
زیدی اسمیت، از برجستهترین رماننویسان معاصر بریتانیا، در گفتوگویی با دوا لیپا در جشنواره ادبی لندن هشدار داد که گسترش نابرابری اقتصادی و فرسایش خدمات عمومی، تفاوتهای فرهنگی و مذهبی را به تهدیدی برای هویت و موجودیت افراد تبدیل کرده است. سخنان او، ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، در بازخوانی رمانهایش، بهویژه «دندانهای سفید»، اهمیت تازهای مییابد؛ آثاری که مناسبات میان مهاجرت، طبقه اجتماعی و هویت چندفرهنگی را در جامعه بریتانیا کاوش میکنند.
از همزیستی فرهنگی تا احساس تهدید
زیدی اسمیت، نویسنده بریتانیایی متولد ۱۹۷۵، با انتشار نخستین رمانش، «دندانهای سفید» (White Teeth) در سال ۲۰۰۰، در ۲۴سالگی به شهرت جهانی رسید. این رمان با روایت زندگی خانوادههایی با پیشینههای انگلیسی، جامائیکایی و بنگلادشی در شمال غرب لندن، به یکی از آثار شاخص ادبیات چندفرهنگی بریتانیا تبدیل شد.
اسمیت در گفتوگو با دوا لیپا در مرکز فرهنگی ساوتبنک لندن، به مناسبت گذشت بیش از ربع قرن از انتشار این رمان، گفت که شرایط زندگی در بریتانیای امروز نسبت به دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ دشوارتر شده است.
به اعتقاد او، در گذشته وجود آموزش عمومی، مسکن یارانهای و خدمات درمانی رایگان، زمینهای فراهم میکرد که افراد با پیشینههای متفاوت بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند. اختلافات مذهبی و فرهنگی وجود داشت، اما الزاماً موجودیت افراد را تهدید نمیکرد.
اکنون، با افزایش بیکاری، بحران مسکن و فرسایش خدمات عمومی، همین تفاوتها به سرچشمه اضطراب و احساس ناامنی تبدیل شدهاند.
«دندانهای سفید»: جامعه چندفرهنگی و تناقضهای آن
در «دندانهای سفید»، خانوادههای جونز و اقبال با وجود تفاوتهای فرهنگی، مذهبی و تاریخی، در فضای مشترک محله ویلسدن زندگی میکنند. شخصیتها میان میراث خانوادگی و الزامات زندگی مدرن، میان تعلق به گذشته و ضرورت سازگاری با اکنون، گرفتارند.
اما اسمیت جامعه چندفرهنگی را آرمانشهری بدون تعارض تصویر نمیکند. طنز، سوءتفاهمهای نسلی، تعصبهای مذهبی و کشمکشهای خانوادگی، عناصر اصلی روایتاند.
آنچه در بازخوانی امروز رمان اهمیت مییابد، زیرساخت اقتصادی این همزیستی است. شخصیتهای داستان، با وجود اختلافاتشان، هنوز از حداقلی از امکانات مشترک اجتماعی برخوردارند.
از این منظر، چندفرهنگگرایی صرفاً به معنای پذیرش تفاوتها نیست؛ دوام آن به وجود شرایط مادی نسبتاً برابر نیز وابسته است.
طبقه اجتماعی و بحران هویت
این مسئله در رمانهای بعدی اسمیت صورت پیچیدهتری پیدا میکند.
در «شمال غربی» (NW)، منتشرشده در سال ۲۰۱۲، دو زن که در محیط اجتماعی مشابهی بزرگ شدهاند، مسیرهای متفاوتی را در زندگی طی میکنند. تحرک طبقاتی، موفقیت شغلی و تغییر موقعیت اجتماعی، بهجای حل بحران هویت، شکل تازهای به آن میبخشند.
در «زمان تابخوردن» (Swing Time)، منتشرشده در سال ۲۰۱۶، دوستی دو دختر با پیشینه مهاجرتی، در برخورد با نابرابری فرصتها، تفاوت استعدادها و مناسبات قدرت دگرگون میشود.
در هر دو رمان، هویت نه ویژگی ثابت قومی یا فرهنگی، بلکه حاصل برخورد تجربه فردی با ساختارهای طبقاتی و اجتماعی است.
بازگشت به عدالت اجتماعی
اسمیت در گفتوگوی اخیرش، ضمن انتقاد از تبعیضهای نژادی و جنسی گذشته، بر ضرورت بازیابی دستاوردهای دولت رفاه تأکید کرد. از نظر او، نباید برای بازگشت به آموزش و درمان عمومی کارآمد، مناسبات تبعیضآمیز گذشته را نیز احیا کرد.
اهمیت ادبی این دیدگاه در آن است که بحران هویت را از محدوده تفاوتهای فرهنگی فراتر میبرد و به مسئله توزیع منابع و فرصتهای اجتماعی پیوند میزند.
در جهان داستانی اسمیت، انسانها تنها به دلیل تفاوت زبان، مذهب یا تبار از یکدیگر فاصله نمیگیرند؛ نابرابری اقتصادی نیز تعیین میکند که این تفاوتها به امکان گفتوگو تبدیل شوند یا به زمینهای برای بیگانگی و خصومت.
از این منظر، پرسش اصلی ادبیات چندفرهنگی دیگر فقط چگونگی زندگی با دیگری نیست، بلکه این است که در جامعهای با فرصتهای نابرابر، چه شرایطی امکان زندگی مشترک را فراهم میکند؟
منابع:
گزارش گاردین، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶؛ گزارش خبرگزاری PA درباره گفتوگوی زیدی اسمیت و دوا لیپا؛ برنامه رسمی جشنواره ادبی لندن در مرکز ساوتبنک.







