
در پژوهش «از قافیه تا قانون» (نشر آسمانا) سه مفهوم مشروطه، قانون، آزادی و مشابهاتش (یعنی مشروطیت، کنستیتوسیون، قوانین و لیبرته) از منظر ده شاعر دورۀ مشروطه یعنی ادیب پیشاوری، ادیبالممالک فراهانی، اشرفالدین حسینی گیلانی (نسیم شمال)، ایرج میرزا، عارف قزوینی، علیاکبر دهخدا، ملکالشعراء بهار، فرخی یزدی، ابوالقاسم لاهوتی و میرزاده عشقی بررسی شده است.
شعر یکی از زمینههای مهمِ هر دوره برای شناخت وضعیت اجتماعی و سیاسی آن است و تغییراتی که نسبت به قبل از مشروطه در واژگان و نحو زبان شعر مشروطه، با گرایشهای متعدد و بعضاً متضاد از یکدیگر، صورت گرفت، بررسی دقیقی را میطلبد که در بافت نحوی این آثار قابلِ مشاهده است و پیش از این توجه چندانی به آن نشده است؛ پژوهشهای شناختیِ اخیر نشان داده که بررسی بافت نحوی یکی از مهمترین روشهای رسیدن به جهانِ ذهنی و گفتمانهای متفاوت شاعران و نویسندگانِ یک دوره است.
شعر مشروطه در حوزۀ بهکارگیریِ نحو، همواره مورد نقد بسیاری از صاحبنظران قرار گرفته است، زیرا عموماً آن را از منظر دستور سنّتی نگریستهاند و حتی در همان دستور سنّتی نیز، پژوهشها بر آثار شاعرانی مثل ادیبالممالک فراهانی یا ملکالشعراء بهار متمرکز بوده است، و شعر شاعرانی مثل میرزاده عشقی و عارف قزوینی را همراه با انتقاد از ناهنجاریهای نحوی یاد کردهاند و شاید به همین دلیل، چندان پژوهشی دربارۀ ارتباط بافت نحوی این آثار با تفکر و نگرش آنها به مسائل پیرامون انجام نشده است. اما دیدگاههای جدیدی که با رویکرد شناختی در زیرمجموعۀ علومِ شناختی مطرح شده، به دستور نگاه دیگری دارد؛ از منظر بافت نحوی که یکی از مباحث مهم بوطیقای شناختی است، میتوان نحو عبارات و جملات را فارغ از قواعد سنّتی دستوری، از منظری توصیفی بررسی کرد؛ به این شکل که هر واژه یا عبارت زبانی یا جملۀ مرکب، چیزی جدا از ذهن و تجربههای فیزیکی انسان نیست، و از سوی دیگر هر کلمه یا عبارتی در بافتهای نحوی متفاوت، نشانگر معنا یا معانی ضمنی است که از یک طرف با ذهن و جسم و زیست انسان، و از طرف دیگر با برهمکنش اجتماعی مرتبط است. فهم شعر دورۀ مشروطه که چه در حوزۀ مسائل اجتماعی و سیاسی و چه در حوزۀ شعر، واجد تغییرات و تحولات فراوان است، درک تنوّع اندیشهها، تضادها و تناسبها بین شاعران مختلف، تبیین نگاه هر یک از این شاعران به جهان سنّتی و نو، چگونگی تقلید شاعران از گذشتگان یا نوآوریهای آنان و تغییراتی که در سیر شعر فارسی صورت دادند و نگرش فردی و اجتماعیِ آنان، همۀ اینها با دقت در بافت نحوی شعرهایشان و ارتباط بافت نحوی با انواع گفتمانهای ذهنی و اجتماعی آن دوره، امکان مییابد، عدم توجه به بافت نحوی متون ادبی، باعث میشود که بسیاری از تحلیل ها با سوگیری و قضاوتهایی خارج از متن ادبی انجام شود، یعنی به جای آن که خود اثر و زمینهای که در آن شکل گرفته و همچنین ذهنیت گویندۀ شعر بررسی شود، قواعد ادبی از بیرون بر آثار تحمیل میشود، به عبارت دیگر، بدون توجه به بافت نحوی و استخراج جهانهای ذهنی و گفتمانی از آن، نمیتوان بر شعر یک دوره، با شواهد متنی، بررسیِ دقیق انجام داد.

نشر آسمانا
این پژوهش سعی دارد به این پرسشها پاسخ دهد:
۱. جهانهای گفتمانی شاعرانِ دورۀ مشروطه، چه مفاهیمی از اجتماع و سیاست را در برمیگیرد؟
۲. شناخت شاعران دورۀ مشروطه دربارۀ مسائل اجتماعی و سیاسی آن دوره، چگونه در بافت نحوی شعرشان مفهومسازی شده و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند؟
۳. بر اساس بافت نحوی و معانیِ ضمنی یا صریح آن، و استخراج نظامهای گفتمانی از نحو کلام شاعران، چه دستهبندی جدیدی از شاعران این دوره (که حاصل نگاههای متفاوت آنها باشد نه حاصل پیشداوریهای سنّتی) قابل ارائه است؟
لانگاکر گفتمان را «کاربرد زبان» میداند. در میان مظاهر مختلف زبان و کارکردهایی که دارد، شعر از مهمترین آنهاست. میتوان زبان شعر را به دو سطح کلیدواژهها و ترکیباتی که شاعر به کار میبرد و نحو زبان تقسیم کرد، اما در همین زمینه لانگاکر این دو سطح را به شکل پیوستار میبیند… مفاهیم اجتماعی در قالب کلیدواژهها وارد شعر میشوند اما نگاه شاعر به آن مفاهیم عمدتاً از روی نحو زبان مشخص میشود. تقدم و تأخر نهاد و سایر ارکان جمله، وجه فعلها، حذف یا تکرار یک رکن نحوی از جمله مواردی هستند که نگرش شاعر را به مفاهیم و کلیدواژهها نشان میدهند.
مفاهیم اجتماعی سیاسی دورۀ مشروطه بسیارند که تا حدودی از دورۀ قبل از آن که با نام دورۀ بیداری یاد میشود، وارد ایران شدند، بعضی از این مفاهیم در ادبیات کهن ایران نیز وجود داشتند، اما در این دوره معنای جدیدی یافتند، مثلاً وطن نه فقط مفهوم زادگاه یا محل زندگی بلکه مفهومی مدرن و شامل تمامیت ارضی و جلوههای فرهنگی و سیاسی شد، یا آزادی نه فقط در معناهای آزادی از زندان دنیا یا معناهای عرفانی و معرفتی دیگری از این دست، بلکه تا حدی معناهایی چند جانبه و سیاسی پیدا کرد، مثلاً آزادی زنان از قید سنتها یا آزادی طبقۀ فرودست از قید استبداد حاکم و معانی دیگر. اما کلماتی مثل مشروطه، مشروطیت و قانون در معنای قانون مدنی و اساسی، کاملاً مفاهیمی نو بودند. در کنار آزادی و وطن و مشروطه و مجلس و غیره، مفاهیمی مثل طبقۀ اجتماعی، سوسیالیسم، جایگاه زنان، مسئلۀ حجاب، محدودیتهای سنتی زنان، آزادی بیان و مطبوعات، ظلمستیزی، یادکرد ایران کهن و غیره نیز در شعرهای دورۀ مشروطه با بسامد بالا دیده میشود. تمام این مفاهیم را که در نظر بگیریم و نگاهی کلی به شعر مشروطه و پیش از آن داشته باشیم، تفاوتی مشخص میبینیم. یکی از دلایلی که در شعر مشروطه گفتمانهای متعددتری نسبت به دورههای قبل داریم این است که شاعران به عنوان بخشی از کنشگران و متفکران آن دوره، با مفاهیمی جدید مواجه شدند که در حال تجربهکردن و تعریف و توصیف آنها بودند و طبیعی است که مثلاً مفهوم آزادی به معنای غربی و جهانی آن، برایشان کاملاً روشن نباشد.
مشروطه معادلی برای کلمۀ فرانسوی constitutionnel است که برگرفته از کلمۀ constitution به معنای قانون اساسی است، اولی در ایران با لفظ مشروطه و دومی با لفظ قانون اساسی وارد زبان فارسی شدند؛ به بیان دیگر مشروطه یعنی «طبق قانون اساسی»… بنا بر تعریف فرهنگ فارسی معین که در لغتنامۀ دهخدا به آن ارجاع داده شده، حکومت مشروطه یا دولت مشروطه، شیوهای از حکمرانی است که در آن مجلس شورا یا مجلس سنا، قوانین را وضع میکنند و دولت مجری آن قوانین است.
با توجه به این که مشروطه محدودیتهایی در اختیارات سلطنت ایجاد میکرده و از سوی دیگر، مجلس شامل نمایندگانی از مردم است که قانون وضع میکنند، از منظر مفهومسازی لانگاکر، مشروطه در رابطۀ برهمکنشیِ سه مفهوم حکومت یا سلطنت، قانون و مردم که آزادی انتخاب نمایندگان خود و انتقاد از وضعیت را دارند فهمیده میشود، یعنی دو مفهوم قانون و آزادی از نزدیکترین مفاهیم به مشروطهاند.
شاعران نیز که بخش مهمی از متفکران آن دوره را تشکیل میدادند، هر یک از این مفاهیم را در شعرهایشان با بسامد بالا به کار بردند که میتوان دیدگاه آنها را در دیوانشان جستجو کرد. خاستگاه اجتماعی و خانوادگی شاعران بسیار با هم متفاوت بود و یکی از دلایل تضارب آراء در این دوره همین است، ادیب پیشاوری که در اوایل عمرش، بر اثر درگیری نظامیان انگلیسی بعضی خویشاوندان خود را از دست داد، مخالف مشروطه بود و بیشتر تمایل به تبلیغ و تحسین سیاستهای آلمانِ آن دوره را داشت. ادیبالممالک فراهانی از خانوادهای متشخص از نظر طبقۀ اجتماعی برآمد و با وجود فراز و نشیبهایی که در زندگی و تأمین معیشت متحمل شد، از اطرافیان دربار و نزدیک به قدرت حاکم بود. اشرفالدین حسینی گیلانی معروف به نسیم شمال، از میان مردم برآمد و از همان منظر هم شعر گفت. ایرج میرزا از خاندان قاجار بود و با وجود بعضی شعرهای انتقادی، نگاهی بسیار متفاوت نسبت به شاعرانی مثل عارف قزوینی یا نسیم شمال داشت. عارف قزوینی از خانوادهای میانه از نظر اجتماعی بود اما با توجه به همراهی آثارش با موسیقی و آواز، شاعر بودنش در پیوند با مردم بیشتر از بقیه جلوه کرد. علیاکبر دهخدا نیز از قشر متوسط جامعه بود و ارتباطاتی هم با قشر روحانیت داشت و با وجود آنکه دیوانش حجیم نیست، شعرهای انتقادی مهمی را سرود. ملکالشعراء بهار که ملکالشعرایی را از پدرش به ارث برد، مثل بسیاری از شاعران به حامیان مشروطه پیوست و دورههای مختلفی از نظر سیاسی و ادبی طی کرد. فرخی یزدی هم از قشر متوسط (و شاید پایینتر از متوسط) برخاست و در شعرهایش بیشتر تقابل سرمایهداری و کارگری را توصیف کرد، ابوالقاسم لاهوتی هم از خانوادهای نسبتاً متوسط بود اما بعدها با پیوستن به جریانها و عقاید کمونیستی، شعرهایش محدود به همان حیطه شد و در نهایت میرزاده عشقی هم که از همین قشر متوسط جامعه بود، با نگاهی رادیکالتر از بسیاری شاعران دیگر، شعرهایی با انتقادات تند به اوضاع سیاسی و اجتماعی سرود. با این اوصاف، طبیعی است که شعرهای دورۀ مشروطه در توصیف و اشاره به رویدادها و مفاهیم جدید، بسیار متنوع و بعضاً متضاد از هم باشند.
مفاهیم فراوانی در دورۀ مشروطه وارد فرهنگ و اجتماع و سیاست ایران شدند اما برای تحدید و دقت بیشتر، سه مفهوم از مهمترین مفاهیم انتخاب شد؛ مشروطه، قانون، آزادی و مشابهاتش (یعنی مشروطیت، کنستیتوسیون، قوانین و لیبرته). سه مفهومی که به دلیل پیوندشان با امور سیاسی جدید تفاوت آراء شاعران را بیشتر نشان میدهند… اساس کار بر نحو و شیوۀ زبانیِ به کار رفته در شعرهاست، تا بدون پیشداوری و کلیگویی، با تکیه بر مصادیق شعری، بتوان نگاه شاعران و روابط عرضی آنان نسبت به مفاهیم مذکور را نشان داد. برای رسیدن به این هدف یک چهارچوب نظری دربارۀ نحو لازم است تا مشخص شود که هر کدام از مفاهیم در چه بستر نحوی ظاهر شدهاند. از میان دیدگاهها و روشهای متعدد دستورِ شناختی و بوطیقای شناختی، مدل کمینهگرای لانگاکر در نحو زبان که چهار ردۀ کانون توجه، برجستگی، تخصیص و چشمانداز را مد نظر دارد و در کنار آن، زنجیرۀ کنش نحوی که استاکول بر اساس مبانی نظری لانگاکر استخراج کرده و همچنین مبحث آمیزۀ مفهومی از فوکونیه و ترنر مناسب به نظر رسید. پس از بررسی بافت نحوی، نظامهای گفتمانی شاعران با هم مقایسه میشود تا به این پرسش پاسخ داده شود که چند گفتمان را میتوان جدا از هم دانست؛ ممکن است در یک گفتمان دو شاعر یا بیشتر قرار گیرند، و در یک گفتمان فقط یک شاعر حضور داشته باشد. هدف نهایی این است که پیوستگی و درک متقابل و گاه متضاد شاعران نسبت به مفاهیم زبانی و ادبی و اجتماعی با تمرکز به سه مفهوم مشروطه، قانون و آزادی مشخص و شرح داده شود. در نهایت دستهبندی جدیدی از شاعران این دوره ارائه شده است.
پی نوشت:
این کتاب که در تابستان ۱۴۰۵ از سوی نشر آسمانا انتشار یافت، برگرفته از رساله دکتری مریم جعفری آذرمانی با عنوان «جهانهای گفتمانی در بافت نحوی شعر شاعران مشروطه» است که به راهنمایی دکتر مهبود فاضلی و دکتر نسرین فقیه ملک مرزبان در ۱۴ اسفند ۱۴۰۰ در دانشگاه الزّهرا دفاع شده است.
لینکهای مرتبط:
- تهیه نسخه کاغذی از طریق لولو
- تهیه نسخه کاغذی از طریق آمازون
- مطالعه بیشتر به زبان فارسی
- مطالعه بیشتر به زبان انگلیسی








