
راوی رمان ما اثر یوگنی زامیاتین در آغاز نه مخالف حکومت، بلکه یکی از مؤمنان به آن است. D-۵۰۳ یادداشتهایش را برای ستایش «دولت واحد» مینویسد؛ اما هرچه روایت پیش میرود، زبان خودش علیه یقینهایش شهادت میدهد. تناقضها، تردیدها و گسستگیهای روایت چیزهایی را بر خواننده آشکار میکنند که راوی هنوز قادر به درک آنها نیست. زامیاتین به این ترتیب یکی از شگردهای مهم روایت دیستوپیایی را به کار میگیرد: کنترل آگاهی و اطلاعات فقط موضوع داستان نیست، بلکه به ساختار روایت راه پیدا میکند.
زامیاتین؛ پیش از اورول و هاکسلی
یوگنی زامیاتین (۱۸۸۴–۱۹۳۷)، نویسنده و مهندس کشتیسازی روس، رمان ما را در سالهای ۱۹۲۰ و ۱۹۲۱ نوشت؛ اثری که امروز از پیشگامان رمان دیستوپیایی مدرن به شمار میآید. زامیاتین پیش از انقلاب بلشویکی به سبب فعالیت سیاسی با حکومت تزاری درگیر و چند بار بازداشت و تبعید شده بود، اما پس از انقلاب نیز استقلال فکری خود را حفظ کرد و به محدود شدن آزادی هنری اعتراض داشت. ما در اتحاد شوروی اجازه انتشار نیافت و نخستینبار در دهه ۱۹۲۰ در خارج از کشور و در ترجمه منتشر شد. متن کامل روسی رمان نیز سالها بعد در خارج از شوروی انتشار یافت. خود زامیاتین سرانجام در ۱۹۳۱ با اجازه استالین شوروی را ترک کرد و سالهای پایانی زندگیاش را در پاریس گذراند.
اهمیت ما فقط در تقدم تاریخی آن نیست. بسیاری از عناصری که بعدها با دیستوپیای قرن بیستم پیوند خوردند – دولت تمامیتخواه، نظارت فراگیر، حذف حریم خصوصی، مهندسی رفتار انسان و تعارض فرد با جمع – در این رمان صورتی منسجم پیدا کردند. تأثیر ما بر سنت بعدی دیستوپیا، بهویژه در نسبت با ۱۹۸۴ جورج اورول، بارها مورد توجه قرار گرفته است؛ خود اورول نیز در سال ۱۹۴۶ درباره رمان زامیاتین نوشت. ما از این نظر در کنار آثاری چون دنیای قشنگ نو آلدوس هاکسلی و ۱۹۸۴ یکی از متون بنیادی دیستوپیای مدرن است.
شهری شیشهای که در آن «من» باید به «ما» تبدیل شود
داستان در آیندهای دور و در «دولت واحد» میگذرد؛ جامعهای محصور که نظم و محاسبه بر همه جنبههای زندگی آن حاکم است. شهروندان به جای نام با شماره شناخته میشوند، زندگی روزانه آنان بر اساس جدول زمانی دقیقی تنظیم شده و معماری شیشهای شهر امکان نظارت تقریباً دائمی را فراهم میکند. در رأس این نظام «نیکوکار» قرار دارد؛ حاکمی که نظم موجود مشروعیت خود را از او میگیرد. آزادی در این جامعه نه یک ارزش، بلکه سرچشمه آشفتگی و بدبختی تلقی میشود و خوشبختی قرار است از راه حذف انتخاب فردی به دست آید.
راوی، D-۵۰۳، ریاضیدان و مهندس سازنده سفینهای به نام «انتگرال» است. مأموریت سفینه آن است که دستاوردهای دولت واحد و نظم آن را به جهانهای دیگر ببرد. D-۵۰۳ نیز یادداشتهایش را با همین روحیه آغاز میکند: میخواهد عقلانیت و کمال جامعه خود را ثبت کند. اما آشنایی با زنی به نام I-۳۳۰ نظم ذهنی او را مختل میکند. میل، عشق، تخیل و تردید وارد زندگیای میشوند که قرار بود مانند یک معادله ریاضی قابل محاسبه باشد. بهتدریج چیزی در D-۵۰۳ شکل میگیرد که دولت واحد برای محو کردنش بنا شده است: «من» در برابر «ما».
همین پیرنگ، زمینه اصلی یکی از مهمترین شگردهای روایی زامیاتین را فراهم میکند.
راویای که به نظام ایمان دارد
در بسیاری از داستانها، راوی واسطهای است که به کمک او جهان داستان را میشناسیم. اما اگر همین واسطه خودش شناخت ناقصی از جهانی داشته باشد که برای ما تعریف میکند چه اتفاقی میافتد؟
K. Shanmuga Sundara Raj در پژوهش خود درباره تکنیکهای روایی ما، قالب اولشخص و شکل یادداشتهای روزانه را از عناصر مهم ساختمان رمان میداند. انتخاب D-۵۰۳ بهعنوان راوی سبب میشود جهان دولت واحد را نه از چشم قربانی آگاه یا مخالف حکومت، بلکه از منظر یکی از شهروندان وفادار آن ببینیم.
D-۵۰۳ در آغاز دلیلی برای پنهان کردن ماهیت نظام ندارد؛ مسئله این است که اساساً آن را سرکوبگر نمیبیند. نظم ریاضیاتی، محدودیت آزادی و تابع شدن فرد در برابر جمع برای او نشانههای تمدناند.
در اینجا زامیاتین تناقض روایی مهمی ایجاد میکند: راوی تنها منبع مستقیم شناخت ما از این جهان است، اما خودش محصول همان نظامی است که باید آن را برای ما توضیح دهد.

وقتی خواننده از راوی جلو میزند
در نتیجه، خواننده خیلی زود درمییابد که نباید هر تفسیر D-۵۰۳ از جهان را عین واقعیت تلقی کند. او ممکن است از نظم و خوشبختی سخن بگوید، اما جزئیاتی که ثبت میکند معنای دیگری را به ذهن خواننده متبادر میکنند.
فاصلهای میان آنچه راوی میبیند، آنچه درباره دیدههایش فکر میکند و آنچه خواننده از آنها درمییابد شکل میگیرد.
راج این ویژگی را در پیوند با «راوی نامعتبر» بررسی میکند. روایت از صافی ادراک، باورها و حالات متغیر D-۵۰۳ میگذرد و خواننده ناچار است درباره اعتبار برداشتهای او داوری کند. این تکنیک خواننده را از دریافتکننده منفعل اطلاعات به مشارکتکننده در ساختن معنای داستان تبدیل میکند.
نکته مهم این است که نامعتبر بودن D-۵۰۳ الزاماً از دروغ گفتن او ناشی نمیشود. او بسیاری از مواقع صادقانه آنچه را باور دارد بیان میکند. محدودیت در جای دیگری است: راوی نمیتواند چیزی را که نظام فکریاش هنوز امکان تصور آن را به او نداده، بهدرستی بشناسد.
بنابراین گاهی خواننده پیش از خود D-۵۰۳ درمییابد که چه اتفاقی در ذهن او در حال وقوع است.
شکاف در زبان
اما راوی ثابت نمیماند. ورود میل، تخیل، عشق و تردید به زندگی D-۵۰۳ فقط عقاید او را تغییر نمیدهد؛ شیوه روایت کردنش را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
راج در بررسی تکنیکهای ما به تناقضها و گسستگی روایت توجه میکند. نثر D-۵۰۳ که میکوشد مانند جهان ریاضیاتی مورد ستایشش دقیق و منظم باشد، بهتدریج از حفظ همان نظم ناتوان میشود. تجربههایی پدید آمدهاند که زبان سابق او برای بیانشان کافی نیست.
این تغییر اهمیت زیادی دارد. اگر زامیاتین فقط مینوشت «D-۵۰۳ دچار بحران شد»، ما اطلاعاتی درباره شخصیت دریافت میکردیم. اما وقتی بحران وارد ساختار جملات، تناقضهای روایت و نحوه ثبت تجربه میشود، خود زبان به صحنه بحران تبدیل میشود.
از این منظر، فرم دفتر خاطرات انتخابی تعیینکننده است. D-۵۰۳ هنگام نوشتن نه فقط جهان بیرون، بلکه ناخواسته تحولات درونی خودش را نیز ثبت میکند. نوشتهای که قرار بود سند عقلانیت دولت واحد باشد، کمکم به سند فروپاشی یقین راوی تبدیل میشود.
از «ما» به «من»
در آغاز رمان، D-۵۰۳ مینویسد تا از نظام دفاع کند. اما عمل نوشتن پیامدی دارد که او پیشبینی نکرده است. برای ثبت جهان باید آن را مشاهده کرد؛ برای نوشتن درباره احساس باید آن را به رسمیت شناخت؛ و کسی که قلم به دست گرفته تا درباره «ما» بنویسد، ناگزیر یک «من» است.
اینجاست که تکنیک روایت و مضمون سیاسی رمان کاملاً به هم میرسند.
دولت واحد میکوشد فرد را در جمع حل کند، اما رمان در قالب یادداشتهای شخصی یک فرد نوشته شده است. حکومت خواهان نظمی بدون تناقض است، در حالی که روایت D-۵۰۳ روزبهروز متناقضتر میشود. نظام میخواهد تخیل را مهار کند، اما خودِ نوشتن فضایی برای ظهور تخیل فراهم میآورد.
از این رو، شگردهای روایی ما را نمیتوان تزئینات فنی جدا از مضمون رمان دانست. روایت اولشخص، یادداشت روزانه، تناقض، گسستگی و نامعتبر بودن راوی همگی با مسئله فردیت، نظارت و مقاومت پیوند میخورند. این همان نکتهای است که پژوهش راج بر آن تأکید دارد.
کنترل اطلاعات، از مضمون تا فرم
شاید یکی از دلایل اهمیت ما برای تاریخ دیستوپیا همین باشد. زامیاتین فقط جامعهای را تصور نمیکند که در آن قدرت بر رفتار شهروندان نظارت دارد. او نشان میدهد قدرت میتواند شیوه دیدن، اندیشیدن و حتی روایت کردن واقعیت را نیز شکل دهد.
کنترل اطلاعات در اینجا فقط به این معنا نیست که حکومت چیزی را مخفی میکند. مسئله بنیادیتر است: اگر نظام سیاسی بتواند زبان، مفاهیم و افق تجربه فرد را شکل دهد، ممکن است انسان حتی برای شناخت آنچه بر او میگذرد ابزار کافی در اختیار نداشته باشد.
به همین دلیل رابطه میان راوی و خواننده در ما اهمیتی فراتر از یک بازی ادبی پیدا میکند. D-۵۰۳ آنچه را میبیند برای ما ثبت میکند، اما همیشه معنای دیدههایش را نمیداند. خواننده باید از میان تناقضها و شکافهای روایت به چیزی برسد که راوی هنوز قادر به بیان روشن آن نیست.
به این معنا، خواندن خود به عملی علیه محدودیت اطلاعات تبدیل میشود: خواننده باید آن سوی روایت رسمی را ببیند، میان واقعیت و تفسیر راوی فاصله بگذارد و معنایی را بازیابد که زبان مسلط قادر به بیان آن نیست.
و شاید این یکی از ماندگارترین درسهای روایی ما باشد: در جهان دیستوپیایی، مسئله فقط این نیست که چه کسی حق سخن گفتن دارد؛ مسئله این است که چه کسی هنوز قادر است آنچه را بر او میگذرد بشناسد و روایت کند.
پانویس
این مطلب بر اساس مقاله “A Study on Narrative Techniques in We by Yevgeny Zamyatin” نوشته K. Shanmuga Sundara Raj، منتشرشده در Journal of Language and Linguistic Studies، جلد ۱۷، شماره ۴، سال ۲۰۲۱، ترجمه، تلخیص و بهصورت آزاد برای انتشار به زبان فارسی بازنویسی و تنظیم شده است. اطلاعات تکمیلی درباره زامیاتین و رمان ما برای آشنایی خواننده فارسیزبان به متن افزوده شده است.
مقاله اصلی و متن کامل پژوهش درباره شگردهای روایی «ما»
در همین زمینه:








