ادبیات تبعید

از ما

میزگرد: از «انقلاب مینا» تا «انقلاب ژینا»

«انقلاب مینا» نوشته مهرنوش مزارعی دو روایت در دو جهت مختلف را رقم می‌زند: انقلاب اسلامی و انقلاب مینا. اولی مصادره‌ای، دومی اکتسابی و به جبر فراز و نشیب‌های زندگی. پیمان وهاب‌زاده، خالد رسول‌پور و شهریار مندنی‌پور با حضور نویسنده این اثر را بررسی کرده‌‌اند.

ادامه مطلب »
از ما

رضا علامه‌زاده: مدتی این مثنوی تاخیر شد!

قصه‌های زندگی ساکنان خانه سالمندان اما دنیای خودش را در کتاب دارد، قصه‌ی آدم‌هائی که به تعبیر زیبای نویسنده: “از یک جائی به بعد” دیگر بزرگ نمی‌شوند، پیر می‌شوند. “از یک جائی به بعد” دیگر خسته نمی‌شوند، می‌بُرند.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد دهان خاموش (رمان)، بخش دوازدهم

بانو خوشحال است که بیش‌تر شبیه پدر هستم. نمی‌نویسم دلم می‌خواست شبیه خواهر باشم و چشم‌های کوچکم و گونه‌های برآمده‌ام به مادر رفته است. بانو انگار که خوشش نیامده باشد جلو عکس پدر پشت به من می‌ایستد.

ادامه مطلب »
از ما

حسین رحمت: تمنای باد

برادر مینا، توی ایوان مشرف به حیاط، بساط را مهیا کرده بود. تا آمدم بنشینم بلند شد به احترام. توی این روز و شب‌های ملال‌آور، کمک حالم بود و از اینکه به چنین سرانجامی رسیده‌ام ناراحت بود.

ادامه مطلب »
از ما

امید فلاح‌آزاد: صدای بی‌صدا

«اینجا در واترتاون همه «زخم انار» را دم می‌گیرند. ولی خوب بود از پیش به دوست و رفقا می‌گفتی که دارد پخش می‌شود. یکی مثل سونیا توقع داشت بداند. می‌رود و می‌آید و «وارتگزِ خودمان» از دهانش نمی‌افتد. من گفتم دست کم به جای انار عکس خودت را روی یوتیوب بگذارند.

ادامه مطلب »
از ما

کوشیار پارسی: مُشک و گِل

مریم سرزنده، زیبا و کُشنده بود – آخری به ویژه برای من و جیب ِ من. پستان‌هاش، دو کیسه‌ی پر و پیمان، بیش‌تر برای مکیدن تا کدام لذت ِ بزرگ‌سال دیگر و انگشت‌هاش بیشتر برای مشت و مال خمیر ِ تن و نوازش نرم در گرفتن زندگی به زیر ِ دست‌هاش. هنرهاش بی‌اندازه بود و توانایی‌هاش کم‌نظیر.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد دهان خاموش (رمان)، بخش یازدهم

دم‌ دمای غروب است. بوی عطر بانو در مشامم می‌پیچد و احساس گرسنگی می‌کنم. دست از نوشتن می‌کشم و صندلی چرخدارم را به طرف پنجره‌ی آشپزخانه هدایت می‌کنم. دلتنگ روزهایی‌ام که پشت پنجره‌ی آشپزخانه می‌نشستم و منتظر می‌شدم تا مادر برایم غذا بیاورد.

ادامه مطلب »
از ما

ناخدا بانو یا تثلیث جادو – در گفت‌وگوی حسین نوش‌آذر با منصور کوشان

«تثلیث جادو» یا «ناخدابانو»، به رغم صفحه‌های کمش، رمانی است با حجم بسیاری از حادثه‌ها و شخصیت‌ها. تمام شخصیت‌ها و عنصرهای آن، بر مبنای سه کانون موازی، قرینه و متضاد با هم، با یکدیگر در ارتباط تنگاتنگند و هر کدام، اگر من دیگری نباشند، مکمل دیگری‌اند.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد دهان خاموش (رمان)، بخش هفتم

می‌نویسم برای این که نمی‌خواهم جلو بانو لخت لخت باشم. ناراحت می‌شود. می‌نویسم: “حمام رفته‌ام” و لباس‌هایم را می‌پوشم و می‌روم به اتاقم و روی تختخواب دراز می‌کشم. پزشک دنبالم می‌آید و می‌گوید: “از فردا می‌توانی روی صندلی چرخدار بنشینی و به تنهایی هر جا خواستی بروی.”

