
خیزش ملی مردم ایران-حسن حسام: در این کشتارگاه
ایران هماکنون به یک کشتارگاه بزرگ تبدیل شده است و شاعر از تبعید، با خشم و درد و اشک، مردم را به خیزش و دادخواهی و برخاستن فرا میخواند.

ایران هماکنون به یک کشتارگاه بزرگ تبدیل شده است و شاعر از تبعید، با خشم و درد و اشک، مردم را به خیزش و دادخواهی و برخاستن فرا میخواند.

مهتدی با «روز کبیسه» نه روایتی خطی از یک رخداد، که کالبدشکافی یک «حالِ دائمی» از ترس، انزوا و عادیشدن مرگ ارائه میدهد. شعر، تصویری از جامعهای است که در آن زمان از کار افتاده، خشونت به امری اداری تبدیل شده، و امید به آینده، قربانی «تقویم جراحات» شده است. این اثر، بیش از هر چیز، سندی شاعرانه از فروپاشی زبان و زمان در مواجهه با مکانیسمهای نظاممند سرکوب است.

صدای شخصی، تصویرسازی خلاق، ساختار هدفمند و عمق فکری. شاعر نه فقط با واژهها، که با مفاهیم و اسطورهها بازی میکند و از آنها جهانی نو میسازد، فراتر از آنچه که امروز از سر میگذرانیم.

حرف اصلی شاعر در این دو شعر، فریاد اعتراض علیه سرکوب، تلاش برای خاموش کردن حقایق، و تجسمِ رنجِ جمعی ملتی است که در مسیر آزادی، خون دادهاند. شاعر تأکید دارد که خونهای ریختهشده بیهوده نیست و خاک آنها را نمیپذیرد، بلکه این خونها امید به انقلاب و آزادی را زنده نگه میدارند.

ماندانا زندیان در این شعر بر جاودانگی روح مبارزه و تأثیر انکارناپذیر آن بر بیداری جمعی تأکید میکند، جایی که حتی خاموشیِ اجباری نیز در نهایت به موجی تبدیل میشود که ستمگران را به ورطه نابودی میکشد. با صدا و اجرای شاعر میشنوید:

سه شعر. سه لحظه تاریخی در زندگی فردی و اجتماعی ما. بیانیهای شاعرانه علیه مکانیسمهای دولتی برای «شیسازی» انسانها و حذف آنان از طریق بار کردن هویتی تحمیلی و کشندۀ امنیتی-ایدئولوژیک از مهدی گنجوی در یک بزنگاه تاریخی.

در این سه شعر، شاعر با زبانی تصویری و نمادین، وضعیت انسان معاصر در جامعۀ بحرانزده را به تصویر میکشد. او از یک سو نسبت به فلج روحی و عادت به رنج در جامعه هشدار میدهد، و از سوی دیگر امیدوار است به نیروی زندگی در دل سنتهای ساده و انسانی.

«رؤیاهایی که در شب میخندند»، جدیدترین دفتر شعر سارا پورجوادی، بیش از آنکه مجموعهای از اشعار سپید باشد، نقشهای است برای ادامهدادن. این مقاله با عبور از عنوان نمادین کتاب و با تکیه بر نظریههایی از فمینیسم تا روانکاوی، نشان میدهد که این اشعار چگونه با زبانی ساده و تصاویری ملموس، سهگانۀ «سیاست مراقبت»، «سوگ و احیا» و «زیست روزمره در محاصرۀ خشونت» را در هم میتنند تا امیدی کمحجم اما پایدار برای زیستن بیافرینند.

شعر م. روانشید، بازتاب جهانی واژگون و هستیشناسی شکستخوردهای است که در آن نظم طبیعی زندگی و مرگ از بین رفته است. شاعر تبعیدی، در میانه شب طولانی و درد جمعی، تنها به جابهجایی سکوتبار کلمات میان ورقها میپردازد.

«زیر گنبد دوار» اثر تازه عباس امانت، تاریخنگار برجسته، آمیزهای از شعر نو و قالبهای کهن است، بیش از یک تجربه شاعرانه شخصی، بازتاب نگرانیهای عمیق فرهنگی و فلسفی مورخی است که ریشه در میراث کهن دارد و در جهانی معاصر میزید. شعرهای او با اشارات پرشمار به حافظ، اخوان ثالث و دیگران، تلاشی است برای پیوند زدن «از دسترفتگان» ادبی با «بازماندگان» امروزین، در حالی که مفاهیمی چون زمان، حافظه و تقلای انسان در چنگال تقدیر را در قالبی بدیع و اغلب التقاطی میکاود. این کتاب، پنجرهای است به ذهن پژوهنده و شاعرانهای که گذشته را نقد میکند، ولی خود را از آن جدا نمیداند.

