
بانگنما: بیانیه «ما ادبیاتیها» – شهریار مندنیپور در مصاحبه با صدای آمریکا توضیح میدهد که چرا مبارزه با سانسور مهم است
شهریار مندنیپور در مصاحبه با صدای آمریکا با تمرکز بر بیانیه «ما ادبیاتیها» درباره اهمیت مبارزه با سانسور توضیح میدهد.

شهریار مندنیپور در مصاحبه با صدای آمریکا با تمرکز بر بیانیه «ما ادبیاتیها» درباره اهمیت مبارزه با سانسور توضیح میدهد.

خسته برگشتهای خانه. دیده ای که زدهاند و گرفتهاند و کشتهاند. آشوبی از انرژی خشم و انتقام، استیصال، امید و ناامیدی، اندوه، چه باید کردا، و… و… در دل و ذهنت برپاست… لحظۀ بدی و خجستهای است.

سارا با یک حرکت تند روسری را از سر میکشد و به سمت پیرمرد میاندازد. از میان عابران آن پیادهرو شلوغ، چند نفری که نگاهشان به این سمت است، ناباورانه، شعشعۀ سیاهِ گیسوانی آزاد شده را میبینند که مانند یک تجلی* است در بیداری روزمرگیشان.

در هر نشست، برحسب موضوع تکنیکی آن جلسه یک یا دو داستانِ الگو (برگزیده از داستانهای مطرح جهان) بررسی و شگرهای آنان تحلیل خواهند شد. همچنین در طول کارگاه، با یک رمان نمونه، ساختمان رمان(ترکیببندی)، فرم، گسترشها و مکان-زمان(جای-گاه) تدریس میشوند.

و نیمۀ شبانگاه، سال تحویل میشد. به تقویم نیاز نداریم ما که ساعت تحویل بدانیم. ارغوان میگوید به ما که آخرین تپشهای قلب زمستان کی است. پچپچۀ شبنم با کاهگل بام میگوید که کدام تپش خاک، آغاز بهار است.

در مقدمه این رمان مندنیپور با حافظ در گفتوگوست، اما در این جند قرن اخیر، در گفتوگو بین این دو نویسنده و شاعر شیرازی تاکستانهای فلات ایران بیانگور شده است. اشارهای به فرهنگ سترون در زمانه «سنگساریان»؟

دانشگاههای آمریکا چه امکاناتی را میتوانند برای نویسندگان سانسورزده ایرانی فراهم کنند؟ مهرک کمالی پاسخ می دهد.

داستان «سلطان گورستان» نوشته شهریار مندنیپور (در دوسیه کابوس قتل عام زندانیان سیاسی در نشریه ادبی بانگ) را اکنون میتوانید با صدا و اجرای نویسنده بشنوید.

دانشگاه کارولینای شمالی برنامهای را به گفتوگوی مهرک کمالی و شهریار مندنیپور اختصاص داد. این برنامه به زبان انگلیسی در روز شنبه ۲۹ ژانویه/ ۹ بهمن برگزار شد.

هوهوی باد چهار سلحشور خفته بر کنار چشمه را بیدار میکند . و ناگاه برف ـ دیوزادـ بر آنها میتازد. گفته شده بود که در این وادی درنگ نکنید . گفته شده بود که بادی از کوه فرو میوزد که شاخ و برگ درختان را میشکند و از ابری سیاه، برفی میبارد که راه ایران زمین را گممیکنید. کیخسرو شاه گفته بود اینها را و خود دیگر ناپدید بود.

همایش «آینه ایران» با حضور شماری از نویسندگان، منتقدان و پژوهشگران ایرانی وغیر ایرانی جمعه یکم اکتبر/ ۹ مهر در زوم برگزار میشود. این همایش از ۹ صبح تا ۴ بعد از ظهر به وقت محلی ادامه دارد.

پروندهای مختصر فراهم کردیم از برخی آثار که درباره فاجعه کشتار زندانیان سیاسی در نخستین دهه بعد از انقلاب پدید آمده – با این یقین که حتی گوشهای از حقیقت رنج انسان آزادیخواه، عدالتطلب و آرمانگرای ایرانی در بیان نیامده است.

میگویم: مارخ خانم! فقط قبر پسر شما که نیست، پسر من هم هست. مطمئنم همین اینجا بود. این بوته خاری هم که میگویید قبلنا نبوده، کاملا درست میگویید. منتها همین مدتی که نیامدهایم سبز شده.

نشر مهری در لندن کتاب تازهای از شهریار مندنیپور را منتشر کرده است: «راز» – یک افسانه تمثیلی درباره مفهوم «خانه».

تم اصلی «عقرب کشی» مسأله فقدان است. فقدان معشوق و معلولیت جسمانی در قالب یک رمان عاشقانه و یک رمان ضد جنگ. موضوعات مهم دیگری هم طرح میشوند: انقلاب، نهضت دانشجویی، نهضت چریکی، مسأله اتوریته و فروپاشی مشروعیت و سرانجام تبعیضهای قومی.

بنیاد ژاله اصفهانی در نظر دارد رمان «عقربکشی» نوشته شهریار مندنیپور را در جلسهای که به طور ویدیو کنفرانس در «زوم» برگزار میشود نقد و بررسی کند.

گفتوگو با یاد هوشنگ گلشیری شروع میشود، با بحثهای نظری به گفتوگو درباره «بشکن دندان سنگی را» راه می برد. برای بحث آخر، امید فلاح آزاد هم به جمع میپیوندد.

گفتوگوی صمیمانه و تفصیلی دو دوست، یکی جامعهشناس و دیگری داستاننویس که این بار امید فلاح آزاد هم به جمع ملحق میشود.

گفتوگوی صمیمانه و تفصیلی دو دوست، یکی جامعهشناس و دیگری داستاننویس که این بار به «سانسور یک داستانه عاشقانه ایرانی» میرسد.

بخش دوم گفتوگوی صمیمانه و تفصیلی دو دوست، یکی جامعهشناس و دیگری داستاننویس که با بحثهای نظری ادبی ادامه مییابد.

گفتوگوی صمیمانه و تفصیلی دو دوست، یکی جامعهشناس و دیگری داستاننویس. در پنج بخش.