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش ششم

آسایشگاه مثل همه‌ی غروب‌ها ساکت و آرام است. روی صندلی‌ چرخدارم می‌نشینم و به پشت پنجره می‌روم. از تماشای هوای گرگ و میشی که در پشت آن سرخی‌ کم‌رنگی موج می‌زند لذت می‌برم. احساس می‌کنم سرانجام باز مادر و خواهر را خواهم دید و جست و‌ جوهایم بی‌سرانجام نمی‌ماند.

ادامه مطلب »
از ما

کوشیار پارسی: آن‌چه می‌ماند

سرسختی ِ منصور کوشان در نوشتن را به هیچ روی نمی‌توان پُرکاری نامید. به هیچ روی نمی‌پذیرد زودگذر بودن ِ نوشتن از خود و نوشتن ِ خود را. سودازده است در نوشتن، تا یافتن ِ موسیقی ِ زندگی. در بیدار کردن ِ آنان که نه در خواب که به خُرناسه‌‌اند.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش پنجم

صدای آواز ماهی‌ها را نشنیده بودم. حتا فکر نکرده بودم که وقتی باران می‌آید ماهی‌ها می‌رقصند و دهانشان را باز می‌کنند تا دانه‌های باران را پیش از آلوده شدن به آب حوض بنوشند.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

شهاب موسوی‌زاده: «زمان دیرگذر» نوشته مهدی یحیوی

«زمان دیرگذر» دومین مجموعه داستانی مهدی یحیوی به تازگی توسط نشر دنا در هلند انتشار یافته و در ششمین نمایشگاه کتاب تهران بدون سانسور در لندن معرفی شده است. این کتاب شامل ده داستان بلند و کوتاه است.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

منصور کوشان: «شاهد» (رمان) – بخش دوم

استاد گفته بود که با هم برویم چایخانه. می‌خواست با صحاف حرف بزند. مدت‌ها پیش از اعدامش بود. بانو را هم دیدم. نپرسیدم برای چه کاری ‌آمده بود. می‌دانستم بنا به درخواست صحاف به چایخانه آمده‌‌ است.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش نخست

نشریه ادبی بانگ با اجازه خانواه منصور کوشان، در قالب دوسیه‌ای که به این نویسنده آزادیخواه اختصاص دارد یکی از مهم‌ترین آثار او در تبعید را منتشر می‌کند: رمان شاهد: دهان خاموش. فصل اول این اثر سترگ را می‌خوانید:

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

۲ آذر: سالگرد درگذشت غلامحسین ساعدی در پاریس

غلامحسین ساعدی که در سال ۱۳۱۴ در تبریز در یک خانواده کارمندی متولد شد در جست‌و‌جویی مداوم برای شناخت ایران و مردمانش بود. او اما تبعید را نتوانست تاب بیاورد و ۳۶ سال پیش در چنین روزی در پاریس درگذشت. 

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

شعر «بانگ» زیر نظر علیرضا آبیز

ایده ما فعلاً این است که هر ماه شماره‌ای را به یک شاعر فارسی‌زبان اختصاص دهیم، نمونه‌هایی از آثار او را منتشر کنیم و سپس شعر او را در مقالات و جستارهایی به سنجش بگذاریم و در همان حال با او در گفت‌وگو قرار گیریم.

ادامه مطلب »
ادبیات عرب

بحث‌های هویتی پیرامون توفیق عبدالرزاق قرنح، برنده نوبل ادبی: ریشه‌های یک نویسنده پناهجو در کدام خاک است؟

شبکه الجزیره گزارش می‌دهد که نوبل ادبی ۲۰۲۱ در تانزانیا به یک بحث هویتی دامن زده است. بسیاری عبدالرزاق قرنح را شایسته دریافت نوبل ادبی می‌دانند، اما برخی جریان‌ها هم این بحث را پیش کشیده‌اند که تا چه حد می‌توان یک نویسنده پناهجوی دوتابعیتی را یک نویسنده تانزانیایی به شمار آورد؟

ادامه مطلب »