ادبیات داستانی زنان

از ما

الهه جدیدی: «خانه، زن و مناسبات قدرت»: خوانشی روان‌کاوانه و فضایی از رمان «دستم نمی‌لرزد» نوشتۀ نگار علی اکبرزاده

خانه برای نیکا، راوی رمان «دستم نمی‌لرزد» نوشتهٔ نگار علی‌اکبرزاده، چگونه به فضای نظارت، خودسانسوری و ناامنی تبدیل می‌شود؟ الهه جدیدی با تکیه بر مفاهیم روان‌کاوانهٔ وینیکات و نگاه فضایی دورین مسی، پیوند میان مناسبات قدرت و سرکوب خواسته‌های نیکا را بررسی می‌کند؛ خوانشی که دوستی زنانه را امکانی برای شنیده‌شدن می‌بیند و در پایان رمان، استقلال و توانایی عمل را در برابر پرسشی تراژیک قرار می‌دهد.

ادامه مطلب »
هاله قادری
رویدادهای فرهنگی و هنری

آنچه از خلال ما می‌گذرد: گسستن او – گفت‌وگو با هاله قادری

چگونه عشق و آسیب از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند و چه امکانی برای تغییر الگوهای به‌ارث‌رسیده وجود دارد؟ هاله قادری در گفت‌وگو با مهدی گنجوی برای مجلهٔ آسمانا، از رمان «گسستن او» و پیوند مادری، آفرینش، حافظه و مهاجرت می‌گوید. او با توضیح استقلال صدای عروسکِ راوی، مرز مراقبت و کنترل و حضور عاطفی زبان فارسی، به تجربهٔ مینو نزدیک می‌شود؛ تجربه‌ای که در آن ایران و کانادا به دو نماد سادهٔ سرکوب و آزادی فروکاسته نمی‌شوند و نویسنده نیز ادعای نمایندگی همهٔ ایرانیانِ دیاسپورا را ندارد.

ادامه مطلب »
از ما

مریم کمانی: روضه‌ی آخر

در داستان «روضه‌ی آخر» نوشته مریم کمانی، بازگشت زنی مهاجر به خانه‌ی پدری برای فروش آن، خاطره خشونتی دیرپا را زنده می‌کند که در پس ظواهر مذهبی و مناسبات مردسالارانه پنهان مانده و سرنوشت یک خانواده را تباه کرده است. با این حال، وقتی که مینا به تصمیم می‌رسد، روزنه‌ای برای حفظ خاطره خواهر و تبدیل خانه‌ای آکنده از هراس و سوگ به مکانی برای زندگی گشوده می‌شود.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

لیلا تقوی: گذشته در بدن، حافظه و انتظار ادامه پیدا می‌کند

در تازه‌ترین برنامه «بانگ نوا» با لیلا تقوی درباره داستان «روز بیست‌وهشتم» گفت‌وگو کرده ایم؛ داستان زنی که پس از رابطه‌ای بدون محافظت، در انتظار نتیجه آزمایش، با ترس، شرم و خاطره روبه‌رو می‌شود. تقوی در این گفت‌وگو از زاویه دید خطابی داستان، جابه‌جایی جایگاه درمانگر و مراجع و حضور هم‌زمان گذشته، حال و آینده در ذهن و بدن راوی سخن می‌گوید.

ادامه مطلب »
از ما

لیلا تقوی: روز بیست و هشتم

در راهروی بخش عفونی، زمان از ساعت جدا می‌شود و به همان چیزی بدل می‌گردد که برگسون دیرند می‌نامید: لحظه‌ای درهم‌تنیده از شهود، شرم و انتظار. «روز بیست‌وهشتم» روایت زنی است که پس از یک هم‌آغوشی شتاب‌زده، میان آزمایش خون و خاطره، از خود می‌پرسد مرگ از کدام زخم آغاز می‌شود – از تن، یا از سکوت.

ادامه مطلب »
از ما

از تجربه تا تخیل- فریده سعیدی: آباژور خیال‌باف

راوی در میان لگن‌های آب و وایتکس، به دنبال هویت گم‌شده‌اش در لابه‌لای صفحات پاره‌شده کتاب‌هایش می‌گردد. داستانی از خشونت پنهان، هم‌ذات‌پنداری با یک شخصیت خیالی، و تصمیمی سرنوشت‌ساز برای بیرون کشیدن خود از زیر خاکسترهای یک زندگی مشترک.

ادامه مطلب »
از ما

شهلا شهابیان: جمعه

جمعه یک داستان کوتاه تأثیرگذار و روان‌شناختی است. نویسنده با مهارت، دنیای درونی یک زن را در مرحله‌ای حساس از زندگی به تصویر می‌کشد. داستان علاوه بر روایت یک جذابیت عاطفی، لایه‌هایی از نقد اجتماعی (فشارهای سنتی، زندگی دوگانه، رؤیت‌پذیری و پنهان‌کاری) را نیز در خود دارد. ابهام پایانی و تمرکز شدید بر دیدگاه اول شخص، از ویژگی‌های بارز اثر است که آن را برجسته می‌سازد.

