منصور کوشان

از ما

منصور کوشان: شاهد دهان خاموش (رمان)، بخش دهم

روی دفتر یادداشت‌هایم، می‌نویسم: “کتاب، مشروب، خون” برای این که وقتی باغبان می‌آید برایش بنویسم کتاب‌هایم را از طبقه‌ی بالا پایین بیاورد، یکی دو بطری مشروب دم دستم بگذارد و از پزشک بخواهم که پرونده‌ی آزمایش خونم را برایم بیاورد

ادامه مطلب »
از ما

 منصور کوشان: شاهد دهان خاموش (رمان)، بخش نهم

تنها چیزی که در خانه بود و می‌توانستم با آن خود را تسکین بدهم مشروب‌های پدر بود. هر بار که سرفه می‌کردم و کف دستم پر از قطره‌های خون می‌شد و گلویم درد می‌گرفت یک بطر ودکا و یک استکان برمی‌داشتم و روی همان مبلی می‌نشستم که پدر عادت داشت بنشیند.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

سوءقصد به رشدی، فقط یک نمونه از حمله به نویسندگان – نظر منصور کوشان نویسنده فقید و آزادیخواه

منصور کوشان در گفت‌وگو با شهزاده سمرقندی وظیفه مردم نسبت به نویسندگانشان را یادآور می‌شود. کوشان می‌گوید: ما باید پیش از آنکه به این نهاد‌ها متوسل شویم، تحت هر عنوانی، خودمان فعال شویم.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد دهان خاموش (رمان)، بخش هشتم

چرخ‌های صندلی‌ام را به سرعت می‌چرخانم تا سریع‌تر خودم را به جایی برسانم که یقین دارم صدای مادر را شنیده‌ام. با این که بارها این کار را کرده‌ام و سرانجام جز بانو هیچ کس را ندیده‌ام باز وقتی صدای مادر، خواهر یا پدر را می‌شنوم بی‌تاب می‌شوم.

ادامه مطلب »
از ما

ناخدا بانو یا تثلیث جادو – در گفت‌وگوی حسین نوش‌آذر با منصور کوشان

«تثلیث جادو» یا «ناخدابانو»، به رغم صفحه‌های کمش، رمانی است با حجم بسیاری از حادثه‌ها و شخصیت‌ها. تمام شخصیت‌ها و عنصرهای آن، بر مبنای سه کانون موازی، قرینه و متضاد با هم، با یکدیگر در ارتباط تنگاتنگند و هر کدام، اگر من دیگری نباشند، مکمل دیگری‌اند.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد دهان خاموش (رمان)، بخش هفتم

می‌نویسم برای این که نمی‌خواهم جلو بانو لخت لخت باشم. ناراحت می‌شود. می‌نویسم: “حمام رفته‌ام” و لباس‌هایم را می‌پوشم و می‌روم به اتاقم و روی تختخواب دراز می‌کشم. پزشک دنبالم می‌آید و می‌گوید: “از فردا می‌توانی روی صندلی چرخدار بنشینی و به تنهایی هر جا خواستی بروی.”

ادامه مطلب »
از ما

قاضی ربیحاوی: «داوود» – یک داستان کوتاه برای منصور کوشان

کارِ من خواندن دیدن شنیدن و مراقبت از حریم هنرست که تا اطلاع ثانوی‌ها استعمالالات آن را هم ممنوع کرده‌ایم. به قول شما آنها توجه ندارند که اصل مبارزه است نه مماشات. مماشات. اجازه بدهید فرهنگ لغت همین‌جاست: باهم راه رفتن، مدارا کردن. با کی؟ با مهاجمین به فرهنگ اصیل ما. خیال کردم زیر دارید لب آواز می‌خوانید. ببخشید.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش ششم

آسایشگاه مثل همه‌ی غروب‌ها ساکت و آرام است. روی صندلی‌ چرخدارم می‌نشینم و به پشت پنجره می‌روم. از تماشای هوای گرگ و میشی که در پشت آن سرخی‌ کم‌رنگی موج می‌زند لذت می‌برم. احساس می‌کنم سرانجام باز مادر و خواهر را خواهم دید و جست و‌ جوهایم بی‌سرانجام نمی‌ماند.

ادامه مطلب »
از ما

کوشیار پارسی: آن‌چه می‌ماند

سرسختی ِ منصور کوشان در نوشتن را به هیچ روی نمی‌توان پُرکاری نامید. به هیچ روی نمی‌پذیرد زودگذر بودن ِ نوشتن از خود و نوشتن ِ خود را. سودازده است در نوشتن، تا یافتن ِ موسیقی ِ زندگی. در بیدار کردن ِ آنان که نه در خواب که به خُرناسه‌‌اند.

