ادبیات غرب

ادبیات غرب

بهروز شیدا: «زخمی که در قصه‌ها بماند» – نیم‌نگاهی به رَدِ نوستالژی در متنِ سخن‌رانی‌ی پاتریک مودیانو در برابر آکادمی‌ی نوبل

می‌خواهیم متن سخن‌رانی‌ی پاتریک مودیانو، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۴، در برابر آکادمی‌ی نوبل را بخوانیم. انگار می‌خواهیم در سخن‌رانی‌ی او تعریف زمان گذشته را جست‌وجو کنیم؛ رابطه‌ی خاطره و حسرت گذشته را؛ رابطه‌ی گریز از گذشته و بازگشت به گذشته را؛ رابطه‌ی خوانش گذشته و نوستالژی را.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

۲۰۰ سال با فلوبر و مادام بوواری‌اش

فلوبر بیشتر مایل بود یک شورشی در ازمیر باشد یا قوادی در رم باستان، شترچرانی در سیدی بوسیعید تونس، یا یک دزد دریایی در خلیج عدن، قایق‌رانی در رود نیل یا امپراطوری در شرق. برادران گنکور او را «تحصیلکرده وحشی» نامیده بودند. میشل فوکو از او به عنوان «استاد رویاپرداز» یاد می‌کرد.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

کوشیار پارسی «فرازهایی از زندگی لولو» نوشته آلمودنا گراندز را ترجمه می‌کند

لمودنا گراندز، نویسنده‌ی مهم و مورد احترام و توجه اسپانیا، متولد ۷ مه ۱۹۶۰ در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۱ درگذشت. فرازهایی از زندگی لولو نخستین رمان اوست که در ۱۹۸۹ منتشر شد: این رمان درباره‌ی نیاز تن‌کام‌خواهانه ‌پس از تقوای اخلاقی ریاییِ دوران دیکتاتور فرانکوست.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

۱۲۰ سال از درگذشت تولستوی گذشت

لئو نیکلاویچ تولستوی، از بزرگ‌ترین نویسندگان جهان در چنین روزی در ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ چشم بر جهان فروبست. ۱۲۰ سال از درگذشت او می‌گذرد و با این‌حال همچنان رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینای از رمان‌های مهم در جهان به شمار می‌آیند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

«شوروس»، رمان تازه پاتریک مودیانو، برنده نوبل ادبی: تلاش برای ایجاد وحدت و تناسب در زندگی

تلاش برای پی بردن به سرنوشت حقیقی فرد از مهم‌ترین درونمایه‌های مورد علاقه مودیانوست. «شوروس»، تازه‌ترین رمان مودیانو هم مضمون و بیان مشابهی با آثار قبلی نویسنده دارد.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

بحث‌های هویتی پیرامون توفیق عبدالرزاق قرنح، برنده نوبل ادبی: ریشه‌های یک نویسنده پناهجو در کدام خاک است؟

شبکه الجزیره گزارش می‌دهد که نوبل ادبی ۲۰۲۱ در تانزانیا به یک بحث هویتی دامن زده است. بسیاری عبدالرزاق قرنح را شایسته دریافت نوبل ادبی می‌دانند، اما برخی جریان‌ها هم این بحث را پیش کشیده‌اند که تا چه حد می‌توان یک نویسنده پناهجوی دوتابعیتی را یک نویسنده تانزانیایی به شمار آورد؟

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

«راز ناخدا» نوشته گاستون لورو در «بانگ نوا»- ماکان انصاری: داستان‌های وحشت، با نیروهای عظیم‌تر از توانایی انسان رابطه برقرار می‌کنند

ادبیات وحشت در اروپا با رمانتیسم خویشاوند است و تحت تأثیر جنگ‌های ناپلئون و بحران هویت بعد از انقلاب صنعتی و برای به بیان درآوردن سویه‌های اهریمنی انسان شکل گرفت.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

تری ایگلتون: «آیا زنان متفاوت می‌نویسند؟»، به ترجمه علی لاله‌جینی

پرسش پیچیده‌ای که بسیار طرح می‌شود و در نظریه‌ی ادبی‌ فمینیستی مورد بحث قرار می‌گیرد، این است که آیا نوعی نوشتن زنانه وجود دارد؟ آن گونه که ما فهمیده‌ایم زبان نشانه‌ای کریستوا مخصوص زنان نیست.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

جلال رستمی گوران: «وزارتخانه رؤیاها»ی هنگامه یعقوبی فراه

«وزارتخانه رؤیاها» نوشته هنگامه یعقوبی فراه اخیراً به زبان آلمانی توسط Aufbau از ناشران معتبر آلمانی، راهی بازار کتاب آلمان شده و مورد توجه رسانه‌های آلمانی‌زبان قرار گرفته است.   نگاهی به این کتاب با توجه ویژه به نویسنده آن.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

جویس کرول اوتس: «ماهیت داستان کوتاه من» – به ترجمه عباس مخبر

ما به همان دلیل می‌نویسیم که رؤیا می‌بینیم، چون نمی‌توانیم رؤیا نبینیم، چون رؤیا دیدن در سرشت تخیل بشر جای دارد. آن دسته از ما که “می‌نویسند”، که آگاهانه واقعیت را آرایش می‌دهند و باز آرایی می‌کنند تا معانی پنهان آن را کشف کنند، رؤیابینانی جدی‌ترند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

جیمز وود: « کنوت هامسون، عادت به نامنتظرانه‌ها»، به ترجمه عباس شکری

در کتاب‌های گرسنگی (۱۸۹۰)، رازها (۱۸۹۲) و پان (۱۸۹۴)، نویسنده‌ی نروژی نوعی از مدرنیست در رمان را کشف کرد که با بکت به‌ پایان رسید. ارمغان او حاصل وضعیت گرگ و میش و تاریکی غروب در ادبیات است.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

قاتلی در ماه کامل: رمان منتشر نشده‌‌ای از جان اشتاین‌بک بیانگر رابطه خشونت‌های اجتماعی با جنایت – در انتظار انتشار

ان منتشر نشده‌ای در ژانر جنایی با عنوان «قاتلی در ماه کامل» از جان اشتاین بک، نویسنده شهیر آمریکایی در دانشگاه تگزاس وجود دارد که تاکنون کسی آن را نخوانده. یک پژوهشگر بریتانیایی که روی آثار اشتاین بک کار می‌کند از دانسگاه تگزاس خواسته است این رمان را در اختیار همگان قرار دهد.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

توماس مان: «مرگ»، به ترجمه رضا نجفی

آیا آن‌ موجود دوست‌ داشتنی‌ و بی‌نهایت‌ ظریف‌ را زیر آسمان‌ تابستانی‌ لیسبون‌ به‌ یاد می‌آوری؟ دوازده‌ سال‌ پیش‌ بود که‌ او، کودک‌ را به‌ تو سپرد و از دنیا رفت. در حالی‌ که‌ بازوان‌ لاغرش‌ به‌ دور گردنت‌ حلقه‌ شده‌ بود.

ادامه مطلب »