یک آغاز تازه برای ما و شما: نخستین شماره ماهنامه «بانگ»

سرانجام، پس از شش سال فعالیت نشریهٔ ادبی بانگ، نخستین شمارهٔ ماهنامهٔ آن در ۵۰۹ صفحه در اختیار همگان قرار گرفته است. این ماهنامه برای مطالعه روی گوشی‌های موبایل طراحی شده، فهرست آن کلیک‌پذیر است و دریافت و مطالعهٔ آن رایگان است. فروش این ماهنامه ممنوع است.

نخستین شماره ماهنامه بانگ،

شهریور ۱۴۰۵. پی دی اف. دانلود. رایگان

در شمارهٔ شهریور ۱۴۰۵ بانگ، نوشته‌ها، شعرها و گفت‌وگوهایی از نویسندگان و شاعران زیر منتشر شده است (به ترتیب الفبا):

جواد اسحاقیان، آیسان اصلانی، شهریار الوندی، گریس پالی، لیلا تقوی، مریم جعفری آذرمانی، سجاد حقیقی، سمیره حنائی، احمد خلفانی، نسیم خلیلی، قاضی ربیحاوی، نگین ساسان‌فر، ناهید شمس، بهروز شیدا، شیرین عزیزی مقدم، تبسم غبیشی، فتانه فراهانی، پوران کاوه، سارا کیان‌راد، فرد لونزر، جواد مجابی، محمد رفیع محمودیان، شهریار مندنی‌پور، دنیا میخائیل، آرش نصرت‌اللهی و حسین نوش‌آذر. ترجمه‌هایی از علی آشوری و میترا داوودی نیز در این شماره آمده است.

جستارها و مقالات این شماره از نسبت بدن، حافظه و ادراک در «شهرآشوب نیلوفرین» نیلوفر شیدمهر تا بازنمایی استبداد و خشونت طالبان در «شهربندان» جواد مجابی گسترده‌اند. شعر مشروطه از منظر زبان‌شناسی شناختی بررسی شده و مفهوم تبعید در سه فیلم «دایرهٔ مینا»، «مهمان مامان» و «سنتوری» داریوش مهرجویی دنبال می‌شود. زندگی و جهان داستانی شهرنوش پارسی‌پور، با تمرکز بر «برزخ»، جایگاه رمان در جهان معاصر و مسئلهٔ اعدام با رجوع به «جنایت و مکافات» داستایفسکی از دیگر موضوعات‌اند. در بخش نقد و بررسی نیز «کارنامهٔ احیاء» حسن حسام، «خانه‌ای که می‌سوزد» رعنا سلیمانی و «هجرانی» فرخنده حاجی‌زاده، دریچه‌هایی به زندگی فرودستان، فقدان، خشونت سیاسی، سوگ و حافظهٔ جمعی می‌گشایند. مقالهٔ فرد لونزر نیز به امکان بازنمایی واقعیت در جهانی می‌پردازد که هر روز بیشتر به داستان‌های علمی‌تخیلی و جهان‌های سوررئال شباهت پیدا می‌کند.

داستان‌های این شماره عبارت‌اند از «حوصله‌ی راه رفتن» جواد مجابی، سفری میان بوها، خاطره‌ها و لایه‌های تجربهٔ زیسته؛ «گفت‌وگو با پدرم» گریس پالی، به ترجمهٔ میترا داوودی، دربارهٔ اختلاف دو نگاه به داستان‌گویی و امکان بازماندن سرنوشت انسان؛ «روز بیست و هشتم» لیلا تقوی، روایت زنی در انتظار نتیجهٔ آزمایش که مرز میان درمانگر و مراجعه‌کننده را از نو تجربه می‌کند؛ و «دمپایی‌های راحل» حسین نوش‌آذر، روایت دیواری نیمه‌ویران از عروسی خاموش‌شده، غیاب انسان‌ها و زمانی که بر لحظهٔ فاجعه متوقف مانده است. «نخستین بوسه‌های بی‌بی» قاضی ربیحاوی نیز، با اجرای سیما پولیت، جنگ و کوچ اجباری را در برابر حافظهٔ عشق و جوانی قرار می‌دهد.

لیلا تقوی در گفت‌وگو با بانگ، دربارهٔ حضور زمان در «روز بیست و هشتم» می‌گوید: «می‌توان گفت گذشته، حال و آینده، به دو شکل متفاوت، هم در بدن زن و هم در ذهن او جریان دارند.» در توضیح او، حافظه و انتظار، گذشته و آینده را به زمان حال می‌آورند؛ چنان‌که تجربهٔ زن را نمی‌توان به زمان خطی و تقویمی محدود کرد.

شیرین عزیزی مقدم در نقد «دمپایی‌های راحل»، با عنوان «از سنگ صدا آمد، از اهل صدا، نه!»، داستان را متنی بر مرز داستان و پاره‌نوشت می‌داند که حول غیاب شکل گرفته است: از راحل دمپایی‌هایش مانده، از مهمانان صداهایی و از زمان ساعتی متوقف بر نه‌ونیم. به نظر او، روایت دیوار، شخصیت‌بخشی به اشیا و ابهام‌های عامدانه، خواننده را در ساختن معنا شریک می‌کنند. دیوار در پایان، افزون بر راوی، شاهد فاجعه و نگهدارندهٔ صدای رفتگان می‌شود.

ترانهٔ فارسی نیز در این شماره جایگاهی برجسته دارد. آرش نصرت‌اللهی در «از من تا ما در جهان شعری شهیار قنبری»، تجربه‌گرایی، تصویرسازی و جسارت زبانی قنبری را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه عشق و رنج فردی در ترانه‌های او به تجربه‌ای جمعی و اعتراضی تبدیل می‌شوند. تبسم غبیشی در «پیوستگی مفاهیم عرفانی در ترانه‌های اردلان سرفراز»، بازتاب مفاهیمی چون طلب، سلوک، حیرت، عشق و فنا را در ترانهٔ معاصر دنبال می‌کند؛ خوانشی از تداوم و دگرگونی سنت عرفانی فارسی در زبانی تازه.

در بخش «دیدگاه»، شهریار مندنی‌پور در مقالهٔ «اسیر جنگی داریم، اعدامی داریم…» با رجوع به ادبیات، از داستایفسکی و ویکتور هوگو تا همینگوی و جورج اورول، به اعدام و سرکوب در ایران می‌پردازد. او قطع‌کردن زندگی انسان را در برابر امکان روایت، حافظه و آزادی قرار می‌دهد و از مسئولیت جهان در مواجهه با کشتار و اعدام سخن می‌گوید؛ مسئولیتی که از نگاه او به صدور بیانیه و محکومیت محدود نمی‌شود.

از این پس در تلاش خواهیم بود هر ماه یک شماره از ماهنامهٔ ادبی بانگ را به‌طور رایگان در اختیار خوانندگان قرار دهیم.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی