
نشر آسمانا (Asemana Books) رویداد شب شعر به زبان انگلیسی با عنوان «جایی که واژهها گلولهها را شکست میدهند» (Where Words Defeat Bullets) را در همبستگی با جنبش مردم ایران، روز یکشنبه این هفته (۱۵ فوریه ۲۰۲۶ / ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) از ساعت ۱ تا ۳ بعدازظهر در سالن ملاقات ۱۰۱ کتابخانه مرکزی نورث یورک تورنتو برگزار میکند.
این برنامه با تمرکز بر نقش شعر در مقاومت، یادآوری و امید در برابر خشونت و سرکوب، شاعران برجسته کانادایی و انگلیسیزبان تورنتو را گرد هم میآورد.
شاعران شرکتکننده عبارتند از: ای. اف. موریتز (A. F. Moritz)، بروس مایر (Bruce Meyer)، کیت گاربیان (Keith Garebian)، سوزان کسیزوپولسکی (Susan Ksiezopolski)، بروس هانتر (Bruce Hunter)، دیانا مانوله (Diana Manole)، پاتریک کانرز (Patrick Connors)، پاتریشیا کینی (Patricia Keeney)، برندا کلوز (Brenda Clews)، برت کمپبل (Brett Campbell)، اولگا استین (Olga Stein)، سی. وای. استروم (CY Strom)، پتا-گی نش (Peta-Gaye Nash)، مارک مکآلیستر (Mark McAlister)، جان اوتون (John Oughton)، پیتر تیلور (Peter Taylor)، منصور نوربخش (Mansour Noorbakhsh) و مهدی گنجوی (Mahdi Ganjavi). این رویداد رایگان و برای عموم آزاد است.
شعر در برابر خشونت، فراتر از ثبتِ رنج، آفرینشِ «زبانِ مقاومت» است؛ زبانی که از دلِ ویرانه، خویشتنِ انسانی را بازسازی میکند. شاعر نیجریهای، آدِدایو آگارائو، در مجموعهٔ «سالهای خونین» با پرسشِ «یک شاعر چند بار میتواند مرثیه بسراید؟»، فاجعهٔ آدمربایی آیینی را به پرسشی هستیشناختی بدل میکند. چنین شعری خاطره را از کشتار میدزدد و آن را به چشماندازی برای آینده تبدیل میکند.
رویداد شب شعر آسمانا به زبان انگلیسی از این نظر نیز اهمیت دارد که با شکاف بین آنچه که ما از کشتار دی خونین درک کردیم و آنچه که در جهان بازتاب یافت، مقابله میکند.
مهدی گنجوی در مصاحبه با رادیو زمانه (+) هدف رویداد «جایی که واژهها گلولهها را شکست میدهند» را فراتر از ترجمهٔ صرفِ صدای ایرانی تعریف میکند. او میگوید واژه نمیتواند خشونت فیزیکی را متوقف کند، اما میتواند «روایت خشونت را زخم کند»؛ یعنی حافظه بسازد، روایت رسمی را به چالش بکشد و از دفن فاجعه در سکوت یا تحریف جلوگیری کند. از این رو، گردآوردن شاعران غیرایرانی و غیرفارسیزبان صرفاً یک شب شعر ترجمهمحور نیست، بلکه دعوت از شعر انگلیسی برای «مواجهه با ایران» و عبور از بازنمایی ایدئولوژیک و رسانهای است. رسانه فاجعه را به عدد و تیتر فرو میکاهد، اما شعر به تجربه درونی، تردید و پیچیدگی فرصت میدهد و میتواند شکاف میان «آنچه ما در ایران دیدیم» و «آنچه جهان درک کرد» را انسانیتر و قابل لمستر کند.