ادامه مطلب »
مهرنوش مزارعی، پوستر: ساعد
از ما

مهرنوش مزارعی: آیا می‌شود تمام لکه‌های کثیف را پاک کرد؟

نویسنده در این متن، وسواس و تلاش بی‌پایان برای پاک‌کردن لکه‌های آشکار (ظاهری) را در تقابل با بی‌نظمی و آشفتگی درون (قفسه‌های بسته) قرار می‌دهد. حرف اصلی او نقد فرار از پرداختن به مشکلات درونی و عمیق، با مشغول‌کردن خود به نظم و پاکیزگی ظاهری و سطحی است.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

پونه بریرانی: داستان زنی که همه چیز را تمیز تمیز تمیز تمیز می‌کرد

این داستان بیش از آنکه روایتی خطی باشد، تک‌پرده‌ی شاعرانه‌ای است از فروپاشی تدریجی یک ذهن در انزوای محض. بریرانی در این اثر تأثیرگذار، وسواس فیزیکی «تمیز کردن» را به استعاره‌ای بدیع برای پاک کردن زخم‌های کهنه، تلاش برای نظم بخشیدن به هرج‌ومرج درون، و سرانجام تقلای نومیدانه برای ایجاد ارتباط با جهان بیرون تبدیل می‌کند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

گوشه‌های بانگ – گوشه سیزدهم: «پشت پرده‌ی شادی» نوشته ذکیه شهاب

«پشت پرده شادی»، عاشقانه‌ای است محکوم به شکست. داستان از عشق آغاز می‌شود و در خشم پایان می‌گیرد. نثر داستان -که به نثر کهن فارسی پهلو می‌زند- با گشودن دریچه‌ای غافلگیرکننده شروع می‌شود اما رنج، رنج عشق و فریبکاری معشوق ذره ذره، همچون نخ باریک تسبیح در تار و پود داستان جذب می‌شود تا خواننده همراه راوی انفعال را پس زند و قدم در راهی بگذارد که این‌بار نه عرف، نه خانواده، نه فرزند و از همه مهم‌تر، نه معشوق سابق، پیش پایش گذاشته‌اند.

ادامه مطلب »
از ما

ادبیات مهاجرت – رعنا سلیمانی: اینجا همه‌چی عادیه

تنهایی و انزوا در جامعه مدرن، تضاد خاطرات شیرین با واقعیت تلخ، جستجوی آزادی و رسیدن به پوچی، فاصله بین انسان‌ها و فقدان ارتباط و سرانجام نقش اجتماعی زنان و فشارهای جامعه از موضوعات این داستان خوش‌ساخت است. «اینجا همه‌چی عادیه» نوشته رعنا سلیمانی را با صدای آناهید و با موسیقی بابک بیات هم می‌توانید بشنوید.

ادامه مطلب »
از ما

فریده سعیدی: راه‌پله این خانه پنجره ندارد

این داستان به موضوعاتی مانند هویت فردی، محدودیت‌های اجتماعی و جست‌وجوی آزادی می‌پردازد. راوی – یک زن معلم فلسفه و خواننده آواز – در حال بررسی خانه‌ای جدید با مشاور املاک است. تمرکز او بر پنجره‌های تمام‌قد و دید باز، نمادی از نیازش به آزادی و ارتباط با جهان بیرون است. این خواسته در تضاد با دیدگاه عملی و مادی مشاور قرار می‌گیرد. این تقابل، تنشی اساسی در داستان ایجاد می‌کند: تقابل بین آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی، بین هنر و زندگی روزمره.
‎‌

ادامه مطلب »
از ما

مریم کمانی: ضیافتی درشاه‌نشین

درگیری اصلی داستان، جنگ درونی ناهید بین ماندن در یک ازدواج بی‌معنا و رفتن به سمت آزادی است. او از یک طرف به سنت‌های خانوادگی و ترس از طلاق وابسته است، و از طرف دیگر نمی‌خواهد تمام عمرش را در یک رابطه سرد و یکطرفه سپری کند. او چه تصمیمی می‌گیرد؟

ادامه مطلب »
از دست ندهید

از تجربه تا تخیل – هنگامه مظلومی: آب طلا

در این داستان طلایی که نماد ثروت است، به‌جای رهایی، به دیوانگی و فروپاشی روانی منجر می‌شود. به این ترتیب نویسنده با تبدیل تدریجی یک شیء مادی به هویتی روانی، استعاره‌ای چندلایه خلق می‌کند که هم کالایی شدن روابط انسانی را به تصویر می‌کشد و هم پیامدهای ویرانگر آن را. این ارتباط یکپارچه بین نماد و کنش داستانی، بدون نیاز به توضیح صریح، نظام سرمایه‌داری را به‌صورت یک تراژدی انسانی به نمایش می‌گذارد.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