نوآوری در تلفیق دانش علمی با حسانگاری شاعرانه، ایجاد استعارههای چندمعنایی از طریق پیوند مفاهیم گیاهشناسی-اندامشناسی، استفاده هدفمند از فرم برای بازتولید ریتم زیستی/تنفسی، اسطورهشناسی شخصی پیرامون باروری و نابودی از مهمترین دستاوردهای شاعر در این مجموعه است.

اشعار نادیا قاسمی تصویری قدرتمند از زندگی در آستانه فروپاشی عاطفی و اجتماعی را به دست میدهند. در دنیای شعری او نجات انسان از تباهی به عملیاتی عظیم نیاز دارد، و با اینحال امیدی کوچک همچنان در ویرانههای به جای مانده از انسانیت ما به بازسازی ادامه میدهد.

«این پرچم خمیده تسلیم»، تصویری نفسگیر از جهانِ ناقصالخلقهایست که چشم و گوش و قلبش را از دست داده؛ مرگ با آروارههای افعی بر تن کودکان میجنبد و پرچم تسلیم زیر غبار خمیده است. عقاب تاریکی ستاره میچیند، کلاغ خبررسان قارقار میکند و آژیر زنده ماندن در حبابهای خون میترکد. این غزه است؛ صدایی که لرز زندگی را در رگها جاری میکند.

این اشعار نه فقط دربارهی «رویداد مرگ» بلکه دربارهٔ پسلرزههای آن در جهان زندگان هم هستند: اینکه مرگ چگونه ماندگار میشود، چگونه در خاطرهها، اشیاء و مکانها نقش میبندد و ادامه مییابد. این اشعار را میتوانید با صدای شاعر هم بشنوید:

این مقاله شعری از غلامرضا بروسان را تحلیل میکند که به مسئله فقدان، تبعید، و مقاومت در برابر نظامهای بیاحساس میپردازد. مقاله با تحلیل بندهای مختلف شعر، به تأملی در باب نقش شعر در بازسازی معنا، افشای خلأ و احیای صدای خاموشان میپردازد.

عاشقانه «بغض نترکیده» را که با جملات کوتاه و شکسته، حالتی از نفسنفس زدن و اضطراب عاشقانه را القا میکند، با صدا و اجرای شاعر میشنوید. شعر از نظر وزن، در قالب «نیماییِ» مدرن سروده شده و اگرچه وزن عروضی ثابت و یکنواختی ندارد، اما از ریتم درونی بسیار قوی و موسیقی طبیعی برخوردار است.

حرف اصلی شاعر در این شعرها، جستوجوی معشوق و تجلی عشق بهعنوان نیرویی الهی و آفرینشگر است که جهان و هستی را معنا میبخشد.

اوگن گومرینگر، شاعر برجسته و پدر شعر کانکریت اروپا، در ۱۰۰ سالگی درگذشت. این شاعر آلمانی-بولیویایی که با آثاری چون «سیلنسیو» و «آونیداس» مسیر شعر مدرن را تغییر داد، به دلیل نوآوریهای مینیمالیستی و جنجالهای فرهنگی، از جمله حذف شعرش از دانشگاهی در برلین، شهرتی جهانی یافت.

حرف اصلی ندا معمار کرمانی در این شعرها، درهمتنیدگی عمیق احساسات انسانی با طبیعت، فقدان، و چرخههای پایانناپذیر زندگی و مرگ است.

پرستو جوزانی در این اشعار با تصاویر تند و نمادین، وضعیت انسانی را در برابر نیروهای بیرونی (شهر، مرگ، فساد) و ترسهای درونی به تصویر میکشد. شعر «سنگ صبور» بهویژه با ترکیب اسطوره و واقعیت، امیدهای شکستخورده را نشان میدهد و از زبان یک راوی بیرحم، مخاطب را با حقیقت تلخ زندگی مواجه میکند.

پیره در این اشعار با مفاهیمی مانند عشق، مرگ، و پیوند انسان با طبیعت را بررسی میکند. شعرهای او گاه آرام و تأملی هستند («پیشگو») و گاه پر از شور و دگرگونی («روایتِ علاقه»)، اما در همهی آنها عناصر طبیعت و زندگی روزمره به ابزاری برای بیان مفاهیم فلسفی تبدیل میشوند. میشنوید با صدا و اجرای شاعر: