روبر پنژه

از دیگران

روبر پنژه: «لیبرا» به ترجمه عاطفه طاهایی – بخش هفتم

 یا این که دوشیزه آریان که برای سر وقت بودن همیشه نیم ساعت جلوتر حاضر می‌شد ساعت یازده با کار خیاطی‌اش روی ایوان رفته و بعد ناراحت از گرما یا بی‌قرار از چیزی که در مورد آن دختره پَس‌تان شنیده بوده …

ادامه مطلب »
از دیگران

روبر پنژه: «لیبرا» به ترجمه عاطفه طاهایی – بخش پنجم

تصادفِ وحشتناکِ بیانل کوچولو باعث شد مردم مقابل داروخانه جمع بشوند، دو فاجعه پشت هم، چه مصیبتی برای همه، ماه ژوییه بود، فصلی که برایمان بدبختی می‌آورَد، تصادف‌‌‌ها، غرق‌شدن‌ها، آتش‌سوزی‌ها، آدم نمی‌داند به کدام یکی برسد، آتش‌نشان‌ها همراه مادر به سمت گرانس رفتند، داروساز فوراً به بیمارستان تلفن کرد.

ادامه مطلب »
از دیگران

روبر پنژه: «لیبرا» به ترجمه عاطفه طاهایی – بخش چهارم

به دنبال پروانه‌ای از دروازه گذشت، اما جانور دور شد، روی پیچکی نشست، روی شمعدانی، روی شب‌بو، باغچه‌های ما پر از عطر و بو و حاصلخیزند، به ندرت حصار سنگی هست، دورتادور زمین‌ها با گیاهان حصار شده‌اند که در پیاده‌رو سر ریز کرده‌اند، پروانه در سمت خانه‌ی بیانل می‌پرید که سهره‌ای او را قاپید.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

روبر پنژه: «لیبرا» به ترجمه عاطفه طاهایی – بخش سوم

گربه‌ای در حالِ خاک‌کردن گُهش بود، دوشیزه آریان نگاهش می‌کرد، هربار که گربه را می‌دید رقیق می‌شد، طبیعت واقعاً همه چیز را خوب درست کرده بود، به خودمان که فکر می‌کنم شما می­دانید چه می­خواهم بگویم، واقعاً طبیعت، کشیش به او جواب داد نه این طبیعت نیست، طبیعت کلمه‌ی آدم‌های بی‌خداست.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

روبر پنژه: «لیبرا» به ترجمه عاطفه طاهایی – بخش دوم

خانم مونو  تا به نانوایی رسید به خانم دوکرو گفت که آگوست در مورد قهرشان به بیوه‌ی مقتول حرف‌های نامربوطی زده که هیچ اساسِ معقولی ندارد، قهرشان به زمانِ مرگِ آنتونن می‌رسید، به ماجرای تقسیم، در آن زمان سرینه موافق نبود که کشتزارش را به مونوی پدر در ازای قطعه زمینی بدهد که بعد نمی‌دانستند با آن چه کنند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

رمان لیبرا روبر پنژه به ترجمه عاطفه طاهایی در بانگ

نشریه ادبی بانگ به زودی رمان لیبرا نوشته روبر پنژه به ترجمه استادانه عاطفه طاهایی را در چند بخش همراه با طرحی از همایون فاتح منتشر می‌کند. مترجم امتیاز انتشار این اثر به زبان فارسی را که پیش از این در نشر مشکی منتشر شده بود در اختیار نشریه ادبی بانگ قرار داده است.  

ادامه مطلب »