئگی و حسرت هستند. رمان با ساختاری چندصدایی (سیزده بخش روایت‌شده از زاویه دید شخصیت‌های مختلف) و پرهیز از روایت خطی، حقیقت را نسبی و پراکنده نشان می‌دهد و با تکنیک‌های پلیسی-نوآر، تعقیب و گریزها و روابط شکننده را روایت می‌کند، بدون آنکه معما را حل کند.

از منظر اجتماعی، رمان به نابرابری طبقاتی، حاشیه‌نشینی، استعمار فضا و سلطه‌ی قدرت‌های نامرئی در کلان‌شهر تهران می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شخصیت‌ها را در چرخه‌ای از جرم، انتقام و انزوا گرفتار می‌کنند. در نهایت، این اثر فراتر از یک داستان جنایی، تأملی فلسفی بر فروپاشی روابط انسانی، عدم قطعیت حقیقت و دشواری رهایی در دنیای مدرن ارائه می‌دهد.

از همین نویسنده:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی