محمد آشور: جورِ دیگرِ دلتنگی

محمد آشور، پوستر: ساعد

محمد آشور؛ متولد ۱۲ آبان ۱۳۵۱ در شهرستان کرج، عضو پیوسته انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران.
همکاری با ماهنامه­‌ی «معیار»
عضویت در تحریریه و سرویس ادبی ماهنامه‌ی «نامه» طی سال­‌های ۸۴ و ۸۵
دبیر بخش شعر سایت «خرابات»
دبیر بخش ایران سایت بین‌المللی «ماه و هور»
عضو شورای سردبیری ماهنامه‌ی «آناهید»
مسؤول صفحات شعر ماهنامه «انشا و نویسندگی»
دبیر بخش شعر و ادبیات ماهنامه­‌ی «قلمیاران»
و در حال حاضر دبیر بخش شعر سایت ادبی «پیاده‌رو»
آثار منتشر شده:
این همه رد پای تو تا کجاست که می‌رود، نشر شولا، ۱۳۸۰
خیس حرف‌های دوباره‌ام، انتشارات داستان‌سرا، ۱۳۸۲
من اینم از خودم –درست شنیدی! -، انتشارات داستان‌سرا، ۱۳۸۲
یک سیب در سه دیس، انتشارات داستان‌سرا، ۱۳۸۷
نت‌ها به ریل، انتشارات داستان‌سرا، ۱۳۹۲
من قصد کرده‌ام که می‌آیی… شایدتر از همیشه، نشر شانی، ۱۳۹۴

من برای تو طور دیگری دل‌تنگم

دیر نیست از من وقت‌هایی

که شانه‌های توانایی داشتم

و می‌توانستم

در آن غروب‌های خونین‌تری را تاب بیاورم

غم‌های قابلِ گفتن

               بی‌که زنگوله‌ای در باد در صدایم بلرزد

نگفتنِ اندوه‌های قابل گفتن

حتا با چشم‌ها؛

در سکوت، زیرِ سه تابوت رفتن

                                در یک روز

و نگفتنِ این‌ با کس

             که دو خواهرم بودند

                                و یک برادرشان

حالا ولی دلم شیشه‌‌ای کاغذی‌ست

به تلنگری از واژه‌ای پرت

                   شکسته و پاره‌ست!

چشم‌هایم را ببین چه کرده‌ای با من!

منی که زمانی

         تنها اویی را دوست می‌داشتم

                                       که دوستم داشت

حال با کدام رو بگویم

     که جهان از هرسو تنگ گرفته وُ من

         اما در این میان

              تنها دل‌تنگ کسی هستم

                   که فقط خاطره‌اش گرم است!

[وقتی که برادرانم گرسنه وُ صاعقه‌اند

که خواهران من گرسنه وُ رعدند

که مادران گرسنه وُ ابرند

که پدران گرسنه وُ شرمند

که شهر طوفانِ آتش است

که قلاده از گزمه گشوده‌اند

که کفتاران کف بر دهانِ هار دارند

که گلّه‌ی گلوله‌ بی‌چوپان…

که خونِ خیابان “شعر” است

وُ نان از دهانِ وامانده جامانده

دلتنگی، برای او که از تو عبوری سرد کرده

از کجای قصه می‌آید؟!

ای “این شعر” در من بمیر!]

عَشَقه در مشت می‌فشرم

گزنه در مشت

دست‌هایم را ببین چه کرده‌ام با من!

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی