
کانون نویسندگان ایران (در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) در بیانیه مشترکی اعدامها در جمهوری اسلامی ایران را محکوم کردهاند. در این بیانیه نویسندگان یادآوری کردهاند که رژیم جمهوری اسلامی، بهعنوان بزرگترین مجری اعدام در جهان، با بهانههای واهی و پروندهسازیهای دروغین تحت شکنجه، روزانه چندین نفر از ایرانیان را اعدام میکند؛ این ماشین کشتار نه از روی قدرت، بلکه از سر هراس و ناتوانی در پاسخ به مطالبات معیشتی و اعتراضی مردم، بهویژه در شرایط جنگ، بمباران و سانسور شدید، شتاب گرفته است. این استمرار جنایت از ابتدای انقلاب تا امروز (از کشتار دهه شصت تا جنبش مهسا) ریشه در ماهیت استبدادی و واپسگرای این حکومت دارد که برای بقای ننگین خود از هیچ جنایتی رویگردان نیست. کانون نویسندگان ایران و انجمن قلم ایران در تبعید، با استناد به شعر سیف فرغانی («هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد») و منشور جهانی آزادی بیان، تأکید میکنند که تنها راه توقف این چرخه خون، ریشهکن شدن این رژیم و ایجاد همبستگی جهانی انسانهای آزاده برای به چالش کشیدن اقتدار پوشالی آن و امید به بهار آزادی است. بیانیه را میخوانید:
زندگانی، حق طبیعیِ انسان است. نه! به جانستانی!
در میان همهٔ کشورهای جهان، حکومت «جمهوری اسلامیِ» حاکم بر سرنوشتِ ایران، بیشترین اعدامها را اجرا کرده و میکند. بنا بر آمارهای منتشرشده، درصد بالای اعدامهایی که در جهان به وقوع پیوسته، در این رژیم واپسگرا و اسلامی صورت گرفته است. روشن است که بیشترینهٔ این کشتارهای حکومتی با بهانههایی انجام میگیرند که در اغلب کشورهای جهان، حتا جرم به شمار نمیآیند.
حکومت واپسگرا و اسلامی ایران، ناتوان از برآوردن خواستهها و پاسخگویی به نیازهای اساسی مردم، آسیمهسر، به سرکوب همهجانبهٔ هر گونه اعتراض روی آورده و نیروهای خود را در سطحی گسترده بسیج کرده است تا بر بقا و تداوم حیاتِ پلشتِ خود چند صباحی، بیفزاید. روزی نمیگذرد که جان چند هممیهن ما با اتهامهای واهی و پوچ، ستانده نشود.
از آغاز برپایی این حکومت، چرخهٔ اعدام از پشتبام مدرسه علوی و اعدام هنرمندانی مانند سعید سلطانپور به حرکت درآمد و روزبهروز بر شتاب آن با کشتارهای دههٔ شصت و نیز با ادامهٔ آن در دهههای هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی تا جنبش مهسا و نیز در این روزهای جنگ و ویرانی ناشی از بمبارانی که بر سر این مردم بیدفاع در جایجای کشور فرومیریزد، افزایش یافته است.
هماکنون بنا بر آمارهای جستهگریختهای که به سبب نبود اینترنت و سانسور آگاهیرسانی منتشر شده، در این رژیم پیشاتاریخی، روزانه چند تن از هممیهنان ما اعدام میشوند. دست یازیدن به این جانستانیهای برنامهریزیشده، در زمانی که کشور زیر بمباران همهروزه و نگرانی از ویرانی و جنگ به سر میبَرَد، نه نشانهٔ قدرت، که بازتاب هراس رژیم از اوجگیری خواستهای معیشتی مردم و ناتوانی در پاسخگویی به آن است، بهویژه در شرایطی که همۀ روزنههای آگاهیرسانی به بهانۀ جنگ بسته شده و مردم در چنگال ددمنشی حاکمیت اسیرند، باید برای توقف این ماشین کشتار با همۀ توش و توان از هر امکان و فرصتی برای افشاگری در مورد آن کوتاهی نورزیم. برای حکومت جمهوری اسلامی جان و مال مردم ارزشی ندارد و برای ادامۀ حیات ننگینش از هیچ جنایتی رویگردان نیست، از قتلهای حکومتی نویسندگان گرفته تا به بند کشیدن هر صدای آزادیخواهانه.
شیوهای که حکومتِ استبداد دینی در پیش گرفته است، پیشینهای دیرینه دارد. امروز نیز نشانههای فاجعهبارِ آن در سکوت خبری، قطع ارتباطات اینترنتی و نبود اطلاعرسانی شفاف، بهوضوح بازتولید شده است. حذف زندانیان بیدفاعی که در شرایطی ناهنجار بهسر میبرند، استمرار همان روش مزوّرانهای است که اکنون نیز در وضعیت جنگی برای اشاعۀ ترس و وحشت و جلوگیری از هرگونه برآمدِ اعتراضهای اجتمایی یرای به عقب راندن و سرکوب آن در دستور کار خود قرار داده است.
این قتلهای حکومتی همچنان رو به افزایشند. دادگاههای جعلی و نمایشی رژیم، همگی بدون حضور وکیل برگزار شده و این جنایتها، تنها با پروندهسازیهای دروغین و با اعترافهای اجباریِ گرفتهشده در زیر شکنجه و حتا بدون هیچ نگاهی به قانونهای قضاییِ خودِ رژیم، صورت گرفته و میگیرند.
این حکومت، درنمییابد که در جامعۀ ایران امروز، دیگر نمیتوان با تکیه بر سنتهای پیشاتاریخی و پوسیده، حکمرانی کرد. بنابراین، روشن است که چرخۀ شکنجه، اعترافهای اجباری، قتل و کشتار آزادیخواهان از سوی حکومت اسلامی متوقف نخواهد شد، جز با ریشهکن شدن آن.
بر همۀ ماست که اقتدار پوشالی و شکنندهٔ این رژیم اسلامی را به چالش گرفته و در جایجای جهان، همراه با مردمان آزاده که دل و جان در گرو شأن و کرامت انسان دارند، در اعتراضی همگانی، برای در تنگنا قراردادن آن بکوشیم. چنانچه این تلاشها با همبستگی جهانیِ انسانهای آزاده همراه شود، میتوان امیدی بهارگونه را در دل این جغرافیای اسیر در چنگال حکومت واپسگرای اسلامی و جنگافروزی جهانخواران زنده نگاه داشت. امیدا که این جرقههای همیاری جهانی با همتی همگانی در هم آمیزد و جوانههای زائیده از آن از میان خون و خاکستر به بار بنشیند و ثمری شود. تا که جلوههای این همیاری و همراهی را از همین امروز در جایجای جهان ملتهب ما، اینجا و آنجا، به گوش جهان برساند.
انجمن قلم ایران «در تبعید» و کانون نویسندگان ایران «در تبعید» بنا بر منشور خود و منشور جهانی انجمن قلم که همانا پشتیبانی از آزادی بیحد و حصر و استثنای اندیشه و بیان است، بر این باور پای میفشارند که حق طبیعی انسان برای زندگانی خدشهناپذیر و اعتراض به هر گونه ستم اجتماعی و مبارزه برای آن، بخش جداییناپذیر آزادی اندیشه و بیان است.
کانون نویسندگان ایران (در تبعید) – انجمن قلم ایران (در تبعید)
۹ آپریل ۲۰۲۶