ادامه مطلب »
دوسیه

منصور کوشان، نویسنده آزاده و آزادیخواه – زیر نظر عباس شکری

منصور کوشان نه تنها یک نویسنده توانا و یک روزنامه‌نگار تحول‌آفرین که در وهله اول یک انسان آزاده بود که مانند گوهری در جامعه ادبی ایران می‌درخشید. او از کوشندگان سرسخت آزادی بیان در ایران بود.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش پنجم

صدای آواز ماهی‌ها را نشنیده بودم. حتا فکر نکرده بودم که وقتی باران می‌آید ماهی‌ها می‌رقصند و دهانشان را باز می‌کنند تا دانه‌های باران را پیش از آلوده شدن به آب حوض بنوشند.

ادامه مطلب »
از ما

روزبه جورکش: بازنماییِ «بمباران‌های تهران‌» در رمان «محاق» منصور کوشان

بمباران‌های تهران در این رمان با عشق بازنمایی می‌شوند. گویی راکت‌ها همزمان که خانه‌ها را هدف قرار می‌دادند، قلب‌ها را نیز نشانه می‌رفتند و در میانۀ‌ وضعیتِ قرمز، آژیر عشق بود که بلند می‌شد: عشق در پناهِ ویرانه‌های تهران.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش چهارم

خیلی از شب‌ها وقتی بانو می‌بیند از بی‌خوابی و نوشتن خسته شده‌ام پیشنهاد می‌کند کتابی را انتخاب کنم تا با صدای بلند بخواند. می‌داند که شنیدن صدایش خستگی را از تنم می‌برد. حتا بسیاری از وقت‌ها احساس می‌کنم دارم صدای خودم را می‌شنوم.

ادامه مطلب »
از ما

آزیتا قهرمان: «سفری دیگر می‌بایست» -نگاهی کوتاه به برخی اثرهای منصور کوشان

وجه مشترک آثار منصور کوشان شفافیت نثر، فکر روشن و توان استدلال فلسفی و شاعرانه است . در سرمقاله‌های سیاسی‌اش، این ویژگی، خود را به شکل توازن تحلیلی و نگاه گسترده و چند سویه نشان می‌دهد.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش سوم

از زیر سقف هم می‌دیدم که ماهی‌ها دهان‌های بازشان را زیر دانه‌های باران می‌گیرند. هیچ برگی در حوض نبود و به راحتی آن‌ها را تماشا می‌کردم که بانو آمد. شانه‌ها و جلو دامنش خیس شده بود.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

منصور کوشان: «شاهد» (رمان) – بخش دوم

استاد گفته بود که با هم برویم چایخانه. می‌خواست با صحاف حرف بزند. مدت‌ها پیش از اعدامش بود. بانو را هم دیدم. نپرسیدم برای چه کاری ‌آمده بود. می‌دانستم بنا به درخواست صحاف به چایخانه آمده‌‌ است.

ادامه مطلب »
از ما

علی نگهبان: کوشان؛ حضور روشن خرد

منصور کوشان در گستره‌ی ادب و فرهنگ فارسی حضوری چندسویه و تأثیرگذار داشت، دست کم از نیمه‌های دهه‌ی شصت خورشیدی. او رمان‌نویس، شاعر، نمایشنامه‌نویس، کارگردان، پژوهش‌گر، روزنامه‌نگار ادبی و ناشر بود.

ادامه مطلب »
از ما

جمشید برزگر: شهادتی بر زمانه‌ای که زیسته‌ایم – رمان «شاهد» نوشته منصور کوشان

رمان شاهد، شهادت ماست به زمانه‌ای ‌که ‌شاهدش بوده‌ایم و آن را زیسته‌ایم. عصیانی ‌است در برابر خاموشی ‌و فراموشی ‌تحمیلی آنها که ‌می‌خواهند جز صدای‌ خودشان صدای‌ دیگری ‌شنیده ‌نشود و جز روایت آنان از تاریخ، روایتی ‌برجای ‌نماند.

ادامه مطلب »
از ما

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش نخست

نشریه ادبی بانگ با اجازه خانواه منصور کوشان، در قالب دوسیه‌ای که به این نویسنده آزادیخواه اختصاص دارد یکی از مهم‌ترین آثار او در تبعید را منتشر می‌کند: رمان شاهد: دهان خاموش. فصل اول این اثر سترگ را می‌خوانید:

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

ویژه‌نامه منصور کوشان در نشریه ادبی «بانگ»

به زودی نشریه ادبی «بانگ» ویژه‌نامه‌ای در نقد و معرفی آثار منصور کوشان، نویسنده فقید آزادیخواه منتشر می‌کند. همراه با این ویژه‌نامه رمان «شاهد» نیز با اجازه خانواده کوشان در «بانگ» در چندین نوبت منتشر می‌شود.

ادامه مطلب »