گوشه‌های بانگ- گوشه یازدهم: «نقطۀ روز» نوشتۀ مریم رئیس دانا

نقطه‌ی روز در نگاه اول حکایت نامرادی زنی است در بی‌وفایی معشوق. معشوق/ همسر؛ مردی بوده که زندگی‌ زن در او تعریف می‌شده است. از اندرون اندوه و ملال راوی، نویسنده ما را به اندرونی دیگری می‌برد در خانواده‌ای دیگر با روابط غریب و دختر نوجوانی عاصی، پدری تازه درگذشته و مادری که گوش به غرولندهای دخترک نوجوانش بسته است تا خود را و او را و زندگی را سرپا نگه دارد همانطور که وقتی پدرش زنده بوده نیز همین کار را می‌کرده.

ادامه مطلب »
رویدادهای فرهنگی و هنری

مهرک کمالی: «پنجره‌ای به رنج‌های خاموش» یادداشتی بر رمان با «کی خداحافظی کنم اِما» نوشته‌ی عسل نورایی

«با کی خداحافظی کنم اِما» نوشته‌ی عسل نورایی اثری است دشوار و تکان‌دهنده، نه به دلیل پرداختن مستقیم به رویدادهای سیاسی و اجتماعی، بلکه به واسطه کندوکاو عمیق در تاروپود روابط انسانی و بازنمایی بی‌پرده‌ی رنج و ملال و مصائب زندگی روزمره.

ادامه مطلب »
از ما

گوشه‌‌های بانگ- گوشه دهم: «رنج متبرک» نوشته مریم پژمان

این داستان به چالش‌های زنان در مواجهه با انتظارات اجتماعی و شخصی می‌پردازد. سارا، شخصیت اصلی، با تصمیم دشوار بارداری برای خواهرش، مسئولیت‌های خانوادگی و فشارهای درونی خود را مدیریت می‌کند. او تلاش می‌کند تا بین احساس وظیفه، عشق به خانواده و نیاز به احترام به خود تعادل برقرار کند. داستان همچنین نشان می‌دهد که زنان چگونه در موقعیت‌های پیچیده، با حفظ آرامش و قدرت درونی، به دنبال تحقق اهداف بزرگ‌تر هستند، حتی اگر این به معنای تحمل رنج و نادیده گرفته شدن احساساتشان باشد.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

مهرنوش حدادی: دخمه

شخصیت اصلی، فردی منزوی و پریشان‌حال، درگیر با گناهان گذشته است. فضای داستان، که در محیط‌های بسته و تاریک مانند اتاق خواب و آشپزخانه جریان دارد، بازتابی از وضعیت ذهنی اوست: احساس خفگی، تنگنا و سردرگمی.

ادامه مطلب »
از ما

گوشه‌های بانگ- گوشه نهم: «خر داغ می‌کنند» نوشتۀ مریم مطلبیان

داستان تلاش زنی است از طبقات پایین اجتماع که برای رهایی از سلطه خانواده‌ی و زورگویی‌های مکرر پدر ترک خان و مان کرده تا روی پای خود بایستد. استقلال اقتصادی گرچه در ابتدای راه برای او راهی به رهایی بوده است ولی به‌مرور در جامعه‌ای که زن را زیبا و دلبر می‌خواهد، دوباره راه رهایی خود را در سلطه‌پذیری مردانه می‌داند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

سمیه کاظمی حسنوند: بخت سیاهِ ماهی

رودخانه خروشان و پرآبی بود و از کنار روستا می‌گذشت. کوله پشتی‌ام را روی زمین گذاشتم. بعد دست و صورتم را توی آب شستم. آب سرد بود و مثل تیغ صورتم را می‌خراشید. دم بهار بود اما هنوز برف در حاشیه دیوارها و حصارها، به چشم می‌خورد. شکوفه‌های هلو و گیلاس تازه ترکیده بودند. آفتاب گرمی روی سر درخت‌ها، چمنزارها و ساحل سنگلاخی رودخانه می‌تابید. تفنگ، روی دوشم بود. صدایی از پشت سرم بلند شد.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

جویس کرول اوتس: «سرماخوردگی خفیف» به ترجمه میترا داوودی

سال‌ها تلاش کرده بود صاحب فرزندی شود، اما این تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند و ازدواجش هم به شکست انجامید. البته شاید عبارت «به شکست انجامید» بیان درستی نباشد، زیرا او با اشتیاقی سوزان و — همان‌طور که برخی ناظران (از جمله شوهرش) اشاره کرده‌اند، با بی‌خردی تمام آرزوی داشتن فرزند را در سر می‌پروراند.

ادامه مطلب »