از خورنق تا قصر ریش‌آبی؛ حق گشودن در از آنِ کیست؟ جایزهٔ فمینا برای جنیفر تاماس، بهانه‌ای برای بازخوانی راز، میل و اقتدار در سه روایت کهن

خلاصۀ صوتی:

جنیفر تاماس، پژوهشگر ادبیات فرانسه، جایزهٔ فمینا در بخش جستار را برای کتاب «ریش‌آبی، ضدتحقیق: آنچه مردان را به لرزه می‌اندازد» دریافت کرد. کتاب با بازخوانی قصهٔ مشهور شارل پرو، مناسبات خشونت و قدرت در زندگی زناشویی را بررسی می‌کند. پرسش آن برای خوانندگان ادبیات فارسی نیز آشناست: در قصه‌هایی که پیرامون راز، ممنوعیت و نافرمانی شکل می‌گیرند، چه کسی حق دانستن دارد و افشای حقیقت به سود چه کسی تمام می‌شود؟

تاماس، استاد دانشگاه راتگرز و متخصص ادبیات کلاسیک فرانسه، در این کتاب ۲۷۲صفحه‌ای، روایت پرو را با قصه‌های زنان نویسنده و اسناد تاریخی و قضایی مقایسه می‌کند. «ریش‌آبی» در این پژوهش، بخشی از تاریخ تصورات دربارهٔ ازدواج است؛ جایی که میل، ثروت، فرمان‌برداری و خشونت با یکدیگر پیوند می‌خورند.

کنجکاوی زن؛ گناه یا امکان نجات؟

در قصهٔ پرو، مردی ثروتمند هنگام سفر کلیدهای خانه را به همسر جوانش می‌سپارد، اما ورود به اتاقی را ممنوع می‌کند. زن در را می‌گشاید و پیکر همسران پیشین او را می‌بیند. لکهٔ خون بر کلید، نافرمانی‌اش را آشکار می‌کند. شوهر قصد کشتنش را دارد، اما زن فرصت می‌خرد و سرانجام با رسیدن برادرانش نجات می‌یابد.

تناقض روایت همین‌جاست: کنجکاوی زن هم او را در معرض مجازات قرار می‌دهد و هم حقیقتی ضروری برای نجاتش را آشکار می‌کند. خوانشی که تنها بر نافرمانی او متمرکز شود، پرسش از جنایت مرد را به حاشیه می‌برد.

تاماس در گفت‌وگو با نشریهٔ «کُلاترال» توضیح می‌دهد که برچسب «زن کنجکاو» چگونه می‌تواند میل زنان به دانستن را جرم جلوه دهد. او همچنین بر خواندن پرو در کنار نویسندگانی چون مادام دُلنوا و مادام دو مورا تأکید دارد؛ زنانی که در قصه‌هایشان دربارهٔ ازدواج و شوهر هیولاوار پرسش‌هایی متفاوت طرح کرده‌اند.

به گزارش نقد «لوموند»، یکی از فرضیه‌های کتاب این است که ریش‌آبی با سپردن کلید، خود شرایط آزمون اطاعت را فراهم می‌کند. قتل‌های پی‌درپی را در این خوانش می‌توان نشانهٔ ناکامی در دستیابی به سلطهٔ مطلق دانست: خشونتِ صاحب قدرت با کشف محدودیت قدرتش تشدید می‌شود.

ماهی خندان؛ حقیقت در خدمت کدام نظم؟

بانگ پیش‌تر در مقالهٔ «درنگ نشانه‌شناختی بر قصهٔ هندی بانو و ماهی خندان» (+)، نوشتهٔ حسان طاهری، به رابطهٔ روایت‌گویی و کنترل زنان پرداخته است. طاهری نشان می‌دهد که در چارچوب «هفتاد افسان»، طوطی با قصه‌های پندآموز، خروج زن از خانه و تحقق خواست او را به تعویق می‌اندازد. قصه‌گویی هم سرگرمی است و هم وسیلهٔ نظارت. در «بانو و ماهی خندان» نیز کشف خیانت ملکه، نظم جنسیتی حاکم را تأیید می‌کند.

مقایسهٔ این تحلیل با خوانش تاماس، تفاوت جهت رازگشایی را آشکار می‌کند. در قصهٔ هندی، رفتار زن موضوع تحقیق و داوری است؛ در «ریش‌آبی»، دانستن زن، جنایت مرد را برملا می‌کند. حقیقت در هر دو روایت کشف می‌شود، اما پیامد سیاسی و جنسیتی یکسانی ندارد: یکی به بازخواست زن می‌انجامد و دیگری امکان رهایی او را فراهم می‌آورد.

خورنق؛ کشف راز و انحصار نگاه

در «هفت‌پیکر» نظامی نیز بهرام در قصر خورنق با حجره‌ای بسته روبه‌رو می‌شود. کلید را از خازن می‌خواهد و وارد می‌شود. در اتاق، نقش هفت شاهزاده‌خانم و تصویر خود را در میان آنان می‌بیند؛ نگاره‌ها وصال آیندهٔ او را پیش‌گویی می‌کنند. سپس بهرام در را می‌بندد و هرکس را که آن را بگشاید به مرگ تهدید می‌کند.

این صحنه مقایسه را پیچیده‌تر می‌کند. درِ بسته برای بهرام، ممنوعیتی الزام‌آور نیست: جایگاهش به او امکان می‌دهد کلید را مطالبه کند. او پس از کشف راز، خود ممنوعیت را برقرار می‌کند. ورود برای او مجاز است؛ دیگران از همان حق محروم می‌شوند.

محتوای دو اتاق نیز تفاوت معناداری دارد. بهرام تصویری از آیندهٔ وصال و برخورداری خود می‌بیند؛ همسر ریش‌آبی با گذشتهٔ جنایت‌بار شوهر و سرنوشت احتمالی خود مواجه می‌شود. در یکی، نگاه مردانه با وعدهٔ تحقق میل همراه است؛ در دیگری، نگاه زنانه خطری پنهان را آشکار می‌کند.

این تفاوت‌ها را نمی‌توان مستقیماً به حکمی کلی دربارهٔ فرهنگ ایرانی، هندی یا اروپایی تبدیل کرد. جنسیت، منزلت اجتماعی، نوع روایت و زمینهٔ تاریخی نیز تعیین‌کننده‌اند. بااین‌حال، کنار هم گذاشتن سه قصه نشان می‌دهد که راز و کنجکاوی مفاهیمی خنثی نیستند: ارزش آن‌ها با جایگاه کسی تغییر می‌کند که می‌خواهد بداند.

بازخوانی تاماس، در گفت‌وگو با تحلیل طاهری و صحنهٔ خورنق، پرسشی مشترک پیش می‌کشد: چه کسی کلید را در اختیار دارد، چه کسی ممنوعیت را تعیین می‌کند و چه کسی بهای دانستن را می‌پردازد؟ از همین‌جا، بازخوانی قصه‌های کهن به نقد شیوه‌های توزیع قدرت در روایت و در زندگی راه می‌یابد.

منابع:

انتشارات سوی؛ اعلام دریافت فمینا | لیور ابدو؛ گزارش جایزه | کُلاترال؛ گفت‌وگو با جنیفر تاماس | لوموند؛ نقد کتاب | بانگ؛ مقالهٔ حسان طاهری | گنجور؛ دیدن هفت پیکر در خورنق

بیشتر بخوانید:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی