
نشر آسمانا رمان جدید «خانهای که میسوزد» نوشتهٔ رعنا سلیمانی را منتشر کرد. این رمان داستان زندگی بهرام، مردی سالخورده است که پس از سالها زندگی پرتنش با همسرش اقدس، در واپسین دم تصمیم میگیرد همراه خانوادهاش به کانادا نرود. اثر با نثری روان و چندصدایی، میان تهران و تورنتو، گذشته و حال، و ماندن و رفتن حرکت میکند و به موضوعاتی چون خانواده، مهاجرت، عشق، رنج و معنای واقعی خانه میپردازد.
رعنا سلیمانی نویسندهای ساکن استکهلم است. او در مارس ۱۹۷۶ در تهران متولد شد، در دانشگاه تهران اقتصاد خواند و از سال ۲۰۱۵ در سوئد زندگی میکند. سلیمانی عضو انجمن نویسندگان در تبعید و اتحادیه نویسندگان سوئد است. از آثار پیشین او میتوان به مجموعه داستان «لورکا در خیابان فرشته» (که داستان «هرتا» از آن جایزهای معتبر گرفت)، رمان «سندروم اولیس»، رمان پرفروش «زنده باد زندگی» دربارهٔ چهار زن زندانی و «یک روز با هفتهزارسالهها» اشاره کرد.

از منظر فلسفی، رمان «خانهای که میسوزد» به کاوش در مفهوم «خانه» به مثابهٔ یک مسئلهٔ وجودی میپردازد و آن را از یک مکان صرفاً جغرافیایی به عرصهای برای تنشهای هویتی و عاطفی تبدیل میکند. این اثر با بهرهگیری از تقابلهایی چون «ماندن در برابر رفتن»، «گذشته در برابر حال» و «عشق در برابر رنج»، نشان میدهد که «خانه» نه پناهگاهی آرام، بلکه فضایی سوزان برای کشمکش میان دلبستگی به ریشهها، جستجوی آزادی، و تحمل زخمهای خاطرات جمعی و فردی است.
این نگاه فلسفی، ادامهٔ طبیعی دغدغههای همیشگی رعنا سلیمانی در آثار پیشین اوست، بهویژه در رمان «سندروم اولیس» که به موضوعات دیاسپورا، هویتِ برآمده از مهاجرت، و تأثیر تاریخ سیاسی بر روانِ شخصیتها پرداخته است. سلیمانی در «خانهای که میسوزد» نیز بازتابی از جهانبینی خود را ارائه میدهد که در آن، «خانه» نه یک نقطهٔ ثابت، بلکه فرایندی پویا و پرتنش است؛ فرایندی که در جهانی آکنده از تغییر و گسست، همواره سوژه را میان خاطره، مکان، و رابطه با دیگران سرگردان نگه میدارد و او را به بازتعریف مداوم هویت خویش وامیدارد.
لینکهای تهیه کتاب و اطلاعات بیشتر:








