
صادق ممقلی، داروغه اصفهان: کشف یک شاهکار فراموششده – در گفتوگو با مهدی گنجوی
در این مصاحبه، مهدی گنجوی درباره رمان «صادق ممقلی: داروغه اصفهان یا شرلوک هلمس ایران» نوشته کاظم مستعانالسلطان صحبت میکند که آن را به انگلیسی

در این مصاحبه، مهدی گنجوی درباره رمان «صادق ممقلی: داروغه اصفهان یا شرلوک هلمس ایران» نوشته کاظم مستعانالسلطان صحبت میکند که آن را به انگلیسی

انتشارات آسمانا رمان «صادق ممقلی: داروغه اصفهان یا شرلوک هلمس ایران» نوشته کاظم مستعانالسلطان (هوشیدریان) را با ترجمه و مقدمه مهدی گنجوی منتشر کرد. این کتاب نخستین رمان کارآگاهی نوشتهشده به زبان فارسی است که برای نخستین بار در سال ۱۳۰۴ شمسی/۱۹۲۵ میلادی منتشر شده بود.

رمان «مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست» نوشتهی مهدی گنجوی با روایتهای چندگانه و فضاسازی نوآر، زندگی حاشیهنشینان تهران بهعنوان «امالقراء» اسلامی را در شبکهای از گناه، انتقام و حسرت به تصویر میکشد. این اثر، با بهرهگیری از چندصدایی باختینی و کاوش نابرابریهای شهری، پایتخت را بهعنوان فضایی خصومتآمیز نشان میدهد که شخصیتها را در چرخهای از خشونت و انزوا گرفتار میکند. پادکست حسین نوشآذر در معرفی این رمان را میشنوید:

سه شعر. سه لحظه تاریخی در زندگی فردی و اجتماعی ما. بیانیهای شاعرانه علیه مکانیسمهای دولتی برای «شیسازی» انسانها و حذف آنان از طریق بار کردن هویتی تحمیلی و کشندۀ امنیتی-ایدئولوژیک از مهدی گنجوی در یک بزنگاه تاریخی.

ژورنال فرهنگی شهرگان با همکاری نشر آسمانا، مراسم رونمایی از کتاب «مستیم و خرابیم کسی شاهد ما نیست»، اثر مهدی گنجوی، نویسنده، شاعر، پژوهشگر و استاد دانشگاه تورنتو، برگزار میکند.

رمان «مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست» نوشته مهدی گنجوی با رویکردی پارودیک و در ژانر معمایی-جنایی، خواننده را در فضایی چندلایه و پرتعلیق غرق میکند که از بازنمایی صرف واقعیت فراتر رفته و با خلق شخصیتهای منحصربهفرد و جزییات دقیق، لذت خواندن را به هدف اصلی بدل میکند. این اثر، که از بوف کور تا بهرام صادقی ارجاعاتی طنزآمیز دارد، با ابهامهای حسابشده و پلات پستمدرن، خواننده را به چالش میکشد تا بدون تفسیرهای سنتی در لذت کشف داستان غوطهور شود.

انتشارات آسمانا نوول دیستوپیایی «۵۶ درجه» نوشته حسین نوشآذر را در جلسهای با حضور مهدی گنجوی، مریم رئیسدانا و رعنا سلیمانی و نویسنده کتاب به بحث گذاشت. این جلسه که بیش از یک ساعت به درازا کشید در زوم برگزار شد. فیلم آن را میبینید:

این گفتوگوی داستانی، با بازیگوشی هوشمندانهای مرزهای خلاقیت انسان و ماشین را محک میزند. نویسنده با دستکاری مداوم دستورات (از طنز قاجاری تا کافکایی و هدایتوار)، نهتنها توانایی چتجیپیتی در تقلید سبکها را عیان میکند، بلکه تناقض ذاتیاش را هم برملا میسازد: هوش مصنوعی میتواند «صدای» هدایت را جعل کند، اما هرگز «خونریزی قلم» او را ندارد.

«مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست، یک تریلر اجتماعی و داستانِ گذشته و حالِ جمعی مست، و خراب در ایرانِ دهه هشتاد و پیش از آن است. هر کدام از آنها کارهایی در خلوت کردهاند. هر ماجرا و مکان گذشتههایی دارد و راویانی طرد شده کمکم آشکارشان میکنند. در همان حال که یک باریکهی خون هر راوی را دنبال میکند.»

بر خرابههایی میرقصم که اجسادش هنوز تفکیک نشده. هر کودک یک خسارتِ جانبیِ تازه به دنیا آمده است! یک میلیون آواره، عیش ما انقلابیونِ دورکار را منغص نمیکند!

انتشارات آسمانا به تازگی با ویرایش امیر کلان مهدی گنجوی و آنیسا جعفری لاله جوانشی مجموعه مقالات سمپوزیوم مطالعات زبان مکگیل در سال ۲۰۲۳ را با عنوان «زبان، انسان و جامعه: ادبیات و زبانهای اقلیت در ایران» منتشر کرده است.

«نجواهای واحه: سراب شاعرانهی لیکو»، کتابیست به انگلیسی و محصول همکاری یک مردمشناس-شاعر (منصور علیمرادی)، یک شاعر و محقق دوزبانه (مهدی گنجوی) و یک پژوهشگر ادبیات انگلیسی-ایرلندی (امین فاطمی).

شمعت را منفجر کن! ـستارهها را میبینم که چشمک میزنند. ستارهها را منفجر کن! -آنجا، رعد و برق.-تخم چشمهایت را بیرون انداز! ـصدای شیرینِ امواج اقیانوس.

گنجوی ترجمه این اثر را ایفای سهم مختصری در زمینه پویاسازی شعر زیستبومی در فارسی معرفی میکند.

نشر آسمانا (تورنتو) مجموعه شعر تازهای از مهدی گنجوی را با عنوان «کهکشان خاطرهای از غروب خورشید ندارد» منتشر کرده است. شاعر دو شعر از این کتاب را در اختیار «بانگ» قرار داده است.

نشر آسمانا (تورنتو) مجموعه شعر تازهای از مهدی گنجوی را با عنوان «کهکشان خاطرهای از غروب خورشید ندارد» منتشر کرده است. بر اساس اطلاعیه

ترجمه دیگری از هزار و یک شب، به قلم اوحد بن احمد بلگرامی را معرفی میکنم. این ترجمه را میبایست دومین ترجمهی فارسی هزار و یک شب بعد از ترجمهی بزنجردی – که در سال ۱۸۱۴ به اتمام رسیده – دانست.

ایران امروز به چه زبانی گریه میکند؟ عربی؟ فارسی؟ ترکی؟ کُردی یا بلوچی؟ اؤز قانینی هانسی آسفالتدان توپلاییر؟ کوردوستاندان؟ خوزستاندان؟ بلوچستاندان؟ ئەمرۆ چۆتە بن کام ئاڵا؟ ژن؟ ژیان؟ نان؟ ئازادی؟

مجموعه شعر مهدی گنجوی با عنوان «غریبههایی که در من زندگی میکنند» منتشر شد. پیش از این بخشهایی از این مجموعه شعر در مجله «ناممکن» منتشر و در «تریبون زمانه» بازنشر شده بود.

ملافه از خار است. زن میگوید: «من با اندامهایم چند نفرم.» دوباره به سمت مرد میرود. مرد برای ادامه دادنِ خودش، نفس تازه میکند. خارها را که مرتب میکند، خارها او را مرتب میکنند.

محمد باقر خراسانی بزنجردی در دهه چهارم زندگیاش در حیدرآباد هند و به درخواست نماینده کمپانی هند شرقی در حیدرآباد هزار و یکشب را ترجمه کرد. مهدی گنجوی این نسخه را تصحیح کرده است.