
بیش از ۲۰۰ نویسنده و روشنفکر زن، از جمله آنی ارنو، ویرژینی دپانت و آن گدار، با انتشار یادداشتی جمعی در روزنامهٔ «لیبراسیون»، سازوکار جوایز بزرگ ادبی فرانسه را به تبعیض جنسیتی متهم کردند. اعتراض آنها پس از آن مطرح شد که پنج جایزهٔ اصلی رمان فرانسوی در فصل ادبی امسال همگی به مردان رسید. امضاکنندگان خواستار تغییر ترکیب و شیوهٔ انتخاب هیئتهای داوریاند؛ مطالبهای که بحث را از فهرست برندگان به ساختار توزیع اعتبار و امکانات در جهان نشر میکشاند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه نویسندگان این یادداشت، از جمله کامی فرویدووـمتری، فیلسوف، و لوئیز شنوییر و آن گدار، نویسنده، معتقدند نظام کنونی جوایز نمیتواند غنا و تنوع ادبیات معاصر فرانسه را بازتاب دهد.
یادداشت جمعی بیش از ۲۰۰ نویسندهٔ زن در لیبراسیون، ۶ نوامبر ۲۰۲۶
در روزهای گذشته، گنکور به فیلیپ ژانادا، رنودو به فرانسواـآنری دزرابل، فمینا به یانیک انل، مدیسی به فیلیپ واسه و جایزهٔ بزرگ رمان آکادمی فرانسه به سباستین لاپاک رسید. امضاکنندگان تأکید دارند که این نتیجه در فصلی رقم خورده که آثار متعددی از زنان با استقبال منتقدان، کتابفروشان و خوانندگان روبهرو بوده است.
جایزه و امکان ادامهٔ نوشتن
اهمیت اعتراض، فراتر از مطالبهٔ حضور نمادین زنان در فهرست برندگان است. جوایز ادبی در دیدهشدن کتابها و افزایش فروش نقش دارند و میتوانند فرصت بیشتری برای ادامهٔ کار نویسنده فراهم کنند. از این منظر، پرسش دربارهٔ انتخاب برندگان، به پرسشی دربارهٔ توزیع منابع و امکان تداوم آفرینش تبدیل میشود. اکچوالیته نیز در گزارش خود بر همین پیوند میان اعتبار ادبی، فروش و امکانات نویسندگی تأکید کرده است.
امضاکنندگان، انتخاب اعضای داوری به دست اعضای مستقر و عضویتهای غالباً مادامالعمر را زمینهساز بازتولید حلقههای بسته میدانند. راهحل پیشنهادی آنها، هیئتهایی با عضویت دورهای، توازن جنسیتی و نمایندگی متنوعتر از جهان نشر است.
کدام تجربهها اعتبار ادبی مییابند؟
این نویسندگان همچنین معتقدند برخی موضوعات مرتبط با تجربهٔ زنان، از جمله تعرضات جنسی در خانواده، با مقاومت نهادهای جایزهدهنده روبهرو میشوند. این ادعا بحث را به معیارهای ارزشگذاری میبرد: چه تجربههایی شایستهٔ منزلت ادبی شناخته میشوند و چه کسانی این منزلت را تعیین میکنند؟
اشاره به تجاوز و آزار جنسی درون خانواده، اعتراض را از ترکیب جنسیتی برندگان به مسئلهٔ مشروعیت موضوعات ادبی گسترش میدهد. روایت چنین خشونتی، خانواده را بهعنوان محل سلطه، اجبار و تحمیل سکوت بررسی میکند و تصویر آرمانی آن را به پرسش میکشد. در این خوانش، برچسب «موضوع زنانه» ممکن است تجربهای اجتماعی را به مسئلهای خصوصی و محدود تقلیل دهد؛ حال آنکه پرسش ادبی، چگونگی روایت خشونت، حافظه و مناسبات قدرت است. ادعای امضاکنندگان این است که فاصلهگرفتن داوران از این آثار میتواند به نادیدهماندن تجربههایی بینجامد که نویسندگان برای بیانشان با سکوتی دیرپا درگیر شدهاند.
بااینحال، اعتراض به معنای بینصیبماندن همهٔ زنان از جوایز امسال نیست: آن گدار جایزهٔ دسامبر، لوسی ریکو جایزهٔ فلور و لورا کاسیشکه فمینای خارجی را دریافت کردهاند. مسئلهٔ اصلی، تمرکز اعتبار در نهادهایی است که تصمیمهایشان میتواند مسیر خواندهشدن کتابها را تعیین کند؛ نهادهایی که اکنون با مطالبهٔ پاسخگویی دربارهٔ قواعد انتخاب خود روبهرو شدهاند.








